چشمم روشن!
بنده کشور اسرائیل را به رسمیت میشناسم چراکه سازمان ملل آن را به رسمیت شناخته است
بنده کشور اسرائیل را به رسمیت میشناسم چراکه سازمان ملل آن را به رسمیت شناخته است
یکی از دوستانم چندی است گوشش سنگین شده
البته اصلش مادر زادیه
ولی چند وقته که شدت یافته
رفته بود دکتر متخصص
متخصص گفته بود: باید سمعک بزنی
می گفت: وقتی رفتم سمعک قیمت کنم، گفتند: سه تا هشت ملیون
تازه اینا سمعک هایی بوده که بیرون گوش نصب می شده
می گفت: سمعکی که داخل گوش قرار بگیره و پیدا نباشه ندارید؟
گفتند: آره شصت ملیون تومنه!
چه نعمتهایی داریم و قدرشو نمی دونیم
چقدر ثروتمندیم و از فقر می نالیم
راستی وقتی سمعک شصت ملیونه
گوش طبیعی چند ملیونه؟
گوش و دست و پا و قلب و کلیه و معده و کبد و مغز و . . . چند ملیارد می شه؟!
معدن طلائیم و خبر نداریم
چندی است برگه ای نوشته ام و به خانمهای بدحجابی که چشمم به آنها می افتد، می دهم تا مطالعه کنند.
فکر کنم مؤثرتر از تذکر زبانی باشد
چون وقتی با زبان نهی از منکر کنی، طرف در صدد جواب دادن و احیاناَ توهین بر می آید
ولی اینجوری تا بخواد ببینه من چی نوشته ام، رفته ام و طرف با مطالعه به فکر فرو می ره که آیا مطالبی که نوشته ام صحیح است یا غلط و ممکن است به خانه و مدرسه ببرد و به دوستان دیگرش هم بدهد
یکی از از فرق های اساسیِ ما با اهل سنت این است که:
آنها
تمام اصحاب پیامبر را خوب و عادل می دانند
ولی ما
تنها اصحابی را قبول داریم که بعد از پیامبر در خط حضرت باقی ماندند و بیعت غدیر را نشکستند
آنها
تمام همسران پیامبر را بهشتی می دانند
ولی ما
نسبت به همسرانی که بعد از پیامبر در مقابل امیرالمؤمنین ایستادند و جنگ به راه انداختند، انتقادات جدی داریم
آیا می توان گفت:
در جنگ صفین، هم معاویه و عمرو عاص بر حق بود هم حضرت علی؟!
آیا می توان گفت:
در جنگ جمل، هم طلحه و زبیر و عایشه بر حق بودند هم حضرت علی؟!
ای سنی گرامی!
اگر تو در زمان خلیفه چهارمتان بودی و جنگ صفین یا جمل رخ می داد،
در کدام حزب بودی؟
در حزب و گروه معاویه و طلحه و زبیر و عایشه
یا در حزب و لشگر حضرت علی؟
احمد بن حنبل در کتاب فضائل الصحابه از ام السلمه نقل می کند که گفت از پیامبر شنیدم که فرمودند:
من سب عليا فقد سبني
یعنی هر کس به علی دشنام دهد، به من دشنام داده است.
