خدایا! صاحبِ ما را برسان

جناب (یار) در بخش نظرات پست قبلی، سؤال قابل تأملی پرسیده اند

دوست دارم نخست خوانندگان نظر و پاسخی که درباره این پرسش دارند، بدهند

 





نوشته شده در تاریخ 93/08/30 توسط احمدیاسر وافی یزدی

بزرگی فرموده:

کسی که از سر عاطفه محض و احساس خام می گرید، گریه اش ذلیلانه است و اجر و ارزش چندانی ندارد. جناب حافظ که سرود:

اشک حرم نشینِ نهان خانه مرا      زان سوی هفت پرده به بازار می کشی
مرادش اشکی است که از چشمه خرد می جوشد و روان می شود. قطره ای از این اشک، آتش های جهل و کینه را خاموش می کند و به جامعه روشنایی می بخشد.
ولی به نظر می رسد این سخنان، فقط به یک جنبه ی عاشورا نگریستن است.
درست نیست دستگاه سید الشهدا را محدود کنیم به گریه خردمندانه و هر گونه گریه ی عاطفانه و احساسی را نفی کنیم و بی ارزش جلوه دهیم.
این کار یعنی محدود کردن سفینة النجاةِ اوسع امام حسین (علیه السلام)

 





نوشته شده در تاریخ 93/08/29 توسط احمدیاسر وافی یزدی

دیدید گفتم؟!؟

هنوز هیچی نگفتم، حملات شروع شد!

وای به حال اینکه چیزی هم می گفتم!

چرا اینقدر از انتقاد بی تاب می شیم؟

و دوست داریم از افراد، بت بسازیم؟!؟

حیف که حال و فرصت ندارم

و گر نه نقدی بر ازغدی می نوشتم

که هر که به آن انتقاد کرد،

خودش ضایع بشه!





نوشته شده در تاریخ 93/08/29 توسط احمدیاسر وافی یزدی

این آقای ازغدی گاهی یه حرفایی می زنه که آدم می مونه چه واکنشی نشون بده که به دوستان برنخوره!




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ 93/08/25 توسط احمدیاسر وافی یزدی




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ 93/08/19 توسط احمدیاسر وافی یزدی

به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم، تصمیم گرفتم نقدهایی که چند سال قبل بر کتاب حماسه حسینی نگاشته بودم، منتشر کنم و از نقد خوانندگان بر نقدهایم استقبال می کنم.

بدیهی است خود استاد با روحیه ای که از ایشان سراغ داریم راضی نیستند که سخنانشان بدون نقد و بررسی باقی بماند.

خود ایشان در همین کتاب حماسه حسینی نقدی جانانه بر دو کتاب مزخرف شهید جاویدِ صالحی نجف آبادی و حسین وارث آدمِ شریعتی دارند.

http://vafiii.persiangig.com/video/%d8%ac%d9%84%d8%af%20%d8%a7%d9%88%d9%84%20%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%20%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%87.pdf/download?1173





نوشته شده در تاریخ 93/07/30 توسط احمدیاسر وافی یزدی

ابتدای مقاله را بخوانید:

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=286129

و سپس نقد آن را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ 93/07/22 توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://www.aparat.com/v/7W13O

آهنگ متنشو قطع کنید و زیر نویسش رو بخونید





نوشته شده در تاریخ 93/07/22 توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://www.aparat.com/v/XTx60





نوشته شده در تاریخ 93/07/09 توسط احمدیاسر وافی یزدی

 

گاهی از دهان برخی از عمامه به سرها، سخنانی بیرون می آید که آدم می گه: صد زحمت! بر امثال شریعتی!

بالأخره او ریش می تراشید و کراوات می زد و مزخرف می گفت.

ولی این با یک عمامه یزرگ و ریش عُلَمایی این حرفها را می زند!

http://www.bing.com/images/search?q=%d8%a2%db%8c%d8%aa+%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87+%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c+%d8%a8%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%db%8c&FORM=HDRSC2

سرتان را به درد نیاورم، شخص مزبور درباره تعدد زوجات گفته:

ما وقتی که از حقوق زن در اسلام سخن می گوییم، حرف هایی جدی داریم.

یه رفیق داشتم تا یه حرفی می زد که بقیه خیال می کردند شوخیه، می گفت: جِندی می گم!

