اللهم کن لولیک حافظاً و ناصراً

دیشب چند دقیقه ای در ترمینال کرمانشاه با برنامه نسیم آوای شبکه نسیم آشنا شدم!

پیشنهاد می کنم آقای سرافراز یکبار از قبل اعلام کنند که در فلان ساعت می خواهیم به مدت یک دقیقه یک موسیقی حرام بگذاریم!

فایده این کار اینه که ما فرق موسیقی حرام و حلال را متوجه می شویم!





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۰۷ توسط احمدیاسر وافی یزدی

در تاکسی نشسته بودم و رادیو روشن بود

گزارشگری داشت با یک معلول مصاحبه می کرد

ازش پرسید آیا از وضعیت خودت راضی هستی؟

چه سوال بی جایی!

ولی معلول جوابی داد که هر کس شنید، خود را در برابر عظمت روحی او کوچک دید

گفت: خیلی راضی هستم!

گزارشگر پرسید چرا؟

و معلول جواب داد: چرا راضی نباشم؟ می دونی تا حالا چند هزار نفر با دیدن وضعیت من به یاد سلامتی خودشون افتاده اند و توی دلشون خدا را شکر کرده اند که مثل من نیستند؟ از اینکه باعث شدم و هستم که مردم را از غفلت در بیارم، خیلی خوشحالم

با شنیدن سخنش احساس حقارت کردم





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۰۷ توسط احمدیاسر وافی یزدی



http://www.lalimodarres.blogfa.com/tag/پوشیه





نوشته شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۰۷ توسط احمدیاسر وافی یزدی

عید ما مسلمانان عید غدیر و قربان و فطر و جمعه است

نه نوروز و یلدا و مهرجان و . . .

اگر هم در روایت معلی بن خنیس از نوروز تجلیل شده

نه به خاطر عید باستانی ایران

و آیین های آن

از قبیل سفره هفت سین و سمنو

و چارشنبه سوری و سیزده به در است

بلکه در آن روایت از مناسبتهای مذهبی ای سخن به میان آمده

که اصلاً در این ایام نامی از آنها برده نمی شود

مثلاً در آن روایت آمده:

انَّ یَومَ النیروز هو الیومُ الذی أَخذَ فیه النبیِ (صلى الله علیه و آله و سلم) لِأمیر المؤمنین (علیه السلام) العهدَ بِغدیرِ خُم فَأقروا لَه بِالوِلایةِ فَطوبَى لِمَن ثَبتَ عَلَیها وَ الوَیلُ لِمَن نَكَثَها

یا آمده:

وَ هُو الیومُ الذی یَظهَرُ فِیهِ قَائِمُنا أهلَ البیتِ وَ وُلاةُ الأَمرِ وَ یَظفَرُهُ اللهُ تَعالى بِالدَّجّالِ فَیَصلبُهُ عَلَى كِناسَةِ الكُوفَة

و گرنه این نوروزی که الآن ایرانی ها و افغانی ها و تاجیکستانی ها آن را به هم تبریک می گویند

و رادیو تلویزیون از حالا دارند آن را به مردم شادباش می گویند

دقیقاً همانی است که امام کاظم علیه السلام در پاسخ به منصور ملعون، آن را به شدت رد فرمودند

و از إحیاء آن به خدا پناه بردند.

http://porseman.org/q/show.aspx?id=97290

اینکه بعضی ها هم می گویند:

صله رحم و هدیه دادن که در اسلام کار پسندیده ای است

ما این ویژه گی ها را می گیریم و خرافاتی مانند چهارشنبه سوری و سیزده بدر را نفی می کنیم

درست نیست

چون وقتی این ایام را به دادن هدیه آن هم به عنوان عیدی اختصاص می دهیم؟ این کار خواه ناخواه تجلیل و بزرگداشت این ایام به حساب می آید

مثل اینکه کسی شب کریسمس به بچه هایش عیدی بدهد!

تازه کریسمس به نوروز شرف دارد

چون کریسمس به مناسبت تولد یک پیامبر است

و نوروز یادگارِ جمشیدخان!

تجلیل از نوروز هم را هم نمی توان به راحتی از خرافاتش جدا کرد

نشان به آن نشان که الآن 36 سال از انقلاب می گذرد

ولی سال به سال چهارشنبه سوری و سیزده به در پررنگ تر شده!

دست کسانی هم که با نامگذاری روز سیزدهم به طبیعت، این خرافه را رسمی کردند، درد نکند!

خدا رحمت کند مرحوم رجایی را که طرح لغو تعطیلی سیزده را به مجلس ارائه داد

ولی مگر ملی گراها گذاشتند رأی بیاورد؟!

آخه نوروز و یلدا و تخت جمشید رو از وطن پرستها بگیری، دیگه چیزی واسشون باقی نمی مونه!

