جزر و مدّ !!!
ناشرِ کتاب در مقدمه ی کتاب، سخنرانی های این دکتر در موضوعِ «لزوم برداشت عقلى» يا «افسانه زدايى» را ستوده است
خود جناب دکتر هم در ابتدای کتاب، گفته است:
هیچ جای قرآن، با عقل پخته و سنجيده و طىِ طريق كرده منافات ندارد و اضافه کرده که: تنها در زندگى كردن با قرآن و دوش به دوش علم رفتن است كه شما مىتوانيد از كنايات و استعارات قرآنى پرده بردارى كنيد و در اواخر کتاب، گفته است: متأسفانه ارتكازات ذهنى اجازه نمىدهد علماى حوزوى از لاى تفسيرهاى كلاسيك، سر خودشان را بر دارند و ديد راستين نسبت به قضايا پيدا كنند و موضوع را در چارچوبهى تاريخ حل كنند!
این تعابیر، انسان را کنجکاو می کند که منظور ایشان از خرافه و برداشت عقلی چیست؟ کتاب را که مطالعه کردم، به ریشِ مؤلفِ آن خندیدم ولی بعداً متوجه شدم که کار بیهوده ای نموده ام؛ چون با سرچ نام او در پیکچرزِ گوگل، دریافتم که ایشان با ریش میانه ای ندارد و شاید هم به خاطر این که امثال من به ریش او نخندیم، آن را تراشیده است!
گذشته از شوخی، یک نمونه از کشفیاتِ این مترجم معروف قرآن را که ناشر در مقدمه کتاب، از او با عناوینِ (مترجم، قرآن پژوه، شاعر، نويسنده، اديب و انديشمند ايرانى و نوه آیت الله العظمی حاجی آقا محسن اراکی) یاد کرده است، برایتان ذکر می کنم تا خودتان قضاوت فرمایید
قرآن پژوهِ قصه ی ما چون دیده شکافته شدن دریا برای حضرت موسی (ع) و عبور بنی اسرائیل از آن و سپس ورود فرعونیان به دریا و غرق شدنشان، با عقلش جور در نمی آید، در چهار جای این کتاب ششصد صفحه ای درصدد توجیه علمیِ آن برآمده است
در یک جا گفته است: موسى براى عبور از شاخابههاى بحر احمر از هنگام «جزر» دريا با تشخيص روشن بينى و وحى الاهى استفاده مىكند و هنگامى كه فرعونيان با چند ساعت فاصله به دنبال آنها رو به مشرق مىرسند احتمالا، در حدود ساعت 9 صبح و موقع مدّ دريا بوده و همه را آب فرو مىگيرد
در یک جای دیگرِ کتاب گفته: حضرت موسى با روشن بينى الاهى از جزر و مدّ دريا اطلاع دارد و فرض كنيد جماعت يهود را چهار بعد از نصف شب از يكى از شاخابههاى بحر احمر عبور مىدهد (عصا: نماد رهبرى و زعامت است) و فرعون و دار و دستهاش در ساعت 9 صبح كه مدّ بوده در دريا غرق مىشوند
در جای سوم گفته: تصور مىكنم كه استفاده از جزر دريا در اواخر شب و «باز كردن راهى خشك در دريا، بيشتر حائز اهميت باشد، فرعون و دارو دستهى رفاه طلب او وقتى به خود مىآيند كه موسى از آب گذشته و مدّ دريا فرعونيان را هلاك مىكند
و بالأخره در جای چهارم به طور مفصَّل به این موضوع پرداخته و گفته: مثلا همين عبور موسى و قومش از دريا، يك معجزه بود. غرق شدن فرعون و مصرىها در آن معجزهى ديگر. اما هيچ ضرورتى ندارد كه ما براى اين معجزه دنبال علل طبيعى هم نباشيم. شايد خداوند اين معجزه را با اسباب جزر و مدّ دريا صورت داده است. معجزه بودن عبور موسى از دريا مسلّم است؛ اما اينكه خداوند اين معجزه را از طريق جزر و مد محقق ساخته باشد، محتمل است. اگر اين حرفها را بپذيريم