غالبا در لطیفه های خود از عناوین ( تُرکه) ، (قزوینیه) ، ( رشتیه) و . . .  استفاده میکنیم . این کار علاوه بر اینکه به احتمال قوی منشأی استعماری دارد ؛ زیرا استعمار همواره به دنبال تفرقه انداختن بین قومیّتها و طوائف بوده و هست ؛ و چه راهی برای رسیدن به هدف بهتر از مطرح کردن هر قومی به صفتی زشت و آن را در دهان سایر اقوام انداختن ؟!

علاوه بر این خود این کار از نظر اخلاقی و شرعی غیر قابل قبول است . چگونه حاضر میشوید به اهالی رشت و لو به شوخی تهمت دیّوثی یا به قزوینیها تهمت لواط بزنید یا ترکها را انسانهائی نفهم و بیشعور جلوه دهید؟! آیا نمیدانید رشت و قزوین و تبریز چه علما و دانشمندانی داشته؟ میرزا کوچک خان و آیه الله بهجت رشتی ، شهریار و علامه ی طباطبائی ترک و شهیدرجائی قزوینی بوده است . اصولا آیا میدانید اگر کسی تهمت عمل نامشروع به کسی بزند،شرعا هشتاد تازیانه باید بخورد؟! گذشته از همه ی اینها وجدان ما نباید راضی شود که درباره ی یک اهالی یک شهر که همه شیعه و مسلمان هستند چنین شوخیهای شنیعی را بر زبان آوریم و گفتن ( یه ترک کافر) هم مشکلی را حل نمیکند . تازه خیلی وقتها هم هویّت طرف دخالتی در محتوای لطیفه ندارد و صرفا از روی عادت او را عنوان میکنیم . به عنوان مثال به این لطیفه دقت کنید :

به یه نفر میگن : کجا میری؟ میگه : دارم برمیگردم!

حالا چه نیازی است که بگوییم : به ترکه میگن : کجا میری . . .

بیایید شوخیهایمان را از تهمت و نسبت زشت و شبهه ی شرعی پاکسازی کنیم