کاش یک دهم نوروز به عید غدیر و قربان و فطر اهمیت می دادیم

راستی تا حالا به مناسبت عید قربان که در نمازش می خوانیم: الذی جعلتَه للمسلمین عیداً

عیدی داده اید یا عیدی گرفته اید؟!؟

خدا عاقبتمان را به خیر کند





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۲/۲۶ توسط احمدیاسر وافی یزدی

نمی خواستم درباره سخنان اخیر ازغدی چیزی بنویسم 

اما جناب سخن جناب محمد رمضانی در بخش نظرات پست قبلی: مگه دروغ می گه؟ منو تحریک به نوشتن نمود! 

سایت فرارو با تیتر ( انتقاد شدید دکتر ازغدی از حوزه های علمیه ) به نقل از او نوشته: 

دچار عقب ماندگی تاریخی هستیم بگونه ای که هنوز در حوزه های علمیه درباره حرام بودن یا نبودن هنر بحث می شود اما رقبای ما با سرعت نور جلو می روند و در جیب هر کدام از فرزندانمان تلفن همراه گذاشته اند که هم اتاق مطالعه، هم سینما و دوربین فیلمبرداری است و از این طریق پیامهای خود را به آنها القا می کنند. 

البته منظور ایشان از میمِ هستیم، حوزه های علمیه است و گر نه خودشان که از زمان جلوتر هم هستند! 

آقای ازغدی از شما تعجب است! 

هنری که رقبای ما آن را به سرعت نور جلو برده اند و مردم جهان و حتی فرزندان ما را با آن جذب کرده اند، چیزی نیست جز لهو و لعب و سکس و خشونت. آیا اگر این چهار عنصر را از سینمای رقبایمان حذف کنند، چیزی باقی می ماند؟! 

آقای ازغدی 

در حوزه های علمیه درباره حرام بودن یا نبودنِ این هنر، بحثی نمی شود. زیرا حرام بودن آن واضح است شرعاً و عقلاً. 

آنچه در حوزه بحث می شود برخی از مصادیق آن است. مثلاً قرائت قرآن و مداحی در چه زمانی مصداق غنا واقع می شود و یا اینکه آیا طبلی که در دسته های عزاداری نواخته می شود، مصداق لهو است یا نه؟ 

و گر نه کنسرت ها و شوها و تئاترها و فیلمهایی که رقبای ما با آن جوانان را جذب می کنند، قطعاً حرام است. 

آقای ازغدی 

اینکه شیطان با ابزار خودش به سرعت نور جلو می رود، دلیل نمی شود که حوزه های علمیه ما از تاریخ عقب مانده اند. 

ما که نمی توانیم برای جذب جوانان به سوی خودمان، رقص و ساز و آواز را تجویز کنیم! 

آقای ازغدی 

قرار نیست هر چیزی که نام هنر رویش گذاشتند، حوزه علمیه آن را حلال بداند و بر سر آن با سازندگانش رقابت نماید 

آقای ازغدی 

مراقب باش جو گیر نشوی!





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۲/۲۲ توسط احمدیاسر وافی یزدی

این آقای ازغدی هم دوباره . . . ولش کن حوصله داری . . . ولی اینو نمی تونم نگم که گفته: 

اسلامی که در برخی از حوزه های علمیه ارائه می شود جز عزاداری و زیارت هیچ چیز نیست. 

جالبه که من هم به خواست خدا در ایام عزاداری حضرت زهرا (س) عازم زیارت عتبات هستم! 

یادم باشه اونجا برای ازغدی هم دعا کنم!





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۲/۲۱ توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=30616&BookID=17107&Language=1&PageIndex=78





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۲/۱۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی

دیگر ویژگیهای برجستۀ عید نوروز، صلۀ رحم و مسافرت است که این هردو مطلقاً با ایّام فاطمیه منافات ندارند. ضمن آنکه مگر چند روز از ایّام نوروز مقارن ایّام فاطمیه است.  امیدوارم کسی در ایّام عید داغدار نشود و در سوگ نزدیکان خود نباشد وگرنه سوگ اهل بیت (ع) مغایرتی با نوروز ندارد.

http://www.rajanews.com/news/205677





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۲/۱۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی

چه به یاد مرگ باشیم چه نباشیم، مرگ به سراغمان خواهد آمد.
با این تفاوت که اگر به یاد مرگ باشیم، برای آن آماده می شویم و از آمدنش غافلگیر نمی گردیم.

 

ولی اگر به یاد آن نباشیم، زمانی به فکر آمادگی می افتیم که کار از کار گذشته است.

 

برخی با یاد و یادآوری مرگ مخالفند و حتی از شنیدن این واژه ناراحت می شوند.

