اللهم کن لولیک حافظاً و ناصراً

فردا عازم عتبات هستم

با کاروان قمی ها

انشاءالله 11 و 12 و 13 رجب را نجف اشرف

14 و 15 و 16 را کربلا

و هفدهم را در کاظمین

نائب الزیاره دوستان هستم





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۲/۰۸ توسط احمدیاسر وافی یزدی




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۲/۰۵ توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://vafiii.persiangig.com/image/%d8%b9%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%aa.pdf/download?b099





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۲/۰۴ توسط احمدیاسر وافی یزدی



http://fararu.com/fa/news/230036/قاضی-عسکر-خبر-تجاوز-دروغ-است





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۲۶ توسط احمدیاسر وافی یزدی

وی ادامه داد: علامه حجت الاسلام و المسلمین حاج . . .  مجتهد نمونه ای است که با هوش بالا به خوبی مسایل را تحلیل می کند و درس خارج ایشان در قم مورد توجه است





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۲۳ توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://alef.ir/vdcdn90x5yt0996.2a2y.html?266697





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۲۳ توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://www.aparat.com/v/qIuWe





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۱۷ توسط احمدیاسر وافی یزدی

وقتی ما هنگام صدا زدن خداوند، دستهایمان را بالا می بریم، هرگز به این معنا نیست که او در آسمانهاست 

زیرا یکی از آموزه های مسلّم دین این است که خداوند مکان و جهت ندارد 

بالا بردن دستها در حقیقت، شبیه کردنِ خود به یک گدای عاجز است که دستهایش را به علامت کمک خواستن بالا برده است.





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۱۷ توسط احمدیاسر وافی یزدی

با تشکر از جناب رمضانی که وقت گذاشتند و نوشته ی مختصر مرا، نقدی مفصل نمودند 

متن نقد: 

چند نکته:

2- اولاً: چه کسی گفته آقای قرائتی عالم دینی و مجتهد است؟ خود آقای قرائتی هم چنین ادعایی ندارد و بارها گفته که من مجتهد نیستم و فقط یک معلم قرآن هستم.
ثانیا: مگر هر روحانی ای باید مجتهد باشد و اگر نبود باید خفه شود و حرفی نزند؟ ما در صنف روحانیت مگر مبلغ و منبری نداریم؟ پس بهتر بود می فرمودید که مشکل ما شریعتی و ازغدی نیستند بلکه منبری ها و مبلغین هستند که با وجود اینکه عالم و مجتهد نیستند اما لباس روحانیت پوشیده اند و از طرف اسلام حرف می زنند. پس بفرمایید که بساط منبر و تبلیغ را برچینیم.
من نمیگم قرائتی را عالم دینی و مجتهد بدانید (که نیست) اما حداقل منبری هم نیست؟ به اندازه ی یک مبلغ و منبری هم حق حرف زدن ندارد؟
ممکن است بفرمایید که حق حرف زدن دارد اما نباید اینقدر به وی بها داده شود و همه جا دعوتش کنند و .... . باشه، پس از این به بعد می گوییم که آقای وحید بیاید و برای جوانها صحبت کند (آنهم با سرعت دو کلمه در ساعت!). چند تا عالم دینی! و مجتهد دارید که بلد باشند حرف بزنند و جذاب باشند که تلویزیون بتواند استفاده کند؟ به نظر شما اگر امثال رحیم پور و ازغدی و رفیعی و حسینی قمی و فرحزاد و پناهیان را حذف کنیم و آقای وحید و جوادی و سبحانی و مادون آنها بیایند صحبت کنند مشکل حل می شود؟ چند تا از اینها داریم؟ چقدر برای جوانان جذابیت دارند؟ چقدر نیازهای جامعه را لمس می کنند؟
آیا شما به بهانه ی اینکه نیروگاه برق، مولد اصلی برق است، چراغ های خانه را خاموش می کنید؟ نیروگاه بدون چراغ فایده ای ندارد و چراغ بدون نیروگاه هم نوری ندارد.