من معتقدم که هیچ مردی نمی تواند دو تا زن بگیرد

و برای اینکه نگویند از آیه معروف قرآن خبر ندارد، آن را ترجمه کرده است:

این تعدد زوجات برای سرپرستان یتیمان است. قرآن می فرماید، «شما سرپرستان یتیمان مبادا کالای خوب را برای خودتان بردارید و کالای بد را برای یتیمان بگذارید و در ادامه نیز می فرماید، ای سرپرستان یتیمان اگر خوف دارید و مى ترسید از اینکه (به هنگام ازدواج با دختران یتیم ) عدالت را رعایت نکنید، (از ازدواج با آنان ، چشم پوشى کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمایید، دو یا سه یا چهار همسر، و اگر مى ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید تنها یک همسر بگیرید...»

با این حساب اگر بعد از مرگ پدر زن، همسر دوم بگیریم اشکال ندارد. البته به شرطی که یتیم باشد!

نیجه حرف ایشون اینه که شکنجه روحی یتیمان شبهه شرعی نداره!

مجلس قصد تصویب قانونی را داشت که با توجه به آن، مرد برای ازدواج دوم، دیگر نیاز به اجازه همسر اولش نداشت. من شدیدا با این قانون مخالفت کردم و گفتم، این کار برای همسر اول مصداق شکنجه است و شبهه شرعی هم دارد.

آیا در آیه تعدد زوجات قرآن شما! شرط اجازه همسر اول آمده است؟!؟

تعدد زوجات در صدر اسلام برای مسائل شهوت رانی نبوده است، بلکه تماما ازدواج های سیاسی بوده است و از هر قبیله ای یک همسر اختیار می کردند آن هم بخاطر حمایت آن قبیله از ایشان. چون درعرب رسم است که هر کس از قبیله شان همسر بگیرد از او حمایت می کنند. اگر پیامبر(ص) این کار را نمی کرد همان اول شهید می شد. پیامبر برای حفظ جانش از 9 قبیله زن گرفت.

بنده خدا از تاریخ هم سر در نمی آروده! کجای تمام ازدواج های صدر اسلام سیاسی بوده است؟؟؟

پیغمبر (ص) هم همسران خود را در مدینه و در زمانی که اسلام به قدرت رسیده بود، گرفتند نه در مکه و در زمان ضعف اسلام. در مکه تنها خدیجه (س) را داشتند.

چه کسی در مدینه جرأت داشت بگوید: چون پیغمبر از قبیله ما زن نگرفته از او حمایت نمی کنیم؟!

تازه کی گفته نه همسر حضرت از نه قبیله بودند؟!؟

امّ سلمه از کدام قبیله بود؟ عایشه و حفصه از کدام قبیله؟ زینب که دختر عمه حضرت بود و ماریه که رومی بود!

پیامبر برای حفظ جانش این زنان را گرفت؟!؟

امان از بی سوادی!

تازه این را هم در مصاحبه اش گفته:

قباله های 12 شرطی ازدواج را من درست کردم. یکی از آن شروط را از کانون انگلستان – آمریکا گرفتیم، آن هم مبنی بر این که اگر مردی زنش را طلاق داد، باید نصف دارایی خود را به زن بدهد. دراروپا این طوری است که اگر زن طلاق داد، زن باید نصف دارایی خود را به مرد بدهد و اگر هم مرد طلاق دهد، او باید نصف داراییش را به زن بدهد که ما آمدیم و تنها بخش دوم آن را گرفتیم. یعنی اگر مردی زن خود را بدون عذر موجهی طلاق داد باید نصف دارایی خود را که در زمان زناشویی تحصیل کرده است را به زن بدهد.

چشمم روشن قوانین شرعی تان را از آمریکا و انگلیس گرفته اید؟!؟

خب، پس چرا اینقدر زن ذلیلید که تصویب نکرده اید که وقتی زن درخواست طلاق داشته باشه، نصف دارایی اش را به مرد بدهد؟!؟

وقتی قانون را از کفار می گیرید کامل بگیرید نه فقط آن مقداری را که به نفع زن است!

و صد البته کسی که قانون دینش را از آمریکا و انگلیس می گیرد، باید هم با تعدد زوجات مخالف باشد

چون در قانون آنها، این کار تصویب نشده است!

مطمئن باشید اگر روزی در مجلس آمریکا و انگلیس قانون تعدد زوجات تصویب بشه، این آقایون با کلی ذوق و شوق ازش طرفداری می کنند و می گویند: بله، قرآن ما هم هزار و چهارصد سال قبل به این قانون مترقی اشاره کرده بود!

http://www.jamaran.ir/fa/NewsContent-id_39693.aspx

کتابی داره جلال آل احمد به نام (غربزدگی)

به یکبار خودندنش می ارزه.

امروز صبح که سخنان این آیت الله نما در جمعی از طلبه ها مطرح شد. یکی از طلبه ها در واکنش به اعتراض من گفت: بابا، ایشون مرجع تقلید هستند!

اگر این مرجع تقلیده، پس من امام زمانم!

