دو مطلب درباره ي بقيع :‌

1 – استادم ميفرمود : يك خارجي براي اينكه از مكه و مدينه و مراسم حج مسلمانان ديدن كند به عنوان جهانگرد به عربستان ميرود . او در خاطراتش مينويسد :‌ به گورستاني در مدينه به نام بقيع رفتم . وقتي وارد آن شدم ، با اينكه مُشت خاكي بيش نبود ،‌امّا چنان مجذوبم كرد كه نزديك بود مسلمان شوم !

2 – در تاريخ 27 رجب سال 87 تلويزيون گزارشي از غار حرا داشت . در آن گزارش خبرنگار از دختر جواني كه تا بالاي كوه آمده بود ، پرسيد :‌از خدا چه خواسته اي ؟ و او جواب داد : غربت بقيع هنوز اجازه نداده از خدا چيزي بخواهم !