3- "وظیفه حوزه است که برای مردم تبیین کند که قرائتی یک عالم دینی نیست"
واقعاً وظیفه حوزه این است که تبیین کند قرائتی عالم دینی نیست؟!!!! همه ی وظایفش را انجام داده و فقط همین یکی مانده؟
پس لطفا زحمت بکشد و تبیین کند که از این به بعد مردم پای منبر هیچ مبلغی نروند چون شاید خدای نکرده حرف غلطی بزند که در اسلام نیست و آبروی اسلام برود.

- "کتاب تفسیر نور او نیز چیزی در حدّ ترجمه قرآن و برداشت هایی گاهاً ذوقی و سلیقه ای از آیات آن است"4

اولا: بنده تقریباً نصف تفسیر نور را خوانده ام و با اینکه قبلاً بخشی از المیزان و یکی دو جلد از تسنیم را هم خوانده بودم، بسیار برایم قابل استفاده بود. نکاتی دارد که در هیچ تفسیری نیست.
ترجمه هایی هم که از آیات قران در این تفسیر هست، بسیار بسیار ترجمه های راهگشا و خوبی است و گاهی گیرها و معضلاتی که در ترجمه و حتی فهم برخی آیات بود را حل می کرد و این را نه الان و به خاطر دفاع از ایشان بلکه قبلا هم به برخی گفته ام. ترجمه ایشان بسیار بسیار راهگشا و خوب است.
تفسیر ایشان هم اگرچه بعضا ذوقی است اما برای استفاده ی عموم مردم و جوانان بسیار مناسب است. اتفاقا بسیاری از مطالب ذوقی با اینکه در بدو امر به نظر می رسد غیرمدلل هستند، اما با تامل بیشتر، معلوم می شود که پشتوانه ی قوی دارند. استفاه های ذوقی معمولا از کسانی که احاطه زیادی به یک مطلب دارند سر می زند و منشا آن هم گاهی قوه ی «حدس» است که طبق تعریف آن در منطق، فرد بدون فکر زیاد به سرعت از مقدمات عبور کرده و به نتایج می رسد و لذا نزد دیگران به نظر می رسد که نتیجه ی حدس، غیر مدلل بوده است و متکی به دلیل نیست.
ثانیا: واقعا تفسیر نور در حد ترجمه ی قرآن است؟ لطفا اول بخوانید و بعد قضاوت کنید. اینهمه استفاده و استشهاد از آیات دیگر قرآن برای تفسیر هر آیه در تفسیر نور وجود دارد. آنوقت می فرمایید که در حد ترجمه است؟ آیا ما همیشه باید فریب ظاهر کتاب ها را بخوریم و اگر کتاب خالی از اصطلاحات خاص بود را رمی به بی فایدگی و سطحی بودن بکنیم؟ قرآن به همه ی ما توصیه می کنید که توی سر جنس مردم نزنید: لا تبخسوا الناس اشیاءهم.
ثالثا: آیا پاسخ تلاش ده ها ساله ی کسی که برای رفع نیاز عوام و جوانانی که نمی توانند از امثال المیزان و مجمع البیان و تسنیم استفاده کنند، تفسیری روان و ساده و همراه با ذوقیات شیرین و دلنواز را نوشته است، این حرف ها و طعنه ها و تحقیر کردن ها است؟ مردم هم اصول فلسفه و روش رئالیسم را نیاز دارند و هم داستان راستان را.

5- "جالب است که او نه تنها درس خارج را نخوانده، بلکه هر کجا برای طلاب سخنرانی می کند، می گوید: درس خارج خواندن چه لزومی دارد؟!"

