رضا شاه ملعون!
خدا لعنت کنه رضاخان را که
[ تعجب کردم. به تیپش نمی خورد از اون کسایی باشه که رضاخان را لعن کنه. تازه معولاً مردم با دیدن ما طلبه ها می گن: شاه خدا بیامرز! تا حرصمون را دربیارند. ولی وقتی سخنش را ادامه داد، فهمیدم چرا راضاخان را لعن می کنه! آخه ادامه داد: ]
که بچه ی ترسویی مثل محمد رضا را تربیت کرد که با دیدن چند تا آخوند ترسید و در رفت و مملکت را تحویلشون داد!
او این مطلب را به زبان طنز گفت ولی سخنش خیلی دور از واقعیت هم نبود.
محمدرضا واقعاً با پدرش فرق داشت.
یادم هست بعضی ها، مراجع نجف از جمله مرحوم آیت الله خویی را به باد انتقاد می گرفتند که چرا از انقلاب ایران الگو نمی گیرند و در صدد سرنگونی صدام بر نمی آیند؟
این در حالی است که صدام، شخصی مثل رضا شاه بود نه مثل محمد رضا.
شرائط را هم باید سنجید.
خود مرحوم امام هم در زمان رضاشاه که یک جوان 40 ساله ی پر انرژی بود، در مقابل کارهای رضاشاه دم بر نیاورد.
شعری از ایشان در دیوانشان هست که در همان ایام سروده اند:
از جور رضا شاه کجا داد کنیم؟
زین دیو برِ که ناله بنیاد کنیم؟
آن دم که نفس بود، رهِ ناله ببست
اکنون نفسی نیست که فریاد کنیم!
وضعیت مراجع نجف در زمان صدام هم از این قبیل بود.
بگذریم از این که مرحوم آیت الله خویی، ولایت فقیه را محدود تر از آنچه می دانستند که مرحوم امام قائل بود.