 

اگر اینطور بود که با غفلت از مرگ، صورت مسأله پاک می شد، بهترین راه همین کار بود؛ ولی مرگ کاری به غافل بودن یا نبودن ما ندارد و دیر یا زود فرا خواهد رسید.

 

در کودکی به کارتون میگ میگ خیلی علاقه داشتم و جالب ترین نکته آن برایم این بود که گاهی که مسیر آقاگرگه به دره و پرتگاهی ختم می شد و او به آنجا می رسید، چون حواسش نبود همان دویدن را روی هوا انجام می داد و تنها وقتی سقوط می کرد که متوجه می شد که دارد در فضای خالی می دود!

 

در واقع تا غافل بود، سقوط نمی کرد و وقتی از غفلت در می آمد، سقوطش آغاز می شد.

 

ولی متأسفانه مرگ مانند پرتگاه زیر پای آقاگرگه نیست که تا زمانی که از آن غافلیم، در آن سقوط نکنیم!

 

اما چه کنیم که انسان از نسیان مشتق شده و غفلت، جزء طبیعت ثانویه­ ی او شده است!




نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۲/۰۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی

حتماً در فضای اینترنت به  کلیپ های زیادی برخورده اید، که بالا یا پایینش نوشته: نبینی، ضرر کردی.

شاید خیلی هاش بُلُفی بیش نباشه ولی کلیپ زیر قطعاً یکی از مصادیقِ ( نبینی، ضرر کردی ) است.

http://www.aparat.com/v/rjFp5





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۱/۱۰ توسط احمدیاسر وافی یزدی

مطلبی جالب از ویکی پدیا:

مور یا مورچه حشره‌ای اجتماعی است همانند زنبور عسل از راستهٔ نازک بالان که در میانه‌های دورهٔ کرتاسه یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۳۰ میلیون سال پیش تکامل یافته‌است. امروزه بیش از ۱۲۰۰۰ گونه مورچه طبقه بندی شده‌اند و تخمین زده می‌شود این تعداد تا ۲۲۰۰۰ گونه نیز برسد.

بیست و دو هزار نوع مورچه!

دقت کنید. نوع نه فرد.

که هر کدام با دیگری متفاوت است!

و هر نوعی لابد ملیون ها فرد دارد.

جلّ الخالق!





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۱/۰۶ توسط احمدیاسر وافی یزدی

دیروز غروب از درس بر می گشتم. سوار تاکسی شدم. دو نفر دیگه هم بعد از من سوار شدند.

نفر اول که پیاده شد، خواست کرایه بدهد که راننده تاکسی گفت: صلوات بفرست!

او تشکر کرد و رفت. بغل دستی من با تعجب به راننده گفت: تاکسی صلواتی دیگه ندیده بودیم!

راننده گفت: آخه دارم بر می گردم منزل

انصاف نیست کرایه بگیرم

همیشه وقتی دارم بر می گردم منزل، صلواتی سوار می کنم

عجیبه که در جامعه ما هنوز هم چنین آدمایی پیدا می شن

عجیب نیست؟!؟





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۰/۲۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی

گر چه تبرّی از دشمنان اسلام و اهل بیت (علیهم السلام) از ارکان تشیّع است

اما نباید فراموش کنیم که یکی از ارکان تشیّع هم، تقیه است

نباید هیچ کدام فدای دیگری شود

نه می توان به بهانه تقیه از تبرّی دست شست و آن را از یاد برد

نه می توان به خاطر تبرّی، تقیه را زیر پا گذاشت و جان شیعیان را به خطر انداخت

مرد آن است که بتواند بین هر دو جمع کند

و از افراط و تفریط بپرهیزد





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۰/۲۵ توسط احمدیاسر وافی یزدی




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۰/۱۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی

ابن ماجه در کتاب سُنَن خود از أشعث بن قيس نقل می کند که:

ضفت عمر ليلة . فلما كان في جوف الليل قام إلى امرأته يضربها . فحجزت بينهما . فلما أوى إلى فراشه قال لي يا أشعث احفظ عني شيئا سمعته عن رسول الله صلى الله عليه و سلم ( لا يسأل الرجل فيم ضرب امرأته . ولا تنم إلا على وتر ) ونسيت الثالثة.

شبی مهمان عمر بودم. نصف شب برخاست و شروع به زدن همسرش کرد. من خود را بین او و همسرش حائل کردم تا دست از کتک زدن بردارد. وقتی عمر برای خوابیدن به بسترش می رفت به من گفت: سه چیزی را از رسول خدا شنیده ام به خاطر بسپار: 1- مرد درباره کتک زدن همسرش مورد بازخواست قرار نمی گیرد. 2- تا نماز وتیره را نخوانده ای نخواب. 3- . . . اشعث می گوید: سومی را از خاطر برده ام.