کاش مردم خیال نمی کردند هر کس ریش و عمامه داره و مخصوصاً فرزند یکی از علمای مشهوره، از اسلام سر در میاره

 

 





نوشته شده در تاریخ 93/06/26 توسط احمدیاسر وافی یزدی

مرحوم مطهری درباره یکی از جزوات اسلام شناسی شریعتی نوشته است:

این جزوه مانند اغلب نوشته های نویسنده، از نظر ادبی و هنری اعلی است و از نظر علمی متوسط است و از نظر فلسفی کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است.

اگر طالب مثالی ملموس از سخنان شریعتی باشید که مصداق سخن بالای مرحوم مطهری است، توجه شما را به این جملات که برگرفته از کتاب فاطمه فاطمه ی شریعتی است، جلب می کنم:

هیچ جسدی را حق ندارند که در مسجد دفن کنند. و بزرگترین مسجد زمین مسجدالحرام است، کعبه. این خانه‌ای که حرم خداست و حریم خداست، قبله همه سجده‌ها، خانه‌ای که به فرمان او و بدست ابراهیم بزرگ برپا شده است و خانه‌ای که پیامبر بزرگ اسلام افتخارش  و "رسالتش" آزاد کردن این خانه "آزاد" است و طواف برگرد آن و سجده به سوی آن. همه  پیامبران بزرگ تاریخ خادم این خانه‌اند، اما هیچ پیامبری حق ندارد در اینجا دفن شود. ابراهیم آنرا بنا کرد و مدفنش آنجا نیست و محمدۖ آنرا آزاد کرد و مدفنش آنجا نیست. در طول تاریخ بشریت، تنها و تنها یک تن از چنین شرفی برخوردار است، خدای اسلام از نوع انسان یکی را برگزید تا در خانه خاص خویش، در کعبه دفن شود. کی؟ یک زن، یک کنیز، هاجر. خدا به ابراهیم فرمان می‌دهد که بزرگترین پرستشگاه انسان را – خانه مرا- کنار خانه این زن بنا کن. و بشریت، همیشه باید برگرد خانه هاجر طواف کند. خدای ابراهیم، سرباز گمنامش را از میان این امت بزرگ، یک زن انتخاب می کند، یک مادر آن هم یک کنیز. یعنی موجودی که در نظام‌های بشری از هر فخری عاری بوده است.

می بینید چقدر زیبا و جذاب سخن رانده است و به قول مرحوم مطهری از نظر ادبی در حد اعلی است

اما از نظر دینی چه؟ آیا این سخنان پایه دینی و حتی تاریخی دارد؟ هرگز!

1 - هیچ جسدی را حق ندارند که در مسجد دفن کنند

پس حجر اسماعیل چیست؟ مگر حضرت اسماعیل (ع) در حجر اسماعیل دفن نشده است؟

2 - هیچ پیامبری حق ندارد در اینجا دفن شود ( چه ربطی دارد به اینکه : ) ابراهیم آنرا بنا کرد و مدفنش آنجا نیست و محمد آنرا آزاد کرد و مدفنش آنجا نیست (؟!؟)

خب حضرت ابراهیم در الخلیل فلسطین وفات یافت و پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز در مدینه. و به همین جهت هر دو در همان محل وفاتشان دفن شدند.

3 - در طول تاریخ بشریت، تنها و تنها یک تن از چنین شرفی برخوردار است، خدای اسلام از نوع انسان یکی را برگزید تا در خانه خاص خویش، در کعبه دفن شود.

4 - خدا به ابراهیم فرمان می‌دهد که بزرگترین پرستشگاه انسان را – خانه مرا- کنار خانه این زن بنا کن.

کی و کجا خداوند چنین دستوری به حضرت ابراهیم داده است؟!؟

گو اینکه از آیه ( و اذ یرفع ابراهیم القواعد من ابیت ) آشکار است که حضرت مأمور به بازسازی کعبه شد نه ساخت آن. و کعبه طبق روایات از زمان حضرت آدم بلکه قبل از ایشان در همین مکان موجود و محل طواف بوده است.

5 - بشریت، همیشه باید برگرد خانه هاجر طواف کند!!!

آیا در طواف باید نیت کرد که هفت دور به دور خانه هاجر طواف می کنم یا هفت دور به دور کعبه؟!؟

حالا متوجه شدید چگونه یک متن هنری می تواند از نظر دینی و اسلامی صفر باشد؟!؟

مرحوم مطهری در نامه معروفش نوشته است:

به‌ خدا قسم‌ اگر روزی‌ مصلحت‌ اقتضا کند که‌ اندیشه‌های‌ این‌ شخص‌ حلاّجی‌ شود و ریشه‌هایش‌ به‌ دست‌ آید و با اندیشه‌های‌ اصیل‌ اسلامی‌ مقایسه‌ شود، صدها مطالب‌ به‌ دست‌ می‌آید که‌ بر ضدّ اصول‌ اسلام‌ است‌، و بعلاوه‌ بی‌پایگی‌ آنها روشن‌ می‌شود.