آیا دشنام دادن به حضرت به حضرت بالاتر است یا شمشیر کشیدن و جنگیدن با ایشان؟!؟
هنگامی که خدای متعال، آدم را از گِل آفرید، به ملائکه دستور داد که بر مقام او سجده کنند. پس از سجده ملائکه، خواب را بر او مسلّط نمود و در حالی که آدم در خواب بود، حوا را از همان گِلِی که آدم را از آن آفریده بود، آفرید . . . حوا که شروع به حرکت نمود، آدم از خواب پرید. به حوا دستور داده شد که از آدم دور شو. هنگامی که نگاه آدم به حوا افتاد، دید مخلوقی زیبا از جنس خود اوست با این فرق که مؤنّث است. به او گفت: تو کیستی؟ حوا پاسخ داد: مخلوقی هستم که خدا خلقم نموده است. آدم به خدا عرضه داشت: خدایا، این مخلوق زیبا کیست که نگاه به او مرا آرام می کند و نسبت به او احساس اُنس دارم؟ خدای متعال فرمود: او بنده من حوا است. آیا دوست داری همدم و هم صحبت و مطیع تو باشد؟ آدم عرض کرد: بله و به این خاطر تا زنده هستم، شکرگزار تو خواهم بود. پس خدا فرمود: باید او را از من خواستگاری کنی. آدم عرض کرد: خدایا او را از تو خواستگاری نمودم. در قبالِ ازدواج با او چه کاری باید انجام دهم؟ خداوند فرمود: رضایت من در این است که به او معارف دینم را به او بیاموزی. آدم قبول کرد و خدای متعال عقد ازدواج بین آن دو را خواند و به او فرمود: او را به نزد خود دعوت کن. آدم به حوا گفت: به نزدم بیا ولی حوا گفت: تو به نزدم بیا! خداوند فرمود: ای آدم تو به نزد او برو. و به همین جهت سنّت شده که مردان به خواستگاریِ زنان بروند. من لا يحضره الفقيه ؛ ج3 ؛ ص380
برخی از نکاتی که از این روایت استفاده می شود:
1 – انسان به مونس و همدم نیاز دارد؛ به حدّی که گفته اند: واژه انسان بر گرفته از اُنس است
2- مرد بدون زن، احساس کمبود و تنهایی می کند و زن پاسخی است طبیعی به این احساس نیاز
3 – همسر ایدئال زنی است که مونس و مأنوس با شوهر خود باشد و شوهر با نگاه به او احساس آرامش نماید
4 – محرم و نامحرم از روز اول بوده است و به همین جهت وقتی آدم از خواب بیدار شد، به حوا دستور داده شد که از او فاصله بگیرد
5 – اولین عاقد، خداوند متعال بوده است
6 – اولین مهریه، تعلیم معارف دینی توسط شوهر به زن بوده است
نکته: مطلب فوق با مطلبی که در برخی روایات آمده مبنی بر اینکه مهریه حوا ده بار صلوات بر محمد و آل محمد بوده است ( بحار ج 13 ص 33 ) ندارد. زیرا تمام معارف دین در صلوات جمع شده است. هم خالق که الله است هم هدف از خلقت که پیامبر و اهل بیت او هستند چنانکه در حدیث شریف کساء نیز به این نکته اشاره شده است؛ هم نبوّت و خاتمیت و هم وصایت و امامت. شاید ده بار بودن هم به این جه بوده که هر باری متضمّن حقائقی است غیر بار قبلی. والله العالم
7 – در اولین اختلاف بین زن و شوهر، خداوند طرف زن را گرفت و به مرد دستور داد تا در مقابل یکدندگیِ حوا، کوتاه بیاید!
8 – خداوند آنقدر برای عزّت و وقار زن ارزش قائل است که به مرد می گوید به سراغ زن برو و او را خواستگاری کن و اختیارِ پاسخ مثبت یا منفی دادن را به زن داده است
9 – و البته در کنار مطلب فوق، زن را مطیع و تابع مرد قرار داده است. به همین جهت اگر زنی بخواهد بر خلاف خلقت و طبیعت و فطرتش، مُطاع باشد، زندگیِ زناشویی دچار اختلال خواهد شد
10 – مرد باید شکرگزار نعمت همسر باشد؛ همانگونه که حضرت آدم به خدا عرضه داشت: تا زنده هستم سپاسگزار این لطف و نعمتت خواهم بود.
خوشمزه است!
تا حالا صداش حلال بوده
ولی تصویرش ممنوع!
حالا اهالی هنر کلی ذوق كرده اند که:
تصویرش هم پخش شده!
مرده شور صدا و قیافشو ببرن!
http://www.ghatreh.com/news/nn17567222