سنن ابن ماجه، باب ضرب النساء

جالب آن است که اگر تمام متون حدیثی اهل سنت را زیر و رو کنید، فقط عمر ناقل این سخن از پیامبر است!

گویا پیامبر فقط به عمر این سخن را فرموده اند؛ آنهم فقط برای این که آن شب آبروی عمر نزد اشعث نریزد!





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۱۰/۱۱ توسط احمدیاسر وافی یزدی




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۸/۱۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی

به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم، تصمیم گرفتم نقدهایی که چند سال قبل بر کتاب حماسه حسینی نگاشته بودم، منتشر کنم و از نقد خوانندگان بر نقدهایم استقبال می کنم.

بدیهی است خود استاد با روحیه ای که از ایشان سراغ داریم راضی نیستند که سخنانشان بدون نقد و بررسی باقی بماند.

خود ایشان در همین کتاب حماسه حسینی نقدی جانانه بر دو کتاب مزخرف شهید جاویدِ صالحی نجف آبادی و حسین وارث آدمِ شریعتی دارند.

http://vafiii.persiangig.com/video/%d8%ac%d9%84%d8%af%20%d8%a7%d9%88%d9%84%20%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%20%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%87.pdf/download?1173





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۷/۳۰ توسط احمدیاسر وافی یزدی

ابتدای مقاله را بخوانید:

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=286129

و سپس نقد آن را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۷/۲۲ توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://www.aparat.com/v/7W13O

آهنگ متنشو قطع کنید و زیر نویسش رو بخونید





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۷/۲۲ توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://www.aparat.com/v/XTx60





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۷/۰۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی

 

گاهی از دهان برخی از عمامه به سرها، سخنانی بیرون می آید که آدم می گه: صد زحمت! بر امثال شریعتی!

بالأخره او ریش می تراشید و کراوات می زد و مزخرف می گفت.

ولی این با یک عمامه یزرگ و ریش عُلَمایی این حرفها را می زند!

http://www.bing.com/images/search?q=%d8%a2%db%8c%d8%aa+%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87+%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c+%d8%a8%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%db%8c&FORM=HDRSC2

سرتان را به درد نیاورم، شخص مزبور درباره تعدد زوجات گفته:

ما وقتی که از حقوق زن در اسلام سخن می گوییم، حرف هایی جدی داریم.

یه رفیق داشتم تا یه حرفی می زد که بقیه خیال می کردند شوخیه، می گفت: جِندی می گم!

من معتقدم که هیچ مردی نمی تواند دو تا زن بگیرد

و برای اینکه نگویند از آیه معروف قرآن خبر ندارد، آن را ترجمه کرده است:

این تعدد زوجات برای سرپرستان یتیمان است. قرآن می فرماید، «شما سرپرستان یتیمان مبادا کالای خوب را برای خودتان بردارید و کالای بد را برای یتیمان بگذارید و در ادامه نیز می فرماید، ای سرپرستان یتیمان اگر خوف دارید و مى ترسید از اینکه (به هنگام ازدواج با دختران یتیم ) عدالت را رعایت نکنید، (از ازدواج با آنان ، چشم پوشى کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمایید، دو یا سه یا چهار همسر، و اگر مى ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید تنها یک همسر بگیرید...»

با این حساب اگر بعد از مرگ پدر زن، همسر دوم بگیریم اشکال ندارد. البته به شرطی که یتیم باشد!

نیجه حرف ایشون اینه که شکنجه روحی یتیمان شبهه شرعی نداره!

مجلس قصد تصویب قانونی را داشت که با توجه به آن، مرد برای ازدواج دوم، دیگر نیاز به اجازه همسر اولش نداشت. من شدیدا با این قانون مخالفت کردم و گفتم، این کار برای همسر اول مصداق شکنجه است و شبهه شرعی هم دارد.

آیا در آیه تعدد زوجات قرآن شما! شرط اجازه همسر اول آمده است؟!؟

تعدد زوجات در صدر اسلام برای مسائل شهوت رانی نبوده است، بلکه تماما ازدواج های سیاسی بوده است و از هر قبیله ای یک همسر اختیار می کردند آن هم بخاطر حمایت آن قبیله از ایشان. چون درعرب رسم است که هر کس از قبیله شان همسر بگیرد از او حمایت می کنند. اگر پیامبر(ص) این کار را نمی کرد همان اول شهید می شد. پیامبر برای حفظ جانش از 9 قبیله زن گرفت.

بنده خدا از تاریخ هم سر در نمی آروده! کجای تمام ازدواج های صدر اسلام سیاسی بوده است؟؟؟

پیغمبر (ص) هم همسران خود را در مدینه و در زمانی که اسلام به قدرت رسیده بود، گرفتند نه در مکه و در زمان ضعف اسلام. در مکه تنها خدیجه (س) را داشتند.