حالا منظور ایشان از بی پایگی مطالب شریعتی را فهمیدید؟

این جمله مرحوم مطهری درباره کتاب اسلام شناسی شریعتی نیز جالب است:

به نظر من اين جزوه چيزی كه نيست اسلام شناسی است، حداكثر اين‏است‏ كه بگوئيم اسلام سرايی يا اسلام شاعری است، يعنی اسلام موضوع و سوژه يك‏ نوع‏ شعر و تخيل ولی به صورت نثر شده است و البته زيبا هم سروده شده است و بيشتر از سوسياليسم و كمونيسم و ماترياليسم تاريخی و اگزيستانسياليسم‏ مايه گرفته است تا اسلام. فرق است ميان شناختن چيزی و سوژه قرار گرفتن ‏وی و سروده شدن آن.





نوشته شده در تاریخ 93/06/22 توسط احمدیاسر وافی یزدی

 

جناب ازغدی را همه می شناسند ولی دفاع او از شریعتی به هیچ وجه شایسته یک محقّق نیست.

مخصوصا تشبیه اصطلاح تشیع علوی و صفوی او به اسلام ناب و امریکایی. واقعا برای ایشان متاسفم.

http://www.aparat.com/v/nBpCN

کاش یکبار دیگر نامه آقای مطهری را مرور می کرد:

http://drshariati.org/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C/





نوشته شده در تاریخ 93/06/21 توسط احمدیاسر وافی یزدی

یک مدعی اسلام شناسی چنین گفته است:

من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم چون آنها از روی عشق می رقصند و اینها از روی عادت نماز می خوانند.

http://www.ayehayeentezar.com/thread7054.html

عجب! پس هر کاری از روی عشق باشد، از نمازِ از روی عادت دوست داشتنی تر است!

خب اون دخترها شاید بعد از رقص، کارهای دیگری هم انجام بدهند یا با آنها انجام بشود! لابد جناب دکتر آن کارها را هم اگر از روی عشق باشد بر نماز پدر و مادرش ترجیح می دهد!

 

در اسلام شناس بودن این دکتر همین بس که گفته است:

 

به آنهایی که میگویند " زن " یک موجود ضعیفه است میگویم اگر اینگونه بود چرا خداوند خانه خود را در آرامگاه " هاجر " قرار داد ؟!!!

http://shariati4all.blogfa.com/category/2/

چه اطلاعات دقیقی! خدا خانه ی خود را در کنار آرامگاه هاجر قرار داد یا هاجر در کنار خانه خدا دفن شد؟

هر بچه مسلمانی می داند کدام؟ ولی این دکتر نفهمیده است!

 





نوشته شده در تاریخ 93/06/19 توسط احمدیاسر وافی یزدی



http://www.aparat.com/v/hg9GN





نوشته شده در تاریخ 93/06/15 توسط احمدیاسر وافی یزدی



گردن من، زینت قلّاده ی عشق تو دارد

من سگ کوی تواَم از گردنم قلّاده مگسل

...............