آن وقت مىشود گفت كه معجزه در همزمانى عبور موسى و جزر درياست. البته اين هم خود معجزهى بزرگى است. وقتى مىشود طبيعت را به كمك معجزه آورد چه دليلى دارد كه معجزه را به جنگ طبيعت ببريم، و اين دو را كه اساس تكوين و تشريعاند در برابر هم قرار دهيم. عالَم، عالَم اسباب است و قدرت الاهى به «شرط لا» ست. عقل بنده نمىپذيرد كه خداوند خود اين عالم اسباب را به هم بريزد و بىعلت و سبب كارى بكند. آيهى 77 از سورهى «طه» كاملا تصريح به استفاده از جزر و مدّ دريا مىكند
جمله ی آخر او، مرا کنجکاو کرد که: عجب، یکی از آیات قرآن به استفاده ی حضرت موسی از جزر و مدّ دریا تصریح داشته و من بی خبر بوده ام؟! فوری به سراغ آیه 77 سوره طاها رفتم. آیه از این قرار بود:
وَ لَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً لاَ تَخَافُ دَرَكاً وَ لاَ تَخْشَى
هر چه در آیه ی 77 و حتی آیه ی بعدیِ آن دقت کردم، اثری از جزر و مدّ ندیدم. با خودم فکر کردم نکند شاید این آقای دکترِ قرآن پژوه، برداشت دیگری از کلمات قرآن دارد. لذا به ترجمه ی او در نرم افزار جامع التفاسیر مراجعه کردم. متن ترجمه ی او چنین بود:
و در حقيقت به موسى وحى كرديم كه: « بندگانم را شبانه ببر، و راهى خشك در دريا براى آنان باز كن كه نه از فرارسيدن [دشمن] بترسى و نه [از غرقشدن] بيمناك باشى.»
نمردیم و معنای تصریح را فهمیدیم!
و نیز معنای برداشت عقلی از قرآن
و همچنین معنای دوش به دوش علم رفتن!
آخه کجای علم می گوید که هنگام جزر دریا می توان از دریا عبور کرد؟!!!!!
این به اصطلاح دکترِ قرآن پژوه، هنوز معنای جزر و مدّ را نمی داند و خیال کرده هنگام جزر، آب دریا در زمین فرو می رود و آب آن به کلّی خشک می شود و هنگام مدّ، دوباره آب از زمین می جوشد و دریا دوباره دریا می گردد!
ناشر کتاب، در مقدمه ی آن در بیان سفرهای علمی این دکتر گفته است: ایشان متجاوز از صد و بيست بار از موزهى «لوور» ديدن كرده است
من نمی دانم موزه ی لوور در انگلیس است یا فرانسه یا آلمان، ولی این را می دانم که اگر این دکتر، به جای 120 بار دیدار از موزه ی خارجی، یک بار به بندر عباس خودمان، سفر کرده بود، با جشمش جزر و مدّ را مشاهده می کرد و می فهمید که مقدار آن بین چند سانتیمتر تا چند متر است و دیگر با این همه آب و تاب، معجزه ی حضرت موسی(ع) را به آن تفسیر نمی نمود
این بود نمونه ای از کشفیات و مُشتی از خروارِ نظریاتِ به خودش ابتکاریِ او که در کتابش، منعکس شده است
جالب است که در ابتدای کتابش گفته: علماى حوزوى از لاى تفسيرهاى كلاسيك سر خودشان را بر دارند و ديد راستين نسبت به قضايا پيدا كنند
اگر معنای سر برداشتن از لای تفاسیر و دیدِ راستین پیدا کردن به قضایا، این است، ما صد سال نمی خواهیم سر برداریم و دیدِ راستین! پیدا کنیم!
تعجب از وزارت ارشاد است که چگونه به این کتاب ها مُجوّز چاپ می دهد؟!
حداقل از این بترسد که یک خارجی آن را مطالعه کند و بگوید: دانشمندان ایرانی را ببین که دکترشان، هنوز نمی داند جزر و مدّ یعنی چه!

