فقاهت عمر !
یادتونه یه بار مطلبی درباره عمر نوشته بودم که وقتی پیامبر (ص) فرمودند : برایم قلم و کاغذی بیاورید تا برایتان چیزی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید ، گفت : درد بر پیغمبر غلبه کرده و هزیان می گوید و قرآن برای ما کافی است ؟
علماء اهل سُنّت به جای اینکه از این رفتار و گفتار عمر شرمنده باشند و اسمی از آن نیاورند ، سخن عمر را دلیلی بر فقاهت و فضیلت و دقت نظر او گرفته اند !
نووی در شرح خود بر کتاب صحیح مسلم در توجیه کلام عمر گفته است : عمر ترسید که پیامبر دستوراتی را بنویسد که اصحاب از انجام آن عاجز باشند و به خاطر عدم امتثال آن مستحقّ عقوبت گردند !
این چه فقیهی است که اینقدر نمی فهمید که عدم امتثال دستوری که انسان از انجام آن عاجز است ، عقوبتی ندارد ؟!
متن عربی سخن نووی را درادامه مطلب مشاهده فرمایید
ادامه نوشته
علماء اهل سُنّت به جای اینکه از این رفتار و گفتار عمر شرمنده باشند و اسمی از آن نیاورند ، سخن عمر را دلیلی بر فقاهت و فضیلت و دقت نظر او گرفته اند !
نووی در شرح خود بر کتاب صحیح مسلم در توجیه کلام عمر گفته است : عمر ترسید که پیامبر دستوراتی را بنویسد که اصحاب از انجام آن عاجز باشند و به خاطر عدم امتثال آن مستحقّ عقوبت گردند !
این چه فقیهی است که اینقدر نمی فهمید که عدم امتثال دستوری که انسان از انجام آن عاجز است ، عقوبتی ندارد ؟!
متن عربی سخن نووی را درادامه مطلب مشاهده فرمایید
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۱/۱۷ ساعت 10 توسط احمدیاسر وافی
|