چه کسی در مدینه جرأت داشت بگوید: چون پیغمبر از قبیله ما زن نگرفته از او حمایت نمی کنیم؟!

تازه کی گفته نه همسر حضرت از نه قبیله بودند؟!؟

امّ سلمه از کدام قبیله بود؟ عایشه و حفصه از کدام قبیله؟ زینب که دختر عمه حضرت بود و ماریه که رومی بود!

پیامبر برای حفظ جانش این زنان را گرفت؟!؟

امان از بی سوادی!

تازه این را هم در مصاحبه اش گفته:

قباله های 12 شرطی ازدواج را من درست کردم. یکی از آن شروط را از کانون انگلستان – آمریکا گرفتیم، آن هم مبنی بر این که اگر مردی زنش را طلاق داد، باید نصف دارایی خود را به زن بدهد. دراروپا این طوری است که اگر زن طلاق داد، زن باید نصف دارایی خود را به مرد بدهد و اگر هم مرد طلاق دهد، او باید نصف داراییش را به زن بدهد که ما آمدیم و تنها بخش دوم آن را گرفتیم. یعنی اگر مردی زن خود را بدون عذر موجهی طلاق داد باید نصف دارایی خود را که در زمان زناشویی تحصیل کرده است را به زن بدهد.

چشمم روشن قوانین شرعی تان را از آمریکا و انگلیس گرفته اید؟!؟

خب، پس چرا اینقدر زن ذلیلید که تصویب نکرده اید که وقتی زن درخواست طلاق داشته باشه، نصف دارایی اش را به مرد بدهد؟!؟

وقتی قانون را از کفار می گیرید کامل بگیرید نه فقط آن مقداری را که به نفع زن است!

و صد البته کسی که قانون دینش را از آمریکا و انگلیس می گیرد، باید هم با تعدد زوجات مخالف باشد

چون در قانون آنها، این کار تصویب نشده است!

مطمئن باشید اگر روزی در مجلس آمریکا و انگلیس قانون تعدد زوجات تصویب بشه، این آقایون با کلی ذوق و شوق ازش طرفداری می کنند و می گویند: بله، قرآن ما هم هزار و چهارصد سال قبل به این قانون مترقی اشاره کرده بود!

http://www.jamaran.ir/fa/NewsContent-id_39693.aspx

کتابی داره جلال آل احمد به نام (غربزدگی)

به یکبار خودندنش می ارزه.

امروز صبح که سخنان این آیت الله نما در جمعی از طلبه ها مطرح شد. یکی از طلبه ها در واکنش به اعتراض من گفت: بابا، ایشون مرجع تقلید هستند!

اگر این مرجع تقلیده، پس من امام زمانم!

کاش مردم خیال نمی کردند هر کس ریش و عمامه داره و مخصوصاً فرزند یکی از علمای مشهوره، از اسلام سر در میاره

 

 





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۶/۲۶ توسط احمدیاسر وافی یزدی

مرحوم مطهری درباره یکی از جزوات اسلام شناسی شریعتی نوشته است:

این جزوه مانند اغلب نوشته های نویسنده، از نظر ادبی و هنری اعلی است و از نظر علمی متوسط است و از نظر فلسفی کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است.

اگر طالب مثالی ملموس از سخنان شریعتی باشید که مصداق سخن بالای مرحوم مطهری است، توجه شما را به این جملات که برگرفته از کتاب فاطمه فاطمه ی شریعتی است، جلب می کنم:

هیچ جسدی را حق ندارند که در مسجد دفن کنند. و بزرگترین مسجد زمین مسجدالحرام است، کعبه. این خانه‌ای که حرم خداست و حریم خداست، قبله همه سجده‌ها، خانه‌ای که به فرمان او و بدست ابراهیم بزرگ برپا شده است و خانه‌ای که پیامبر بزرگ اسلام افتخارش  و "رسالتش" آزاد کردن این خانه "آزاد" است و طواف برگرد آن و سجده به سوی آن. همه  پیامبران بزرگ تاریخ خادم این خانه‌اند، اما هیچ پیامبری حق ندارد در اینجا دفن شود. ابراهیم آنرا بنا کرد و مدفنش آنجا نیست و محمدۖ آنرا آزاد کرد و مدفنش آنجا نیست. در طول تاریخ بشریت، تنها و تنها یک تن از چنین شرفی برخوردار است، خدای اسلام از نوع انسان یکی را برگزید تا در خانه خاص خویش، در کعبه دفن شود. کی؟ یک زن، یک کنیز، هاجر. خدا به ابراهیم فرمان می‌دهد که بزرگترین پرستشگاه انسان را – خانه مرا- کنار خانه این زن بنا کن. و بشریت، همیشه باید برگرد خانه هاجر طواف کند. خدای ابراهیم، سرباز گمنامش را از میان این امت بزرگ، یک زن انتخاب می کند، یک مادر آن هم یک کنیز. یعنی موجودی که در نظام‌های بشری از هر فخری عاری بوده است.

