مرگ غیر منتظره
چقدر مرگ به انسان نزدیک است و انسان از آن غافل
رفته بودم آزمایشگاه تا چند تا آزمایش بدهم . آخه برای تشرّف به حج الزامی کرده بودند . یک طلبه ی دیگر هم آنجا بود . ازش پرسیدم : شما هم می خواهید به حج مُشرّف شوید ؟ گفت : نه . گفتم : پس برای چی آزمایش می دیدی ؟ گفت : از ترس ! و بعدش خودش توضیح داد که یکی از رفقاش خیلی تشنه بوده ، درب یخچال را باز می کنه و چشمش به نوشابه می افته و اون را سر می کشه و بی حال می شه . خانمش که بی حالی ی او رو می بینه ، یک لیوان آب قند بهش می ده و وقتی آب قند رو می خوره از هوش می ره . می برنش بیمارستان و مدتی در کُما بوده و بعدش هم از دنیا می ره ! بعدا معلوم میشه قند داشته و بی خبر بوده . وقتی نوشابه ی شیرین رو خورده قندش رفته بالا و با خوردن آب قند فاتحش خونده شده !
خدا رحمتش کنه ولی یادمون نره که خدا یه روزی ما رو هم رحمت می کنه و متأسفانه غالبا بدون خبر قبلی !
رفته بودم آزمایشگاه تا چند تا آزمایش بدهم . آخه برای تشرّف به حج الزامی کرده بودند . یک طلبه ی دیگر هم آنجا بود . ازش پرسیدم : شما هم می خواهید به حج مُشرّف شوید ؟ گفت : نه . گفتم : پس برای چی آزمایش می دیدی ؟ گفت : از ترس ! و بعدش خودش توضیح داد که یکی از رفقاش خیلی تشنه بوده ، درب یخچال را باز می کنه و چشمش به نوشابه می افته و اون را سر می کشه و بی حال می شه . خانمش که بی حالی ی او رو می بینه ، یک لیوان آب قند بهش می ده و وقتی آب قند رو می خوره از هوش می ره . می برنش بیمارستان و مدتی در کُما بوده و بعدش هم از دنیا می ره ! بعدا معلوم میشه قند داشته و بی خبر بوده . وقتی نوشابه ی شیرین رو خورده قندش رفته بالا و با خوردن آب قند فاتحش خونده شده !
خدا رحمتش کنه ولی یادمون نره که خدا یه روزی ما رو هم رحمت می کنه و متأسفانه غالبا بدون خبر قبلی !
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۲/۲۳ ساعت 17 توسط احمدیاسر وافی
|