اولا: چه چیز درس خارج نخواندن جالب است؟!! جرم است؟ گناه است؟
ثانیا: ظاهرا ایشان دو سال درس خارج هم خوانده است.
ثالثا: اگر یک مورد پیدا کردید که ایشان گفته باشند، درس خارج نخوانید بنده اسمش را عوض نمی کنم! کجا چنین حرفی زده اند؟ ایشان حرفش این است که اگر روزی ده ساعت فقه و اصول می خوانید و حاشیه و حاشیه بر حاشیه و شرح حاشیه و تعلیقه فلان کس بر شرح حاشیه ی بهمان را حفظ هستید، منتی هم بر سر قرآن بگذارید و ربع ساعت هم تفسیر مطالعه کنید.

6- " آقای قرائتی چه کسی گفته وقتی دستها را بالا بردی فقط باید بگی یا الله؟ گدا دستهایش را برای گدایی بالا می برد"

اولا: گدا دستهایش را به سمت فرد «دراز می کند» و «بالا نمی برد»
ثانیا: آسمان به طور نمادین، جایگاه خداوند شمرده شده و در دین هم این جایگاه نمادین، امضا و تایید شده و لذا با اینکه خداوند در هر جایی هست اما توصیه شده که چشم ها و دست ها برای دعا به بالا اشاره کنند. لذا بهتر است چنین کاری در انحصار طلب از خداوند باشد.
ثالثا: مقام معظم رهبری هم به یکی از مداحان فرموده بودند که در هنگام تقاضا از ائمه، از مردم نخواهید که دست هایشان را به سمت بالا بگیرند.
رابعا: چیزی که نه واجب است و نه مستحب و از طرفی باعث بدبینی بیشتر اهل سنت به ما می شود را چرا اینقدر حساسیت نسبت به آن بخرج می دهید؟

7- "آقای قرائتی به شما چه اگه کسی بخواد دور امام حسین بگردد؟"

اولا: با توجه به ادامه ی صحبت آقای قرائتی، منظور ایشان این است که از اشعار وزین و پرمحتوا برای ائمه استفاده کنید و کمتر از شعرهای کوچه بازاری استفاده کنید. مثلاً اینکه در عزاداری در مورد قد و بالای و چشم و ابروی حضرت ابالفضل گفته بشه، وزانت ایشان و عزاداری را پایین میاره.
لذا ایشان مانع دور امام حسین گشتن نیست. بلکه داشتند مثال می زدنند برای اشعار و صحبت های کم مایه در عزاداری ها.
ثانیا: تعبیر «به شما چه» تعبیر خوبی نیست.

8- "آقای قرائتی چه کسی گفته عزاداری فقط باید در مسجد باشد؟ چه کسی گفته حسینیه عامل تفرقه و فرعونی است؟!"
اتفاقا این نظرشان بسیار عمیق و بنیادی است و من کاملا باهاش موافقم. اصلا در اسلام حسینه نداریم و کار غلطی است که برخی مراسمات مذهبی از مسجد به حسینیه منتقل شده. اصلاً حسینه ساختن، شبه بدعت است و جایی در نهادهای فرهنگی تاسیس شده توسط اسلام ندارد و بلکه باعث تضعیف مسجد هم هست. فعلا مجال توضیحش نیست. بگذریم. (لطفا نفرمایید که امام و آقا هم حسینه دارند. می دانم ولی ... بگذریم)

9- "آقای قرائتی پیشنهاد می کنم با یک عالم دینی گره بخور!"
اتفاقا آقای قرائتی اینقدر تواضع داشت که قبلا از نوشتن تمام تفسیر نور، یکی دو جلدش را خدمت آیت الله مصباح و ظاهرا دو تا از علمای دیگر ببرد تا ایشان صحت برداشت های تفسیری اش را تایید کنند و این نشان از اخلاص و گره خوردن! ایشان به علما دارد. کسی که عمری در قرآن کار کرده باز هم خودش را مستغنی از رجوع و تایید علما نمی بیند. آنهم علمایی که شاید احاطه ایشان نسبت به قرآن از خودش هم کمتر باشد.