می بینید چقدر زیبا و جذاب سخن رانده است و به قول مرحوم مطهری از نظر ادبی در حد اعلی است

اما از نظر دینی چه؟ آیا این سخنان پایه دینی و حتی تاریخی دارد؟ هرگز!

1 - هیچ جسدی را حق ندارند که در مسجد دفن کنند

پس حجر اسماعیل چیست؟ مگر حضرت اسماعیل (ع) در حجر اسماعیل دفن نشده است؟

2 - هیچ پیامبری حق ندارد در اینجا دفن شود ( چه ربطی دارد به اینکه : ) ابراهیم آنرا بنا کرد و مدفنش آنجا نیست و محمد آنرا آزاد کرد و مدفنش آنجا نیست (؟!؟)

خب حضرت ابراهیم در الخلیل فلسطین وفات یافت و پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز در مدینه. و به همین جهت هر دو در همان محل وفاتشان دفن شدند.

3 - در طول تاریخ بشریت، تنها و تنها یک تن از چنین شرفی برخوردار است، خدای اسلام از نوع انسان یکی را برگزید تا در خانه خاص خویش، در کعبه دفن شود.

4 - خدا به ابراهیم فرمان می‌دهد که بزرگترین پرستشگاه انسان را – خانه مرا- کنار خانه این زن بنا کن.

کی و کجا خداوند چنین دستوری به حضرت ابراهیم داده است؟!؟

گو اینکه از آیه ( و اذ یرفع ابراهیم القواعد من ابیت ) آشکار است که حضرت مأمور به بازسازی کعبه شد نه ساخت آن. و کعبه طبق روایات از زمان حضرت آدم بلکه قبل از ایشان در همین مکان موجود و محل طواف بوده است.

5 - بشریت، همیشه باید برگرد خانه هاجر طواف کند!!!

آیا در طواف باید نیت کرد که هفت دور به دور خانه هاجر طواف می کنم یا هفت دور به دور کعبه؟!؟

حالا متوجه شدید چگونه یک متن هنری می تواند از نظر دینی و اسلامی صفر باشد؟!؟

مرحوم مطهری در نامه معروفش نوشته است:

به‌ خدا قسم‌ اگر روزی‌ مصلحت‌ اقتضا کند که‌ اندیشه‌های‌ این‌ شخص‌ حلاّجی‌ شود و ریشه‌هایش‌ به‌ دست‌ آید و با اندیشه‌های‌ اصیل‌ اسلامی‌ مقایسه‌ شود، صدها مطالب‌ به‌ دست‌ می‌آید که‌ بر ضدّ اصول‌ اسلام‌ است‌، و بعلاوه‌ بی‌پایگی‌ آنها روشن‌ می‌شود.

حالا منظور ایشان از بی پایگی مطالب شریعتی را فهمیدید؟

این جمله مرحوم مطهری درباره کتاب اسلام شناسی شریعتی نیز جالب است:

به نظر من اين جزوه چيزی كه نيست اسلام شناسی است، حداكثر اين‏است‏ كه بگوئيم اسلام سرايی يا اسلام شاعری است، يعنی اسلام موضوع و سوژه يك‏ نوع‏ شعر و تخيل ولی به صورت نثر شده است و البته زيبا هم سروده شده است و بيشتر از سوسياليسم و كمونيسم و ماترياليسم تاريخی و اگزيستانسياليسم‏ مايه گرفته است تا اسلام. فرق است ميان شناختن چيزی و سوژه قرار گرفتن ‏وی و سروده شدن آن.





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۶/۲۲ توسط احمدیاسر وافی یزدی

 

جناب ازغدی را همه می شناسند ولی دفاع او از شریعتی به هیچ وجه شایسته یک محقّق نیست.

مخصوصا تشبیه اصطلاح تشیع علوی و صفوی او به اسلام ناب و امریکایی. واقعا برای ایشان متاسفم.

http://www.aparat.com/v/nBpCN

کاش یکبار دیگر نامه آقای مطهری را مرور می کرد:

http://drshariati.org/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C/





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۶/۲۱ توسط احمدیاسر وافی یزدی

یک مدعی اسلام شناسی چنین گفته است:

من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم چون آنها از روی عشق می رقصند و اینها از روی عادت نماز می خوانند.

http://www.ayehayeentezar.com/thread7054.html

عجب! پس هر کاری از روی عشق باشد، از نمازِ از روی عادت دوست داشتنی تر است!

خب اون دخترها شاید بعد از رقص، کارهای دیگری هم انجام بدهند یا با آنها انجام بشود! لابد جناب دکتر آن کارها را هم اگر از روی عشق باشد بر نماز پدر و مادرش ترجیح می دهد!

