کشکول

یش از هزار نکته است که شنیده یا خوانده ام و به طور نا منظم نوشته ام و اینطور نیست که همه مطالب آن مورد تأیید نویسنده باشد

ادامه نوشته

باز هم تلویزیون!

دیروز عصر از تلویزیون سریال یا فیلم سینمایی ای پخش کرد که در یکی از صحنه های آن خانم جوانی ترک موتور بازیگر مرد نشسته بود و داشتند به جایی می رفتند!
البته من چون تماشا نمی کردم، نفهمیدم که آن خانم در فیلم، همسر موتور سوار بود یا نه
ولی حتی اگر به اسم همسر هم پشت او سوار شده بود، یک ساختار شکنیِ جدید در عرصه سینما و تلویزیون محسوب می شود
و معلوم نیست چه خوابهای دیگری برای ما دیده اند.
البته خوانندگان آزادند دوباره سیل انتقاد را به سوی بخش نظرات روانه کنند که:
تو چقدر بدبینی! شاید واقعاً هم زنش بوده!
چه گیرایی می دیا؟! به هم که نچسبیده بودند!
و . . .
ولی با همه اینها من فکر می کنم مسؤلین رسانه ملی دارند تست می کنند تا میزان حساسیت ما را بسنجند و تدریجاً ابتذال در تلویزیون را مانند سینما و بلکه بدتر، نمایند.

سفرنامه ها


ادامه نوشته

باب الحوائج (ع)


http://www.velayattv.com/fa/page.php?bank=archive&id=1479

ممكنه دانلودش طول بکشه

ولی به یکبار دیدنش می ارزه


از خط بین المللی زمان چه می دانید؟

http://upload.tehran98.com/img1/qpfq4yngqt8qrcrb70v.pdf

با الهام از کتاب تشریح الافلاک مرحوم شیخ بهایی

قبر خالیِ منتظر!

امشب گزارشگر تلویزیون به میان مردم رفته بود و از آنها می پرسید: به نظر شما رئیس جهمور آینده، چه عکسی را باید در اتاق کارش قاب بگیرد؟ و هر کس جوابی می داد ولی یک نفر جواب جالبی داد. گفت: باید عکسِ یک قبر خالی را به دیوار دفترش نصب کند و وقتی گزارشگر از او پرسید: چرا؟ گفت: برای اینکه به یاد مرگ باشه و بدونه که عاقبت باید بره توی این قبر و به ریاست دل خوش نکنه و مشغول بازیهای سیاسی و غافل از وظیفه اصلیش که خدمت به بندگان خداست، نشه.
حرف حساب شده ای زد
کاش همه ی ما در اتاقمان این عکس را نصب می کردیم یا حتی آن را زمینه دستکتاپ رایانه مان قرار می دادیم
تا از آباد کردن خانه آخرت غافل نشویم

اینهم از تحصیل و سپس اشتغال بانوان!

شروعی شوم

دو سال قبل مطلبی نوشته بودم درباره سریال ساختمان پزشکان و در آن نسبت به شروع ادا و عشوه ی بازیگران زن در سریالهای تلویزیونی اظهار نگرانی کرده بودم. هر عاقلی با دیدن آن سریال می فهمید که مسؤولین صدا و سیما در صدد محک زدن حساسیت مخاطبین در مورد طرز سخن گفتنِ منشی دکتر است. که اگر اعتراض جدی ای نشد، این روند در سیما ادامه یابد! و دریغ از یک اعتراض جدی از سوی شخصیت های تأثیر گذار!

http://vafi.blogfa.com/cat-153.aspx

اما دیروز عصر در تلویزیون چیزی دیدم که نتوانستم درباره اش چیزی ننوسیم. چیزی که شاید شروعی باشد برای نوعی دیگر از هنجارشکنیِ صدا و سیما.
حدود ساعت 5 عصر یکی از سریالهای پربیننده را تماشا می کردم. مرد جوانی وارد مهمانسرا شد و یک اتاق می خواست. مسؤول پذیرش خانمی جوان و جذاب و طبعاً خوش رو و خنده رو بود! وقتی اسم مسافر را پرسید و او جواب داد: یارعلی! چند بار کلمه ی یارعلی را تکرار کرد. و وقتی مسافر پرسید: مگر اسمم چشه که تکرار می کنی؟! خانمه گفت: نه، همینجوری تکرار کردم. اصلاً اسم من هم نیکیه. همینکه گفت: اسمم نیکیه، آن مسافر جوان گفت: چه اسم قشنگی! تو نیکی می کن و در دجله انداز! و خانمه خنده کرد و مسافر را به اتاقش راهنمایی کرد! قبل از اینکه او را به اتاقش راهنمایی کند، به او گفت: اتاق یک تختی نداریم و باید پول دو تخت را بدهی. و وقتی جوان گفت: حالا نمی شه یک نفر دیگر هم بیاد.آخه من فقط یک شب اینجا هستم! و در نهایت خانمه گفت: باشه، برو اتاق دو تختی و پول یک تخت را بده. انشاء الله یک نفر دیگر هم پیدا می شه که بیاد پیشت و نصف کرایه را حساب کنه و وقتی جوان مسافر گفت: اگر کسی نیامد چی؟ باید پول دو تخت را بدم، خانمه گفت: باشه چون شما هستی! همون یک تخت را باهات حساب می کنیم! و . . . اصلاً ولش کن. انشاءالله ذهن من منحرفه و نویسنده و تهیه کننده و کارگردان افرادی پاک با ذهنی ساده بوده اند و اصلاً منظور خاصی از این دیالوگ ها مخصوصاً از اون شعر سعدی نداشته اند! ولی خوف این را دارم که این شروعی باشد برای گنجاندنِ جملات و کلماتِ آنچنانی! در دیالوگهای بازیگران تلویزیون. سینما را خبر ندارم ولی تا جایی که مطلعم در صدا و سیما از این حرفها خبری نبود. حالا چه خوابی برایمان دیده اند، الله اعلم

نظام الاستبصار الشیعی

مقاله از استاد م.ف

ادامه نوشته

قصیده ای زیبا در مدح امیرالمؤمنین (ع)