قضاوت
شنیدی فلانی زنشو طلاق داده؟
راس می گی؟ زن بیچاره؛ چقدر این مردها ظالمند، خدا لعنتشون کنه
شنیدی فلانی زن دوم گرفته؟
راس می گی؟ خدا به دل زنش برسه، چقدر مظلومه
شنیدی فلانی از شوهرش طلاق گرفت؟
راس می گی؟ بیچاره شوهره؛ حتماً مهرش رو هم به اجرا گذاشته تا شوهرشو زندونی کنه
شنیدی فلانی رو گرفتند؟
راس می گی؟ از اول هم می دونستم آدم درستی نیست؛ حتماً جرم بزرگی مرتکب شده که دستگیرش کردند
شنیدی جنسا گرون شده؟
راس می گی؟ همش زیر سر دولته؛ کی می شه دوره این رئیس جمهور تموم بشه
شنیدی دولت به لبنانی ها کمک نقدی می کنه؟
آره شنیدم؛ ما گرسنه ایم؛ اونوقت پولمونو می دن عربها بخورن
شنیدی فلانی . . . ؟ راس می گی؟ . . . خدا بگم چه کارشون کنه . . .
اینها قضاوتهایی است که ما بر اساس شنیده ها می کنیم
در حالی که اولین شرط قضاوت صحیح آن است که انسان سخن دو طرف و دفاعیات متهم را بشنود
ولی ما همینکه حرفی را می شنویم، فوراً متهم را محکوم و برای او حکم صادر می کنیم
اینجور جاها سکوت راه نجات است
مخصوصاً در اموری که ما از چند و چون و جزئیاتش بی خبریم
چه می دانیم که زن در فلان طلاق مقصّر بوده یا مرد؟ یا اگر هر دو مقصّرند، میزان تقصیر هر یک چقدر است؟
چه سر از اقتصاد و سیاست در می می آوریم که به خود اجازه ی داوری می دهیم
همین قضاوتها روز قیامت گریبانگیر ما می گردد
و قاضی ها چهار دسته اند و سه دسته آنها در آتشند:
کسی که عالمانه حکم ناحق کند
و کسی که جاهلانه و بدون اطلاع، حکمی صادر کند
چه آن حکم حق و درست باشد یا باطل و نادرست
یعنی اگر بدون اطلاع کامل از تمام زوایای مطلب، حکمی صادر کنیم، در آتشیم
حتی اگر از قضا محتوای آن درست از آب در بیاید
پس بیاییم تقوای زبان پیشه کنیم
تا زبان سرخ، سر سبزمان را به آتش ندهد
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۷/۰۶ ساعت 20 توسط احمدیاسر وافی
|