 

در اسلام شناس بودن این دکتر همین بس که گفته است:

 

به آنهایی که میگویند " زن " یک موجود ضعیفه است میگویم اگر اینگونه بود چرا خداوند خانه خود را در آرامگاه " هاجر " قرار داد ؟!!!

http://shariati4all.blogfa.com/category/2/

چه اطلاعات دقیقی! خدا خانه ی خود را در کنار آرامگاه هاجر قرار داد یا هاجر در کنار خانه خدا دفن شد؟

هر بچه مسلمانی می داند کدام؟ ولی این دکتر نفهمیده است!

 





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۶/۱۹ توسط احمدیاسر وافی یزدی



http://www.aparat.com/v/hg9GN





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۶/۱۵ توسط احمدیاسر وافی یزدی



گردن من، زینت قلّاده ی عشق تو دارد

من سگ کوی تواَم از گردنم قلّاده مگسل

...............

با جستجو در نت به شاعرش پی خواهید برد





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۶/۱۲ توسط احمدیاسر وافی یزدی

استخاره همیشه، مخالفان و موافقانی داشته و هر کدام برای خود استدلالاتی دارند.
مخالفان می گویند: در کار خیر، حاجت به استخاره نیست.
یا: نباید استخاره جانشین فکر و مشورت و تحقیق گردد.
به نظر من هر دو دلیل در جای خود صحیح است ولی منافاتی با استخاره ندارد. زیرا درست است که اصل ازدواج، کاری خیر و بلکه لازم است اما هیچ کس برای اصل ازدواج استخاره نمی گیرد. استخاره برای موارد ازدواج است و ما از کجا می توانیم ادعا کنیم این مورد برای ازدواج خیر است؟! چه بسا شرتر از آن نباشد!
درباره دلیل دوم هم می توان گفت: فکر و مشورت و تحقیق، ممکن است ابهامات زیادی را برطرف نماید. اما دل را آرام و خاطر را جمع نمی کند. زیرا ما از باطن و آینده¬ی اشخاص بی خبریم. باطنی که حتی بر دوستان نزدیک نیز مخفی مانده است. گاهی می شود که حتی خود شخص هم نمی داند در آینده با همسرش چگونه رفتار خواهد نمود! کم نیستند افرادی که با دوستان خود، خوش اخلاق و با محبت هستند ولی وقتی ازدواج می کنند، نمی توانند با همسرشان رابطه¬ی مناسبی با او برقرار کنند. گذشته از اینکه دوستان و آشنایانِ شخص مورد تحقیق، غالباً نمی خواهند عیوب او را افشا کنند و شاید هم با خود بگویند: حالا با ما اینجوریه، ازدواج کنه خوب می شه. خوب نیست خرابش کنیم! با اینکه یکی از استثنائات غیبت، مقام تحقیق و مشورت است.
فایده¬ی دیگر استخاره، اثر روانیِ آن است. اگر انسان قبل از ازدواج استخاره بگیرد. اگر شوهر یا همسرش بداخلاق و ناسازگار از آب در آمد، می گوید: حتماً حکمتی بوده که استخاره خوب آمده و احساس پشیمانی نمی کند ولی اگر استخاره نگرفته باشد، همواره می گوید: کاش در کنار تحقیق ومشورت، استخاره هم می گرفتم.
به هر حال، تمام این بحثها وقتی است که استخاره¬ی رایج برای ازدواج گرفته شود که پاسخش منفی یا مثبت است. اما نوع دیگری از استخاره در روایات آمده که به معنای طلب خیر از خدا می باشد و فکر نکنم احدی با آن مخالف باشد. به روایت زیر دقت کنید:
امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:‏ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع إِذَا هَمَّ بِحَجٍّ أَوْ عُمْرَةٍ أَوْ عِتْقٍ أَوْ شِرَاءٍ أَوْ بَيْعٍ تَطَهَّرَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيِ الِاسْتِخَارَةِ وَ قَرَأَ فِيهِمَا سُورَةَ الرَّحْمَنِ وَ سُورَةَ الْحَشْرِ فَإِذَا فَرَغَ مِنَ الرَّكْعَتَيْنِ اسْتَخَارَ اللَّهَ مِائَتَيْ مَرَّةٍ ثُمَّ قَرَأَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْمُعَوِّذَتَيْنِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّي هَمَمْتُ‏ بِأَمْرٍ قَدْ عَلِمْتَهُ فَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ خَيْرٌ لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَاقْدِرْهُ لِي وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي فَاصْرِفْهُ عَنِّي رَبِّ هَبْ لِي رُشْدِي وَ إِنْ كَرِهْتُ ذَلِكَ أَوْ أَحَبَّتْ نَفْسِي بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ حَسْبِيَ‏ اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ‏ ثُمَّ يَمْضِي وَ يَعْزِم‏(مكارم الأخلاق ؛ ؛ ص256)
ترجمه: پدرم امام سجاد (علیه السلام) هر گاه قصد می کرد به حج یا عمره برود یا خرید و فروشی را انجام دهد، وضو می گرفت و دو رکعت نماز استخاره می خواند که در آن بعد از حمد، سوره الرحمن و حشر را تلاوت می نمود. وقتی از نماز فارغ می شد، صد بار می گفت: اَستَخیرُ الله ( از خدا طلب خیر می کنم ) و سپس قل هو الله و احد و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس را تلاوت می کرد و سپس عرضه می داشت: خدایا، من قصد کاری را دارم که تو نسبت به آن آگاهی. پس اگر می دانی که انجام آن به خیرِ دین و دنیا و آخرت من است، پس انجام شدن آن را مقدّر فرما و اگر می دانی که انجام آن، به ضرر دین و دنیا و آخرت من است، مرا از آن منصرف فرما. خدایا، صلاحم را به من الهام کن؛ چه از آن ناراضی باشم یا مورد پسندم باشد؛ به حق بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ،‏ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ، حَسْبِيَ‏ اللَّهُ وَ نِعْمَ الوکیل. پس گفتن این اذکار، به دنبال انجام کار مورد نظر می رفت.
با توجه به این روایت، وقتی انسان می خواهد به خواستگاریِ دختری برود، این دو رکعت نماز و دعای بعد از آن را می خواند و به خدا عرضه می دارد: خدایا، اگر ازدواج با این دختر به صلاح و خیر دین و دنیا و آخرتم است، پاسخ مثبت بدهند و گرنه او را برایم مقدّر مفرما.
در این صورت، چه پاسخ خانواده¬ی دختر مثبت باشد و چه منفی، مایه¬ی خوشحالی است. زیرا اگر پاسخشان منفی هم باشد، می فهمد که خیر او در خیر گفتنِ آنها بوده است! و خدا را شکر می کند.
دختر هم می تواند به خدا بگوید: خدایا، اگر این پسر به درد من نمی خورد، کاری کن که مرا نپسندند.
عجیب است! عمل به تعالیم دین باعث می شود که انسان همواره راضی باشد. آیا برایتان عجیب نیست که ببینید شخصی از خواستگاری برگشته و خوشحال و راضی به نظر می رسد و وقتی از او می پرسند: بله را گفتند؟ می گوید: نه، پاسخشان منفی بود!
معمولاً جوانها وقتی با یکی دو مورد جواب منفی مواجه می شوند، نا امید و مأیوس و افسرده می گردند و حتی ممکن است دست به خودکشی بزنند ولی این واژه ها هیچ راهی در قاموس یک انسان مؤمن و عامل به دستورات دینی ندارد.