با جستجو در نت به شاعرش پی خواهید برد





نوشته شده در تاریخ 93/06/12 توسط احمدیاسر وافی یزدی

استخاره همیشه، مخالفان و موافقانی داشته و هر کدام برای خود استدلالاتی دارند.
مخالفان می گویند: در کار خیر، حاجت به استخاره نیست.
یا: نباید استخاره جانشین فکر و مشورت و تحقیق گردد.
به نظر من هر دو دلیل در جای خود صحیح است ولی منافاتی با استخاره ندارد. زیرا درست است که اصل ازدواج، کاری خیر و بلکه لازم است اما هیچ کس برای اصل ازدواج استخاره نمی گیرد. استخاره برای موارد ازدواج است و ما از کجا می توانیم ادعا کنیم این مورد برای ازدواج خیر است؟! چه بسا شرتر از آن نباشد!
درباره دلیل دوم هم می توان گفت: فکر و مشورت و تحقیق، ممکن است ابهامات زیادی را برطرف نماید. اما دل را آرام و خاطر را جمع نمی کند. زیرا ما از باطن و آینده¬ی اشخاص بی خبریم. باطنی که حتی بر دوستان نزدیک نیز مخفی مانده است. گاهی می شود که حتی خود شخص هم نمی داند در آینده با همسرش چگونه رفتار خواهد نمود! کم نیستند افرادی که با دوستان خود، خوش اخلاق و با محبت هستند ولی وقتی ازدواج می کنند، نمی توانند با همسرشان رابطه¬ی مناسبی با او برقرار کنند. گذشته از اینکه دوستان و آشنایانِ شخص مورد تحقیق، غالباً نمی خواهند عیوب او را افشا کنند و شاید هم با خود بگویند: حالا با ما اینجوریه، ازدواج کنه خوب می شه. خوب نیست خرابش کنیم! با اینکه یکی از استثنائات غیبت، مقام تحقیق و مشورت است.
فایده¬ی دیگر استخاره، اثر روانیِ آن است. اگر انسان قبل از ازدواج استخاره بگیرد. اگر شوهر یا همسرش بداخلاق و ناسازگار از آب در آمد، می گوید: حتماً حکمتی بوده که استخاره خوب آمده و احساس پشیمانی نمی کند ولی اگر استخاره نگرفته باشد، همواره می گوید: کاش در کنار تحقیق ومشورت، استخاره هم می گرفتم.
به هر حال، تمام این بحثها وقتی است که استخاره¬ی رایج برای ازدواج گرفته شود که پاسخش منفی یا مثبت است. اما نوع دیگری از استخاره در روایات آمده که به معنای طلب خیر از خدا می باشد و فکر نکنم احدی با آن مخالف باشد. به روایت زیر دقت کنید:
امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:‏ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع إِذَا هَمَّ بِحَجٍّ أَوْ عُمْرَةٍ أَوْ عِتْقٍ أَوْ شِرَاءٍ أَوْ بَيْعٍ تَطَهَّرَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيِ الِاسْتِخَارَةِ وَ قَرَأَ فِيهِمَا سُورَةَ الرَّحْمَنِ وَ سُورَةَ الْحَشْرِ فَإِذَا فَرَغَ مِنَ الرَّكْعَتَيْنِ اسْتَخَارَ اللَّهَ مِائَتَيْ مَرَّةٍ ثُمَّ قَرَأَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْمُعَوِّذَتَيْنِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّي هَمَمْتُ‏ بِأَمْرٍ قَدْ عَلِمْتَهُ فَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ خَيْرٌ لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَاقْدِرْهُ لِي وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَاصْرِفْهُ عَنِّي رَبِّ هَبْ لِي رُشْدِي وَ إِنْ كَرِهْتُ ذَلِكَ أَوْ أَحَبَّتْ نَفْسِي بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ حَسْبِيَ‏ اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ‏ ثُمَّ يَمْضِي وَ يَعْزِم‏(مكارم الأخلاق ؛ ؛ ص256)
ترجمه: پدرم امام سجاد (علیه السلام) هر گاه قصد می کرد به حج یا عمره برود یا خرید و فروشی را انجام دهد، وضو می گرفت و دو رکعت نماز استخاره می خواند که در آن بعد از حمد، سوره الرحمن و حشر را تلاوت می نمود. وقتی از نماز فارغ می شد، صد بار می گفت: اَستَخیرُ الله ( از خدا طلب خیر می کنم ) و سپس قل هو الله و احد و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس را تلاوت می کرد و سپس عرضه می داشت: خدایا، من قصد کاری را دارم که تو نسبت به آن آگاهی. پس اگر می دانی که انجام آن به خیرِ دین و دنیا و آخرت من است، پس انجام شدن آن را مقدّر فرما و اگر می دانی که انجام آن، به ضرر دین و دنیا و آخرت من است، مرا از آن منصرف فرما. خدایا، صلاحم را به من الهام کن؛ چه از آن ناراضی باشم یا مورد پسندم باشد؛ به حق بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ،‏ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ، حَسْبِيَ‏ اللَّهُ وَ نِعْمَ الوکیل. پس گفتن این اذکار، به دنبال انجام کار مورد نظر می رفت.
با توجه به این روایت، وقتی انسان می خواهد به خواستگاریِ دختری برود، این دو رکعت نماز و دعای بعد از آن را می خواند و به خدا عرضه می دارد: خدایا، اگر ازدواج با این دختر به صلاح و خیر دین و دنیا و آخرتم است، پاسخ مثبت بدهند و گرنه او را برایم مقدّر مفرما.
در این صورت، چه پاسخ خانواده¬ی دختر مثبت باشد و چه منفی، مایه¬ی خوشحالی است. زیرا اگر پاسخشان منفی هم باشد، می فهمد که خیر او در خیر گفتنِ آنها بوده است! و خدا را شکر می کند.
دختر هم می تواند به خدا بگوید: خدایا، اگر این پسر به درد من نمی خورد، کاری کن که مرا نپسندند.
عجیب است! عمل به تعالیم دین باعث می شود که انسان همواره راضی باشد. آیا برایتان عجیب نیست که ببینید شخصی از خواستگاری برگشته و خوشحال و راضی به نظر می رسد و وقتی از او می پرسند: بله را گفتند؟ می گوید: نه، پاسخشان منفی بود!
معمولاً جوانها وقتی با یکی دو مورد جواب منفی مواجه می شوند، نا امید و مأیوس و افسرده می گردند و حتی ممکن است دست به خودکشی بزنند ولی این واژه ها هیچ راهی در قاموس یک انسان مؤمن و عامل به دستورات دینی ندارد.





نوشته شده در تاریخ 93/06/08 توسط احمدیاسر وافی یزدی

یزد شهر عجیبی است و یزدی ها مردم خاصی هستند

حواسم هست که این مطلب، عمومیت ندارد و همه جا همه جور آدمی پیدا میشه

ولی باز هم یزد و یزدی ها را خاص می دانم

مخصوصاً یزدیهای قدیمی و اصیل

یزد به شهر قنات و قنوت و قناعت معروف است

و انصافاً هم اینچنین است

یزدی ها اهل کار و تلاش، عبادت و قناعت هستند

چند وقت پیش در جمع دانشجویان سخن از یزد و یزدی ها شد

یکی از دانشجویان تعریف کرد که:

یک بار رفته بودم یزد و به دنبال آدرسی از دوستان هم دوره ایم می گشتم

از صاحب مغازه ای پرسیدم، این آدرس کجاست؟

وقتی کاغذ را خواند، گفت: پسرم، راهش دوره بیا این سویچ رو بگیر و با موتورم برو و وقتی کارت تموم شد موتور را بیار

و سویچ را در دستم گذاشت

و من متعجب از اینکه: مگه میشه کسی موتورش رو به یک غریبه بده؟!

ولی ظاهراً شده بود!

سوار موتور شدم و آدرس را یافتم و بعد از چند ساعت به همراه دوست یزدیم با موتور برگشتیم و موتور را تحویل صاحب مغازه دادیم





نوشته شده در تاریخ 93/06/05 توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://vafiii.persiangig.com/%D9%BE%DB%8C%D8%BA%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D8%A8%D9%88%D8%AF%20%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%20%DA%A9%D9%87%20%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C.pdf





نوشته شده در تاریخ 93/05/31 توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://www.aparat.com/v/xevNG





نوشته شده در تاریخ 93/05/31 توسط احمدیاسر وافی یزدی

چون برخی از کاربران احتمال داده بودند که جواب استفتای دوم اشتباهاً ارسال شده است، بار دیگر از طریق سایت لیدر آی آر، سؤال را به این نحو پرسیدم:

با سلام
منظور از غرض عقلایی در جواز عقیم سازی دائمی چیست؟ آیا شامل حوصله و اعصاب بچه نداشتن یا از عهده خرجشان بر نیامدن یا از پس تربیتشان بر نیامدن می گردد

دیروز جوابش آمد که:

عرفی بوده و تشخیص آن به عهده مکلف است





نوشته شده در تاریخ 93/05/15 توسط احمدیاسر وافی یزدی

آیت الله تعبیر سنگینی است مخصوصاً با پسوند عظما

آیت الله العظمی یعنی بزرگترین نشانه ی خداوند!

اميرالمومنين (ع) در ضمن بیان اوصاف خود می فرمایند: أنا آیة الله العظمی

خدا رحمت کند مرحوم حاج آقا بهجت که پشت رساله اش فقط واژه ( العبد ) مشاهده می شد

و خدا حفظ کند حاج آقا سیستانی را

http://www.sistani.org/persian/





نوشته شده در تاریخ 93/05/11 توسط احمدیاسر وافی یزدی

دوست زیزم، آقا محمد رضا عسکری، نوشته اند:

سلام حاج اقا...یک سوال تو ذهن منه...الان تو تمام دنیا و حتی دور و ور خدمون میبینیم ادم هایی که خیلی مظلومن خیلی زود از دنیا میرن ولی انسان های ظالم خیلی بیشتر عمر میکنن و ظلم همچنان ادامه داره...ایا این با عدالت خدا در تناقض نیست؟؟؟؟

دوست عزیز، سلام

خداوند انتقام ظالم را در دنیا و آخرت می گیره

عیب کار اینه که خداوند خیلی صبر داره

و ما عجولیم!





نوشته شده در تاریخ 93/05/11 توسط احمدیاسر وافی یزدی

دیروز در مجله ای مطلبی درباره مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری (ره) خواندم

شخصی گفته بود: دین در ریش نیست

و ایشان جواب داده بود:

دین در ریش نیست ولی ریش در دین هست!