10- آقای قرائتی از قول پدرشان نقل می کنند که پدرشان بچه دار نمی شده است و زن دیگری هم گرفته اما بچه دار نشده بود. تا اینکه در سنین بالا به حج مشرف می شوند و در آنجا دعا می کنند که فرزندی به ایشان بدهد که مبلغ قرآن (یا اسلام، تردید از من است) بشود و بعد از این سفر، پدر آقای قرائتی در سن بالا صاحب فرزند (آقای قرائتی) می شود.
این داستان، دلیل نیست اما اماره ی خوبی است که ایشان هبه ی خداوند هستند و خداوند ایشان را «به عنوان مبلغ قرآن و اسلام»، به پدر و مادرشان هدیه داده اند. البته این بدین معنا نیست که هرچه ایشان گفت صحیح است لکن بهتر است با احتیاط تر در موردشان صحبت بفرمایید و ایشان را خطر برای اسلام تلقی نکنید!

11- یادتان هست که فرمودید برای اظهار نظر باید جامعه شناسی مردم را به خوبی بدانیم و هر حرفی را نزنیم؟ و مثال زدید که آقای بهجت با اینکه آقای بهجت است اما اگر مثلا در مورد حضرت رقیه چیزی بگوید، خودش زیر سوال می رود و نه حضرت رقیه و لذا بهتر است صریحاً با برخی افراد و مسائل درگیر نشد؟
آقای قرائتی و ازغدی را اکثر مردم عمیقا و قلباً دوست دارند. وقتی کسی اینطور بی مهابا به آقای قرائتی حمله می کند، در واقع به خودش حمله کرده است. اگر به آقای قرائتی و امثال ایشان نقدی دارید بهتر است ظریف تر باشد.

12- تعجب می کنم که چطور در وسط میدان نبرد و جنگ با انواع و اقسام انحرافات فکری در جامعه، شما وظیفه ی خودتان را نیشگون گرفتنِ سربازان خودی دیده اید!!! لطفا به جای اینکه بغل دستی تان را که همرزمتان هم هست و احیانا ایراداتی نیز دارد نیشگون بگیرد، صفوف فشرده ی دشمن که قصد جان هم شما و هم وی را کرده اند، هدف قرار بدهید.
اینقدر که مشغول به زدن پناهیان و ازغدی و مطهری و قرائتی و جوادی هستید، به دشمنان واقعی هم توجه دارید؟
یکی بر سر شاخ بن می بری
n

13- آنطور که من گاهی می بینم، نسبت به اشتباهات افراد بسیار حساس هستید و به خاطر اشتباهات و حتی گاهی اختلاف دیدگاه های فقهی و کارشناسی، فرد خاصی از چشمتان می افتد.
. در حالیکه این دو مورد حداکثر یک اختلاف نظر فقهی و کارشناسی است. موارد و مثال های دیگر هم هست که بگذریم.

14- اگر در جایی از متن، تند صحبت شده است عذرخواهی می کنم. روال مباحثات طلبگی همینطور بوده است و خواهد بود. نقل می کنند که حاج آقا مصطی در ترکیه با امام آنقدر با شدت بحث فقهی می کردند که گاهی حالت دعوا پیدا می کردند. یکی از مامورین به آقا مصطفی اعتراض می کند که چرا احترام پدرت را نداری که امام و حاج آقا مصطفی هر دو می خندند و می گویند این فقط یک بحث طلبگیست.

وفقکم الله لمرضاته





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۱۶ توسط احمدیاسر وافی یزدی

عیسی مریم به پیشگاهش دربان
موسی عمران به بارگاهش چاکر

http://www.aparat.com/v/6zQO7

http://eradat.ir/showpost.aspx?id=116

تازه شعر فوق را ایشان در مدح حضرت معصومه (س) سروده اند نه حضرت زهرا (س) و امام رضا (ع)

.....

آقای قرائتی چه کسی گفته وقتی دستها را بالا بردی فقط باید بگی یا الله؟

گدا دستهایش را برای گدایی بالا می برد

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

.....

آقای قرائتی چرا برای منبری ها دقیقه برای قصه گفتن تعیین می کنید؟

آقای قرائتی چه کسی گفته عزاداری فقط باید در مسجد باشد؟

چه کسی گفته حسینیه عامل تفرقه و فرعونی است؟!