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۶/۰۸ توسط احمدیاسر وافی یزدی

یزد شهر عجیبی است و یزدی ها مردم خاصی هستند

حواسم هست که این مطلب، عمومیت ندارد و همه جا همه جور آدمی پیدا میشه

ولی باز هم یزد و یزدی ها را خاص می دانم

مخصوصاً یزدیهای قدیمی و اصیل

یزد به شهر قنات و قنوت و قناعت معروف است

و انصافاً هم اینچنین است

یزدی ها اهل کار و تلاش، عبادت و قناعت هستند

چند وقت پیش در جمع دانشجویان سخن از یزد و یزدی ها شد

یکی از دانشجویان تعریف کرد که:

یک بار رفته بودم یزد و به دنبال آدرسی از دوستان هم دوره ایم می گشتم

از صاحب مغازه ای پرسیدم، این آدرس کجاست؟

وقتی کاغذ را خواند، گفت: پسرم، راهش دوره بیا این سویچ رو بگیر و با موتورم برو و وقتی کارت تموم شد موتور را بیار

و سویچ را در دستم گذاشت

و من متعجب از اینکه: مگه میشه کسی موتورش رو به یک غریبه بده؟!

ولی ظاهراً شده بود!

سوار موتور شدم و آدرس را یافتم و بعد از چند ساعت به همراه دوست یزدیم با موتور برگشتیم و موتور را تحویل صاحب مغازه دادیم





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۶/۰۵ توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://vafiii.persiangig.com/%D9%BE%DB%8C%D8%BA%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D8%A8%D9%88%D8%AF%20%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%20%DA%A9%D9%87%20%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C.pdf





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۵/۳۱ توسط احمدیاسر وافی یزدی

http://www.aparat.com/v/xevNG





نوشته شده در تاریخ ۹۳/۰۵/۳۱ توسط احمدیاسر وافی یزدی
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin