یکی از مستندات مهم اهل سنّت برای اثبات فضیلتِ ابوبکر، آیه ی غار است. این آیه در سوره توبه است:
إِلاَّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿40﴾
خداوند در این آیه می فرماید:
اگر شما هم حضرت رسول را یاری نکنید، خدا او را یاری خواهد کرد؛ همان گونه که هنگامی که مشرکان نقشه ی قتل او را کشیدند و او با شخصی دیگر در غار [ ثور ] پنهان شد، او را تنها نگذاشت
آیه سپس به حالات شخصی که همراه حضرت بود، می پردازد و می گوید:
هنگامی که این دو نفر در غار بودند، پیامبر به همراهش می گفت: ناراحت نباش، زیرا خدا با ماست
و سپس خدا می فرماید: پس از این سخن حضرت به همراهش، ما آرامش را بر او نازل ساختیم و او را با لشکریان غیبیِ خود یاری دادیم.
این بود خلاصه ای از آیه.
اهل سنّت می گویند: اگر جان ابوبکر برای حضرت مهم نبود، حضرت او را با خود به غار نمی بُرد
پاسخ ما این است که:
اولاً: جان ابوبکر اصلاً در خطر نبوده که حضرت بخواهند برای حفظ جانش او را با خود به غار ببرند. مشرکان قصد قتل پیامبر را داشتند و حتی وقتی با حضرت امیرالمؤمنین در بستر پیامبر مواجه شدند، ایشان را نکشتند. با اینکه خوابیدن ایشان در بستر حضرت، باعث به اشتباه افتادن مشرکان و جان به در بردن پیامبر شد.
ثانیاً: حضرت معلوم نیست ابوبکر را با خود برده باشند بلکه طبق برخی از تواریخ، هنگام رفتن به غار، ابوبکر را در راه دیدند و از آنجا با حضرت همراه شد که ممکن است کسی ادعا کند: حضرت او را با خود بردند تا مسیر و مخفیگاه حضرت را به مشرکان لو ندهد! نمی خواهم بگویم این ادعا را باید به طور قطعی پذیرفت ولی حداقل به عنوان یک احتمال، استفاده ی فضیلت ابوبکر از این آیه را خدشه دار می کند.
اهل سنت می گویند: همین که قرآن درباره ی ابوبکر به ( صاحب ) تعبیر کرده، فضیلت بزرگی است. لذا به ابوبکر لقب صاحب النبیّ فی الغار را داده اند
در حالی که صاحب به معنای همراه است و همراهی با شخص خوب، دلیلی بر خوب بودن نیست. جالب آن است که همین تعبیر صاحب در قرآن در موردِ همراهی با کافر هم به کار رفته است! آیه 37 سوره کهف:
قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا
اهل سنت می گویند: همین که قرآن ابوبکر را به عنوان یکی از دو نفر قلمداد کرده است، فضیلت محسوب می گردد ( ثانی اثنین)
این در حالی است که قرآن بعد از اینکه عبارت ( لا تحزن إن الله معنا ) را از پیامبر نقل می کند، می فرماید: فأنزل الله سکینته علیه. یعنی خدا پس از این گفتگو، آرامش خود را بر پیامبر نازل کرد. و اصلاً به نفر دوم اعتنایی نکرده است حتی در حدّ نزول آرامش!
عده ای گفته اند: ضمیرِ علیه به ابوبکر می خورد و یعنی خدا آرامش خود را بر ابوبکر نازل کرده است. زیرا پیامبر خودش آرام است و نیازی به نزول آرامش ندارد
پاسخ ما این است که: اولاً: این سخن با ادامه ی آیه منافات دارد که می فرماید: وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا. یعنی او را با لشکریان غیبی یاری فرمود. آیا کسی می تواند ادعا کند، منظور از (او را) ابوبکر است؟!
ثانیاً: چه کسی گفته پیامبر به نزول آرامش الهی نیاز ندارد؟ جالب آن است که در آیه 26 همین سوره توبه می فرماید:
ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا
چه تشابه عجیبی بین این آیه و آیه ی مورد بحث ماست!
هم از آن استفاده می شود که پیامبر هم نیازمند سکینه ی الهی است
و هم در دنباله اش سخن از یاری لشکریان غیبی به میان آورده است
و جالب آن است که فرموده: خدا آرامش خود را بر پیامبر و مؤمنان نازل فرمود
در حالی که در آیه مورد بحث، فرموده: خدا آرامش خود را بر پیامبر نازل کرده و حتی نفرموده: علیهما، تا ابوبکر را هم از این آرامش نازل شده، بهرمند نشان دهد!
گویا اصلاً ابوبکر را جزء مؤمنان به حساب نیاورده است و گرنه مانند آیه 26 او را هم در کنار پیامبر، مشمولِ نزول آرامش قرار می داد.
ظاهر آیه هم این را می رساند که ابوبکر در غار به جای صبر و سکوت، دائماً بی تابی و اظهار ترس می نمود که پیامبر مجبور می شد با ( لاتحزن إن الله معنا ) او را دلداری دهد تا مبادا در اثر صدای جزع یا گریه اش، مشرکانی که تا دم غار آمده بودند و به خاطر دیدن تار عنکبوت و تخم کبوتر، احتمال وجود شخصی در غار را ندادند، از وجود حضرت در غار مطلع گردند.
پس این آیه بیش از آنکه بر فضیلت ابوبکر دلالت کند، دالّ بر نقص و مذمت اوست!
بگذریم از اینکه نویسندگانی مانند نجاح طائی معتقدند: شخصی که همراه حضرت بوده، عبدالله بن أريقط بن بكر بوده نه ابوبکر! و کتابی هم هم با نام ( صاحب الغار أبو بكر أم رجل آخر ؟ ) برای اثبات ادعای خود نوشته که در اینترنت قابل دسترسی است. او بیش از ده دلیل آورده که ابوبکر اصلاً در غار با حضرت نبوده و چون نام ابوبکر عبدالله است و نام عبدالله بن أريقط بن بكر هم عبدالله است، مورخین سنی، اریقط آن را انداخته اند و بکر را به ابوبکر تبدیل کرده اند! وی بیش از ده دلیل بر ادعای خود اقامه کرده است که یکی از آنها این است که در صحیح بخاری آمده که: كَانَ سَالِمٌ مَوْلَى أَبِى حُذَيْفَةَ يَؤُمُّ الْمُهَاجِرِينَ الأَوَّلِينَ وَأَصْحَابَ النَّبِىِّ - صلى الله عليه وسلم - فِى مَسْجِدِ قُبَاءٍ ، فِيهِمْ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ وَأَبُو سَلَمَةَ وَزَيْدٌ وَعَامِرُ بْنُ رَبِيعَةَ. که دلالت این روایت بر عدم همراهیِ ابوبکر با پیامبر هنگام هجرت، واضح است.
من نمی خواهم ادعای نجاح طائی را قطعی بدانم. باید کتابش را مطالعه کنید و ببینید ادله ی او برای شما قانع کننده است یا نه؟
حرف ما این است که حتی اگر ابوبکر هم در غار با حضرت بوده، این امر برای او فضیلتی محسوب نمی گردد.
البته گویا اهل سنت غافلند یا خود را به غفلت می زنند که: در همان زمانی که ابوبکر در غار مشغول ترس و لرز بود، امیرالمؤمنین در بستر پیامبر، جان خود را برای حفظ جان حضرت به خطر انداخته بود و آیه 207 سوره بقره در شأنش نازل شد:
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ
این آیه کجا و آیه ی ثانی اثنین اذ هما فی الغار؟!