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۱۴ توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://www.aparat.com/v/jVogf





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۱۳ توسط احمدیاسر وافی یزدی




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۱۱ توسط احمدیاسر وافی یزدی



http://www.rajanews.com/news/206475





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۱۰ توسط احمدیاسر وافی یزدی

دیشب چند دقیقه ای در ترمینال کرمانشاه با برنامه نسیم آوای شبکه نسیم آشنا شدم!

پیشنهاد می کنم آقای سرافراز یکبار از قبل اعلام کنند که در فلان ساعت می خواهیم به مدت یک دقیقه یک موسیقی حرام بگذاریم!

فایده این کار اینه که ما فرق موسیقی حرام و حلال را متوجه می شویم!





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۰۷ توسط احمدیاسر وافی یزدی

در تاکسی نشسته بودم و رادیو روشن بود

گزارشگری داشت با یک معلول مصاحبه می کرد

ازش پرسید آیا از وضعیت خودت راضی هستی؟

چه سوال بی جایی!

ولی معلول جوابی داد که هر کس شنید، خود را در برابر عظمت روحی او کوچک دید

گفت: خیلی راضی هستم!

گزارشگر پرسید چرا؟

و معلول جواب داد: چرا راضی نباشم؟ می دونی تا حالا چند هزار نفر با دیدن وضعیت من به یاد سلامتی خودشون افتاده اند و توی دلشون خدا را شکر کرده اند که مثل من نیستند؟ از اینکه باعث شدم و هستم که مردم را از غفلت در بیارم، خیلی خوشحالم

با شنیدن سخنش احساس حقارت کردم





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۰۷ توسط احمدیاسر وافی یزدی



http://www.lalimodarres.blogfa.com/tag/پوشیه





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۰۷ توسط احمدیاسر وافی یزدی

عید ما مسلمانان عید غدیر و قربان و فطر و جمعه است

نه نوروز و یلدا و مهرجان و . . .

اگر هم در روایت معلی بن خنیس از نوروز تجلیل شده

نه به خاطر عید باستانی ایران

و آیین های آن

از قبیل سفره هفت سین و سمنو

و چارشنبه سوری و سیزده به در است

بلکه در آن روایت از مناسبتهای مذهبی ای سخن به میان آمده

که اصلاً در این ایام نامی از آنها برده نمی شود

مثلاً در آن روایت آمده:

انَّ یَومَ النیروز هو الیومُ الذی أَخذَ فیه النبیِ (صلى الله علیه و آله و سلم) لِأمیر المؤمنین (علیه السلام) العهدَ بِغدیرِ خُم فَأقروا لَه بِالوِلایةِ فَطوبَى لِمَن ثَبتَ عَلَیها وَ الوَیلُ لِمَن نَكَثَها

یا آمده:

وَ هُو الیومُ الذی یَظهَرُ فِیهِ قَائِمُنا أهلَ البیتِ وَ وُلاةُ الأَمرِ وَ یَظفَرُهُ اللهُ تَعالى بِالدَّجّالِ فَیَصلبُهُ عَلَى كِناسَةِ الكُوفَة

و گرنه این نوروزی که الآن ایرانی ها و افغانی ها و تاجیکستانی ها آن را به هم تبریک می گویند

و رادیو تلویزیون از حالا دارند آن را به مردم شادباش می گویند

دقیقاً همانی است که امام کاظم علیه السلام در پاسخ به منصور ملعون، آن را به شدت رد فرمودند

و از إحیاء آن به خدا پناه بردند.

http://porseman.org/q/show.aspx?id=97290

اینکه بعضی ها هم می گویند:

صله رحم و هدیه دادن که در اسلام کار پسندیده ای است

ما این ویژه گی ها را می گیریم و خرافاتی مانند چهارشنبه سوری و سیزده بدر را نفی می کنیم

درست نیست

چون وقتی این ایام را به دادن هدیه آن هم به عنوان عیدی اختصاص می دهیم؟ این کار خواه ناخواه تجلیل و بزرگداشت این ایام به حساب می آید

مثل اینکه کسی شب کریسمس به بچه هایش عیدی بدهد!