نوشته شده در تاریخ 93/04/31 توسط احمدیاسر وافی یزدی

اگر یادتان باشد یک ماه قبل استفتائی از رهبر انفلاب نموده بودم:

محضر مقام معظم رهبری

چون جواز عقیم سازی دائمی را منوط به وجود غرض عقلایی فرموده اید، و از آنجایی که عنوان غرض عقلایی خیلی کلی و تا حدودی مبهم است، از محضرتان دو سوال دارم:

اول اینکه:

آیا:

هزینه ی فرزند زیاد سر سام آور است

یا : حوصله و اعصاب بچه را ندارم

یا: از پسِ تربیت صحیحِ آنها بر نمی آیم

به نظر حضرتعالی، بهانه و غرض عقلایی محسوب می شود تا مجوّز عقیم سازی باشد یا خیر؟

دوم اینکه:

وقتی می توان غرض عقلایی را به صورت عقیم سازی موقت و قابل برگشت مانند قرص و عزل و . . . ، تحصیل نمود، چه وجهی برای تجویز عقیم سازی دائمی وجود دارد؟

امروز جوابش آمد:

بسمه تعالی

در فرض سؤال، اشکال ندارد و لکن اگر مستلزم نگاه و لمس حرام باشد، جایز نیست.

همین!





نوشته شده در تاریخ 93/04/29 توسط احمدیاسر وافی یزدی

دیروز از عمره برگشتم

سفرمان حدود 22 روز طول کشید

کاروان ما متشکل از 120 شیعه و سیزده سنی بود

از همه ی اعضای کاوران مخصوصاً اهل سنت می خواهم که کتاب:

شبهای پیشاور نوشته مرحوم سلطان الواعظین را حتماً مطالعه کنند

اگر به آن دسترسی ندارند، آدرس بدهند تا برایشان پست کنم





نوشته شده در تاریخ 93/04/26 توسط احمدیاسر وافی یزدی

noorvafi.blogfa.com





نوشته شده در تاریخ 93/04/11 توسط احمدیاسر وافی یزدی




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ 93/04/07 توسط احمدیاسر وافی یزدی

بعضیها تا اسم عراق و عراقی را می شنوند، خاطرات هشت سال جنگ به ذهنشان می آید و می گویند: هر چی می کِشند، حقّشونه!
این حرف ناشی از عدم درک صحیح از قضایای شروع و ادامه جنگ است.
و نیز ناشی از این تصوّر است که همه عراقیهای حاضر در جبهه جنگ، حتی شیعیان به طور اختیاری و داوطلبانه آمده بودند.
ما خیال می کنیم عراق هم مثل ایران بوده که مردم به طور داوطلبانه و با افتخار به جبهه می رفتند تا از مملکت خود در برابر دشمن دفاع کنند.
از پیرزنی کربلایی شنیدم که در آن زمان اگر جوانی برای نرفتن به جبهه، خود را پنهان می کرد، نیروهای اطلاعاتی به خانه او می ریختند و مادر و خواهرانش را بازداشت می کردند و به زندان می بردند تا او خودش را تسلیم کند!
علاوه بر این که ما نباید نقش تبلیغات را دست کم بگیریم. عراقِ در زمان صدام به یک پادگان شبیه تر بود تا به یک کشور. هیچگونه راه ارتباطی حتی از طریق تلفن به خارج از عراق ممکن نبود. بسیاری از عراقیها که اقوامشان در ایران بودند، در طی بیست سال کوچکترین خبری از آنها نداشتند.
تلویزیون عراق هم فقط یک کانال داشت آنهم روزی چند ساعت که سخنرانی صدام و اطلاعیه های ارتش را پخش می کرد.
آیا به نظر شما صدام به مردمِ بی اطلاع از همه جایش می گفت: ما به ایران شیعه حمله کرده ایم؟!
هر گز. او ایران را متجاوز و آغازگر جنگ معرفی کرد و از مردمش خواست که برای دفاع از خاکشان و حمایت از عتبات مقدسه به جبهه بروند و مانع ورود دشمن به خاک عراق گردند.
طبعاً بسیاری از جوانان شیعه که در جبهه عراق حضور پیدا کردند، به تصور متجاوز بودنِ ایران و دفاع از شهرهای مقدس عراق بود.
اکنون برای ما واضح است که عراق متجاوز و آغازگر بوده ولی این امر حتی برای دنیا تا آخر جنگ هم روشن نشد تا اینکه سازمان ملل به نظرم در سالهای 69 ، 70، در قطعنامه ای عراق را آغازگر جنگ معرفی نمود.
اگز ما این طرف برای دفاع از مملکت اسلامی می جنگیدیم، آنها هم آن طرف برای دفاع از نجف و کربلا جان خود را درمعرض خطر قرار می دادند.
مخصوصاً جمله ای از حضرت امام که فرموده بودند: ( راه قدس از کربلا می گذرد ) دستاویز خوبی برای صدام شده بود که به مردم خود چنین القاء کند که ایرانیان قصد اشغال کربلا را دارند!
با اینکه شأن بیان این جمله چیز دیگری بود و امام با این سخن می خواستند جلوی کسانی که در بحبوحه جنگ می گفتند باید به فلسطین برویم و با اسرائیلی ها بجنگیم، فرموده بودند.

