آتش زدن خانه امام صادق(عليه السلام) به دستور منصور دوانيقي

منصور به حاكم خود در مكه و مدينه به نام «حسن بن زيد» پيام داد كه خانه امام صادق(عليه السلام) را بسوزان حاكم، اين دستور را اجرا كرد، و مأمورانش به خانه امام صادق(عليه السلام) آتش افكندند به طورى كه شعله هاى آن به در خانه و راهرو آن رسيد امام صادق(عليه السلام) بيرون آمد و به درون آتش رفت و در حالى كه در ميان آتش قدم مى زد، مى فرمود: انا بن ابراهيم خليل الله / يعنى همان گونه كه جدم ابراهيم خليل الله(عليه السلام) در آتش نمرودى نسوخت، من هم به اذن خدا نمى سوزم

يكى از شيعيان مى گويد: يك روز بعد از آتش زدن خانه امام صادق(عليه السلام) در مدينه به محضرش رفتم، ديدم بسيار غمگين است، و اشك از ديدگانش بر صورتش مى ريخت، پنداشتم از حادثه ي ديروز غمگين هستند و به خيال خود خواستم به حضرت دلداري دهم . عرض كردم :‌«چرا ناراحت و گريان هستيد؟» فرمود: «ديروز وقتى كه آتش در دالان خانه ام زبانه كشيد، با اينكه من كه مرد خانه بودم ، حضور داشتم ، ديدم بانوان خانه ، شيون كنان براى حفظ جان خود از آتش، از اين سو به آن سو مى دوند، به ياد ترس و هراس اهل بيت جدم امام حسين (عليه السلام) افتادم كه در روز عاشورا، دشمن به خيمه هاى آنها هجوم كرد، در حالى كه نه اباعبدلله زنده بودند نه عباس و علي اكبر . . .

آتش به آشيانه ي مرغي نمي زنند

 گيرم كه خيمه ، خيمه ي آل عبا نبود