تازه کریسمس به نوروز شرف دارد

چون کریسمس به مناسبت تولد یک پیامبر است

و نوروز یادگارِ جمشیدخان!

تجلیل از نوروز هم را هم نمی توان به راحتی از خرافاتش جدا کرد

نشان به آن نشان که الآن 36 سال از انقلاب می گذرد

ولی سال به سال چهارشنبه سوری و سیزده به در پررنگ تر شده!

دست کسانی هم که با نامگذاری روز سیزدهم به طبیعت، این خرافه را رسمی کردند، درد نکند!

خدا رحمت کند مرحوم رجایی را که طرح لغو تعطیلی سیزده را به مجلس ارائه داد

ولی مگر ملی گراها گذاشتند رأی بیاورد؟!

آخه نوروز و یلدا و تخت جمشید رو از وطن پرستها بگیری، دیگه چیزی واسشون باقی نمی مونه!

کاش یک دهم نوروز به عید غدیر و قربان و فطر اهمیت می دادیم

راستی تا حالا به مناسبت عید قربان که در نمازش می خوانیم: الذی جعلتَه للمسلمین عیداً

عیدی داده اید یا عیدی گرفته اید؟!؟

خدا عاقبتمان را به خیر کند





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۲/۲۶ توسط احمدیاسر وافی یزدی

نمی خواستم درباره سخنان اخیر ازغدی چیزی بنویسم 

اما جناب سخن جناب محمد رمضانی در بخش نظرات پست قبلی: مگه دروغ می گه؟ منو تحریک به نوشتن نمود! 

سایت فرارو با تیتر ( انتقاد شدید دکتر ازغدی از حوزه های علمیه ) به نقل از او نوشته: 

دچار عقب ماندگی تاریخی هستیم بگونه ای که هنوز در حوزه های علمیه درباره حرام بودن یا نبودن هنر بحث می شود اما رقبای ما با سرعت نور جلو می روند و در جیب هر کدام از فرزندانمان تلفن همراه گذاشته اند که هم اتاق مطالعه، هم سینما و دوربین فیلمبرداری است و از این طریق پیامهای خود را به آنها القا می کنند. 

البته منظور ایشان از میمِ هستیم، حوزه های علمیه است و گر نه خودشان که از زمان جلوتر هم هستند! 

آقای ازغدی از شما تعجب است! 

هنری که رقبای ما آن را به سرعت نور جلو برده اند و مردم جهان و حتی فرزندان ما را با آن جذب کرده اند، چیزی نیست جز لهو و لعب و سکس و خشونت. آیا اگر این چهار عنصر را از سینمای رقبایمان حذف کنند، چیزی باقی می ماند؟! 

آقای ازغدی 

در حوزه های علمیه درباره حرام بودن یا نبودنِ این هنر، بحثی نمی شود. زیرا حرام بودن آن واضح است شرعاً و عقلاً. 

آنچه در حوزه بحث می شود برخی از مصادیق آن است. مثلاً قرائت قرآن و مداحی در چه زمانی مصداق غنا واقع می شود و یا اینکه آیا طبلی که در دسته های عزاداری نواخته می شود، مصداق لهو است یا نه؟ 

و گر نه کنسرت ها و شوها و تئاترها و فیلمهایی که رقبای ما با آن جوانان را جذب می کنند، قطعاً حرام است. 

آقای ازغدی 

اینکه شیطان با ابزار خودش به سرعت نور جلو می رود، دلیل نمی شود که حوزه های علمیه ما از تاریخ عقب مانده اند. 

ما که نمی توانیم برای جذب جوانان به سوی خودمان، رقص و ساز و آواز را تجویز کنیم! 

آقای ازغدی 

قرار نیست هر چیزی که نام هنر رویش گذاشتند، حوزه علمیه آن را حلال بداند و بر سر آن با سازندگانش رقابت نماید 

آقای ازغدی 

مراقب باش جو گیر نشوی!





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۲/۲۲ توسط احمدیاسر وافی یزدی

این آقای ازغدی هم دوباره . . . ولش کن حوصله داری . . . ولی اینو نمی تونم نگم که گفته: 

اسلامی که در برخی از حوزه های علمیه ارائه می شود جز عزاداری و زیارت هیچ چیز نیست. 

جالبه که من هم به خواست خدا در ایام عزاداری حضرت زهرا (س) عازم زیارت عتبات هستم! 

یادم باشه اونجا برای ازغدی هم دعا کنم!





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۲/۲۱ توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=30616&BookID=17107&Language=1&PageIndex=78





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۲/۱۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی

دیگر ویژگیهای برجستۀ عید نوروز، صلۀ رحم و مسافرت است که این هردو مطلقاً با ایّام فاطمیه منافات ندارند. ضمن آنکه مگر چند روز از ایّام نوروز مقارن ایّام فاطمیه است.  امیدوارم کسی در ایّام عید داغدار نشود و در سوگ نزدیکان خود نباشد وگرنه سوگ اهل بیت (ع) مغایرتی با نوروز ندارد.

http://www.rajanews.com/news/205677





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۲/۱۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی

چه به یاد مرگ باشیم چه نباشیم، مرگ به سراغمان خواهد آمد.
با این تفاوت که اگر به یاد مرگ باشیم، برای آن آماده می شویم و از آمدنش غافلگیر نمی گردیم.

 

ولی اگر به یاد آن نباشیم، زمانی به فکر آمادگی می افتیم که کار از کار گذشته است.

 

برخی با یاد و یادآوری مرگ مخالفند و حتی از شنیدن این واژه ناراحت می شوند.

 

اگر اینطور بود که با غفلت از مرگ، صورت مسأله پاک می شد، بهترین راه همین کار بود؛ ولی مرگ کاری به غافل بودن یا نبودن ما ندارد و دیر یا زود فرا خواهد رسید.

 

در کودکی به کارتون میگ میگ خیلی علاقه داشتم و جالب ترین نکته آن برایم این بود که گاهی که مسیر آقاگرگه به دره و پرتگاهی ختم می شد و او به آنجا می رسید، چون حواسش نبود همان دویدن را روی هوا انجام می داد و تنها وقتی سقوط می کرد که متوجه می شد که دارد در فضای خالی می دود!

 

در واقع تا غافل بود، سقوط نمی کرد و وقتی از غفلت در می آمد، سقوطش آغاز می شد.

 

ولی متأسفانه مرگ مانند پرتگاه زیر پای آقاگرگه نیست که تا زمانی که از آن غافلیم، در آن سقوط نکنیم!

 

اما چه کنیم که انسان از نسیان مشتق شده و غفلت، جزء طبیعت ثانویه­ ی او شده است!




نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۲/۰۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی

حتماً در فضای اینترنت به  کلیپ های زیادی برخورده اید، که بالا یا پایینش نوشته: نبینی، ضرر کردی.

شاید خیلی هاش بُلُفی بیش نباشه ولی کلیپ زیر قطعاً یکی از مصادیقِ ( نبینی، ضرر کردی ) است.

http://www.aparat.com/v/rjFp5





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۱/۱۰ توسط احمدیاسر وافی یزدی

مطلبی جالب از ویکی پدیا:

مور یا مورچه حشره‌ای اجتماعی است همانند زنبور عسل از راستهٔ نازک بالان که در میانه‌های دورهٔ کرتاسه یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۳۰ میلیون سال پیش تکامل یافته‌است. امروزه بیش از ۱۲۰۰۰ گونه مورچه طبقه بندی شده‌اند و تخمین زده می‌شود این تعداد تا ۲۲۰۰۰ گونه نیز برسد.

بیست و دو هزار نوع مورچه!

دقت کنید. نوع نه فرد.

که هر کدام با دیگری متفاوت است!

و هر نوعی لابد ملیون ها فرد دارد.

جلّ الخالق!





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۱/۰۶ توسط احمدیاسر وافی یزدی

دیروز غروب از درس بر می گشتم. سوار تاکسی شدم. دو نفر دیگه هم بعد از من سوار شدند.

نفر اول که پیاده شد، خواست کرایه بدهد که راننده تاکسی گفت: صلوات بفرست!

او تشکر کرد و رفت. بغل دستی من با تعجب به راننده گفت: تاکسی صلواتی دیگه ندیده بودیم!

راننده گفت: آخه دارم بر می گردم منزل

انصاف نیست کرایه بگیرم

همیشه وقتی دارم بر می گردم منزل، صلواتی سوار می کنم

عجیبه که در جامعه ما هنوز هم چنین آدمایی پیدا می شن

عجیب نیست؟!؟





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۰/۲۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی

گر چه تبرّی از دشمنان اسلام و اهل بیت (علیهم السلام) از ارکان تشیّع است

اما نباید فراموش کنیم که یکی از ارکان تشیّع هم، تقیه است

نباید هیچ کدام فدای دیگری شود

نه می توان به بهانه تقیه از تبرّی دست شست و آن را از یاد برد

نه می توان به خاطر تبرّی، تقیه را زیر پا گذاشت و جان شیعیان را به خطر انداخت

مرد آن است که بتواند بین هر دو جمع کند

و از افراط و تفریط بپرهیزد





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۰/۲۵ توسط احمدیاسر وافی یزدی




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۰/۱۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی

ابن ماجه در کتاب سُنَن خود از أشعث بن قيس نقل می کند که:

ضفت عمر ليلة . فلما كان في جوف الليل قام إلى امرأته يضربها . فحجزت بينهما . فلما أوى إلى فراشه قال لي يا أشعث احفظ عني شيئا سمعته عن رسول الله صلى الله عليه و سلم ( لا يسأل الرجل فيم ضرب امرأته . ولا تنم إلا على وتر ) ونسيت الثالثة.

شبی مهمان عمر بودم. نصف شب برخاست و شروع به زدن همسرش کرد. من خود را بین او و همسرش حائل کردم تا دست از کتک زدن بردارد. وقتی عمر برای خوابیدن به بسترش می رفت به من گفت: سه چیزی را از رسول خدا شنیده ام به خاطر بسپار: 1- مرد درباره کتک زدن همسرش مورد بازخواست قرار نمی گیرد. 2- تا نماز وتیره را نخوانده ای نخواب. 3- . . . اشعث می گوید: سومی را از خاطر برده ام.

سنن ابن ماجه، باب ضرب النساء

جالب آن است که اگر تمام متون حدیثی اهل سنت را زیر و رو کنید، فقط عمر ناقل این سخن از پیامبر است!

گویا پیامبر فقط به عمر این سخن را فرموده اند؛ آنهم فقط برای این که آن شب آبروی عمر نزد اشعث نریزد!





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۰/۱۱ توسط احمدیاسر وافی یزدی




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۸/۱۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی

به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم، تصمیم گرفتم نقدهایی که چند سال قبل بر کتاب حماسه حسینی نگاشته بودم، منتشر کنم و از نقد خوانندگان بر نقدهایم استقبال می کنم.

بدیهی است خود استاد با روحیه ای که از ایشان سراغ داریم راضی نیستند که سخنانشان بدون نقد و بررسی باقی بماند.

خود ایشان در همین کتاب حماسه حسینی نقدی جانانه بر دو کتاب مزخرف شهید جاویدِ صالحی نجف آبادی و حسین وارث آدمِ شریعتی دارند.

http://vafiii.persiangig.com/video/%d8%ac%d9%84%d8%af%20%d8%a7%d9%88%d9%84%20%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%20%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%87.pdf/download?1173





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۷/۳۰ توسط احمدیاسر وافی یزدی
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin