بعضی از زنها فکر می کنند قوانین اسلام توسّط یک مرد وضع شده و خیال می کنند آن قانون گذار با جنس زن مشکل داشته و سعی کرده در قوانینش، طرف مرد را بگیرد.
این در حالی است که قانونگذار قوانینِ دینی، خداوند حکیمی است که نه مرد است نه زن.
او نه با زن پدر کشتگی دارد و نه با مرد پسرخالگی!
زن و مرد هر دو مخلوق او هستند و از این جهت برای او تفاوتی ندارند.
اگر به این نکته ی ساده توجه شود، بسیاری از اعتراضات از بین خواهد رفت.
البته اعتراض غیر از سؤال است.
یک زن حق دارد بداند چرا ارث زن در برخی از موارد نصف ارث مرد است [ مراجعه شود به مطلبِ: سهم ارث زن نصف نیست، در آرشیو موضوعی وبلاگ ]
ولی حق ندارد این قانون یا قوانینی از این دست را ظلم به خود تلقّی کند.
چون ظالمانه دانستن قانون به معنای ظالم دانستنِ قانون گذار است در حالی که خداوند در آیه 40 سوره نساء می فرماید: (إِنَّ اللَّهَ لاَ يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ ) یعنی خدا مثقالِ ذره ای به کسی ظلم نمی کند.
و نیز در سه جای قرآن فرموده که: (لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ) یعنی خدا ظالمان را دوست ندارد.
اینها مطالبی است که هر مسلمانی می داند و باور دارد.
ولی گاهی غفلت می کنیم و چیزهایی بر زبان می آوریم که لازمه اش نسبت ظلم دادن به خداست.
پس اگر حکمتِ قانونی از قوانینِ اسلام را نمی دانیم، به خود اجازه ی اعتراض ندهیم و نگوییم: خدا هم طرف مردها را گرفته یا با زن ها مشکل دارد. بلکه با مطالعه و تأمّل و پرسش از آگاهان، در صددِ رفع ابهامات برآییم و هر چه هم برایمان حل نشد، قلباً تسلیم باشیم.
همان گونه که در مقابلِ یک پزشک متخصّص تسلیمیم.
چند سالی که در این زمینه پژوهش کنیم، خواهیم فهمید که:
برابر شدنِ دیه زن و مرد یا دادنِ حق طلاق به دست زن، ظلم در حقِ زن است.
نه نصف بودنِ دیه و بودنِ حق طلاق به دست شوهر.