خوب است بدانید که اگر آنها از ما 200 هزار نفر  شهید کردند، ما از آنها یک ملیون نفر را کشتیم و خانواده ای در عراق نیست که کشته ای در جنگ نداشته باشند
خلاصه اینکه نباید تصور کنیم که همه عراقی های حاضر در جنگ، با علم به باطل بودنشان به جبهه آمده بودند.
حتماً شنیده اید که وقتی اسرای اهل بیت را وارد کوفه کردند، عده ای نان و خرما آوردند تا به بچه های اسیر بدهند اما حضرت زینب (س) فرمودند: صدقه بر حرام است و وقتی با تعجب و سؤال مواجه شدند، فرمودند: ما اهل بیت پیغمبریم و صدقه بر ما حرام است. این سخن برای بسیاری عجیب بود زیرا ابن زیاد کاروان اهل بیت را شورشی و خارجی معرفی کرده بود.
به هیچ وجه قصد مقایسه ندارم. فقط می خواهم بگویم که تصوری که ما از عراقیهای زمان جنگ داریم، تصور صحیحی نمی باشد.
شیعیان آگاه، هیچگاه به اختیار خودشان به جنگ نیامدند و عمده نیروهای حاضر در جبهه ها را، بعثی ها که تعدادشان در عراق حدود یک ملیون نفر بود، تشکیل می دادند.
گذشته از همه ی اینها، مگر داعش فقط قصد کشتن مردم عراق را دارد؟ مطمئن باشید اگر اینها پیروز شوند ( که خدا آن روز را نیاوَرَد ) هدف بعدیشان ایران است همانطور که دیروز در خبرها آمده بود که تهدید کرده بودند که مشهد را با خاک یکسان خواهند نمود!
در این روزها که به ماه مبارک نزدیک می شویم خیلی برای مردم عراق و شکست داعشی ها دعا کنید





نوشته شده در تاریخ 93/03/30 توسط احمدیاسر وافی یزدی

بعضی ها این روزها نگران وضعیت عراق هستند و می گن نکنه داعش پیروز بشه و شیعیان عراق رو قتل عام کنه

بعضی ها هم نگران اینند که نکنه ایران در بازی با آرژانتین زیادی گل بخوره و موجب خدشه دار شدن غرور ملی مون بشه!





نوشته شده در تاریخ 93/03/29 توسط احمدیاسر وافی یزدی

زودتر از آنچه انتظار داشتم، پاسخ استفتاءی که نوشته بودم، با پست به درب خانه رسید

ایشان مرقوم فرموده اند:

در هر صورت اگر غرض عقلایی در بین باشد، فی نفسه اشکال ندارد لکن سفارش پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به ازدیاد نسل امت اسلامی است.

من نیز امروز دوباره به دفتر رهبری در قم رفتم و از بخش استفتائات برگه ای گرفتم و روی آن نوشتم:

محضر مقام معظم رهبری

چون جواز عقیم سازی دائمی را منوط به وجود غرض عقلایی فرموده اید، و از آنجایی که عنوان غرض عقلایی خیلی کلی و تا حدودی مبهم است، از محضرتان دو سوال دارم:

اول اینکه:

آیا:

هزینه ی فرزند زیاد سر سام آور است

یا : حوصله و اعصاب بچه را ندارم

یا: از پسِ تربیت صحیحِ آنها بر نمی آیم

به نظر حضرتعالی، بهانه و غرض عقلایی محسوب می شود تا مجوّز عقیم سازی باشد یا خیر؟

دوم اینکه:

وقتی می توان غرض عقلایی را به صورت عقیم سازی موقت و قابل برگشت مانند قرص و عزل و . . . ، تحصیل نمود، چه وجهی برای تجویز عقیم سازی دائمی وجود دارد؟

با تشکر. احمدیاسر وافی یزدی





نوشته شده در تاریخ 93/03/25 توسط احمدیاسر وافی یزدی
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin