توکل بر خدا
بعضی ها که در فضای ما نیستند، تعجب می کنند وقتی می شنوند که فرزند زیاد بهتره. با خودشون فکر می کنند که ما که توی یکیش موندیم، اینا کی هستند که به چهارتا هم قانع نیستند! غالبا هم به جهت مشکلات اقتصادی از فرزند بیشتر، فراری هستند و عده هم جهات تربیتی رو مطرح می کنند
فعلا جنبه اول رو در نظر دارم و می خوام بگم :
مترس از مشکلات اقتصادی بکن بر خالق خود، اعتمادی
خداوند متعال بارها در قرآن فرموده : ( توکّل علی الله ) یعنی بر من توکل و به من اعتماد کن . معلوم میشه یکی از شرائط یاری خدا این است که ما به او اعتماد داشته باشیم
مردم هم دو دسته هستند : بعضی ها می خوان خودشون زندگی خودشون رو بچرخونند و بچه هاشون رو اداره کنند. این ها توی همون یکیش می مونند! حتی بعد از ازدواج هم از ازدواجشون پشیمون می شن که چه غلطی کردیم! حالا چه جوری شکم اینو سیر کنم؟!
این افراد حتی اگه نمازخون باشن و هر روز در نمازشان بگویند: ایّاک نستعین، بازم خودشون رو همه کاره می دونند و در نتیجه از عهده هیچ کاری هم بر نمیان!
دسته دوم کسانی هستند که به این باور رسیده اند که : روزی به دست خداست و او هیچ وقت بندگانش رو رها نمی کنه و خزائنش هم هیچ گاه تمومی نداره و اگر هم گاهی روزیشون کم می شه یا امتحانی الهی است که باید با صبر، ازش سرفراز بیرون بیان یا جریمه گناهی است که باید با توبه و استغفار، برطرف بشه
یادتونه قدیما می گفتند : مهمون حبیب خداست؟ سؤال من اینه که مگه نوزاد متولد شده، مهمان نیست؟ تازه مهمانیه که از جانب خدا اومده و مگه ممکنه خدا مهمون بفرسته و روزیش رو همراهش نفرسته؟!
پیامبرخدا(ص) فرمودند:
( إِنَّ الضَّيْفَ إِذَا جَاءَ فَنَزَلَ بِالْقَوْمِ جَاءَ بِرِزْقِهِ مَعَهُ مِنَ السَّمَاءِ فَإِذَا أَكَلَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ بِنُزُولِهِ عَلَيْهِم ) یعنی : مهمانی که وارد بر خانه ای می شود، رزق آسمانی خودش را به همراه دارد و هنگامی که غذا را خورد، خداوند میزبان را می آمرزد
می بینید؟ نه تنها چیزی از روزی میزبان کم نمی شود بلکه فایده معنوی هم به او می رسد و گناهانش بخشیده می شود
کجا رفتند کسانی که به سخنان قرآن و پیامبر و ائمه باور داشتند؟! خدا رحمتشان کند
مشکل ما این است که ظاهر بین هستیم و مسأله برکت را در نظر نمی گیریم و باور نمی کنیم که کمِ با برکت پر منفعت تر از زیادِ بی برکت است . هر کثیری کوثر نیست . کوثر یعنی خیر با برکت
شخصی به نزد یکی از علما رفت و گفت : شما چگونه می گویید : خمس مالتان را بدهید تا اموالتان زیاد شود ؟ در ریاضی ثابت شده که 5 منهای یک می شود : 4 ولی شما می گویید : می شود : 6 !
آن عالم گفت: سگ سالی چند بار می زاید؟ گفت سالی دوبار. پرسید: هر باری چندتا توله می زاید ؟ گفت : هرباری 5 ، 6 یا حتی بیشتر . پرسید : چند سال عمر می کند ؟ گفت : تا سی سال هم عمر می کند. پرسید : چه مقدار از گوشتش خوراک مردم می شود؟ گفت : هیچی . پرسید: چه مقدارشان طعمه درندگان می شوند؟ گفت : خیلی کم . پرسید: چه مقدارشان به بیماری می میرند؟ گفت: بیماری ای که سگ را بکشد، خیلی نادر است
سپس پرسید: گوسفند: سالی چند بار می زاید؟ گفت: سالی یکبار. پرسید : و هر باری چند تا ؟ گفت: یکی . پرسید: و چند سال عمر می کند؟ گفت : حدود ده سال. پرسید: چه مقدار از گوشتش را مردم می خورند؟ گفت: خیلی و اصلا گوسفند را پرورش می دهند تا گوشتش را بخورند. پرسید: چه مقدار طعمه درندگان می شود؟ گفت : خیلی. پرسید: چه مقدارشان با بیماری ها می میرند؟ گفت: خیلی، بیماری های دام فراوان است که گاهی گله ها را از بین می بَرَد
آن عالم گفت: به حساب ریاضی، الآن باید دنیا پر از سگ باشد و نسل گوسفند منقرض شده باشد؛ اما بیابان ها پر است از گله های گوسفند ولی تو یک گله سگ به من نشان بده!
آن مرد تعجب کرد و علت را جویا شد و آن عالم در جوابش گفت : خدا چهار تا حرف در گوسفند قرار داده که در سگ قرار نداده : ب، ر،ک،ت ! آری برکت
اگر توکل و باور به رزاقیت الهی هم ندارید، می توانید سری به خانواده هایی که از این دو گوهر بهره مندند بزنید و با چشم خود قدرت الهی را ببینید
همین عموحسین خودمون که 19 تا فرزند داره، امکان نداره کسی ازش درخواست قرض کنه و جواب رد بشنوه. اگر هم نداشته باشه، از آبروش مایه می ذاره و واسطه می شه تا شخص ثالثی به طرف قرض بده و می گه : در قرض، طرف حساب ما خداست نه شخص قرض گیرنده. او هم پس نده، خدا سر جاش جبران می کنه. جالب اینه که تا حالا خودش از کسی قرض نگرفته و حتی آلوده به وام های بانکی هم نشده. حتی پولی را که پدرش برای خریدن خانه به او داده بود، در اسرع وقت به ایشان پس داده بود
او به این سخن معصوم اعتقاد دارد که ( الرزق مع العیال ) یا ( تنزل المعونة علی قدر المؤونة ) یا بالاتر از همه این ها، آیه قرآن که فرموده : ( و ما من دابة الا علی الله رزقها )
پدرش هم که خدا به او چهارده فرزند داده بود، نیز همین گونه بود
و خدا رحمت کند سعدی شیرازی را که نیکو سروده است:
یکی طفل دندان برآورده بود پدر سر به فکرت فرو برده بود
که من نان و برگ از کجا آرمش؟ مروت نباشد که بگذارمش
چو بیچاره گفت این سخن، پیش جفت نگر تا زن او را چه مردانه گفت:
مخور هول ابلیس تا جان دهد همان کس که دندان دهد نان دهد
تواناست آخر خداوند روز که روزی رسانَد، تو چندین مسوز
نگارنده ی کودک اندر شکم نویسنده ی عمر و روزی است هم
خداوندگاری که عبدی خرید بدارد، فکیف آن که عبد آفرید
تو را نیست این تکیه بر کردگار که مملوک را بر خداوندگار
فعلا جنبه اول رو در نظر دارم و می خوام بگم :
مترس از مشکلات اقتصادی بکن بر خالق خود، اعتمادی
خداوند متعال بارها در قرآن فرموده : ( توکّل علی الله ) یعنی بر من توکل و به من اعتماد کن . معلوم میشه یکی از شرائط یاری خدا این است که ما به او اعتماد داشته باشیم
مردم هم دو دسته هستند : بعضی ها می خوان خودشون زندگی خودشون رو بچرخونند و بچه هاشون رو اداره کنند. این ها توی همون یکیش می مونند! حتی بعد از ازدواج هم از ازدواجشون پشیمون می شن که چه غلطی کردیم! حالا چه جوری شکم اینو سیر کنم؟!
این افراد حتی اگه نمازخون باشن و هر روز در نمازشان بگویند: ایّاک نستعین، بازم خودشون رو همه کاره می دونند و در نتیجه از عهده هیچ کاری هم بر نمیان!
دسته دوم کسانی هستند که به این باور رسیده اند که : روزی به دست خداست و او هیچ وقت بندگانش رو رها نمی کنه و خزائنش هم هیچ گاه تمومی نداره و اگر هم گاهی روزیشون کم می شه یا امتحانی الهی است که باید با صبر، ازش سرفراز بیرون بیان یا جریمه گناهی است که باید با توبه و استغفار، برطرف بشه
یادتونه قدیما می گفتند : مهمون حبیب خداست؟ سؤال من اینه که مگه نوزاد متولد شده، مهمان نیست؟ تازه مهمانیه که از جانب خدا اومده و مگه ممکنه خدا مهمون بفرسته و روزیش رو همراهش نفرسته؟!
پیامبرخدا(ص) فرمودند:
( إِنَّ الضَّيْفَ إِذَا جَاءَ فَنَزَلَ بِالْقَوْمِ جَاءَ بِرِزْقِهِ مَعَهُ مِنَ السَّمَاءِ فَإِذَا أَكَلَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ بِنُزُولِهِ عَلَيْهِم ) یعنی : مهمانی که وارد بر خانه ای می شود، رزق آسمانی خودش را به همراه دارد و هنگامی که غذا را خورد، خداوند میزبان را می آمرزد
می بینید؟ نه تنها چیزی از روزی میزبان کم نمی شود بلکه فایده معنوی هم به او می رسد و گناهانش بخشیده می شود
کجا رفتند کسانی که به سخنان قرآن و پیامبر و ائمه باور داشتند؟! خدا رحمتشان کند
مشکل ما این است که ظاهر بین هستیم و مسأله برکت را در نظر نمی گیریم و باور نمی کنیم که کمِ با برکت پر منفعت تر از زیادِ بی برکت است . هر کثیری کوثر نیست . کوثر یعنی خیر با برکت
شخصی به نزد یکی از علما رفت و گفت : شما چگونه می گویید : خمس مالتان را بدهید تا اموالتان زیاد شود ؟ در ریاضی ثابت شده که 5 منهای یک می شود : 4 ولی شما می گویید : می شود : 6 !
آن عالم گفت: سگ سالی چند بار می زاید؟ گفت سالی دوبار. پرسید: هر باری چندتا توله می زاید ؟ گفت : هرباری 5 ، 6 یا حتی بیشتر . پرسید : چند سال عمر می کند ؟ گفت : تا سی سال هم عمر می کند. پرسید : چه مقدار از گوشتش خوراک مردم می شود؟ گفت : هیچی . پرسید: چه مقدارشان طعمه درندگان می شوند؟ گفت : خیلی کم . پرسید: چه مقدارشان به بیماری می میرند؟ گفت: بیماری ای که سگ را بکشد، خیلی نادر است
سپس پرسید: گوسفند: سالی چند بار می زاید؟ گفت: سالی یکبار. پرسید : و هر باری چند تا ؟ گفت: یکی . پرسید: و چند سال عمر می کند؟ گفت : حدود ده سال. پرسید: چه مقدار از گوشتش را مردم می خورند؟ گفت: خیلی و اصلا گوسفند را پرورش می دهند تا گوشتش را بخورند. پرسید: چه مقدار طعمه درندگان می شود؟ گفت : خیلی. پرسید: چه مقدارشان با بیماری ها می میرند؟ گفت: خیلی، بیماری های دام فراوان است که گاهی گله ها را از بین می بَرَد
آن عالم گفت: به حساب ریاضی، الآن باید دنیا پر از سگ باشد و نسل گوسفند منقرض شده باشد؛ اما بیابان ها پر است از گله های گوسفند ولی تو یک گله سگ به من نشان بده!
آن مرد تعجب کرد و علت را جویا شد و آن عالم در جوابش گفت : خدا چهار تا حرف در گوسفند قرار داده که در سگ قرار نداده : ب، ر،ک،ت ! آری برکت
اگر توکل و باور به رزاقیت الهی هم ندارید، می توانید سری به خانواده هایی که از این دو گوهر بهره مندند بزنید و با چشم خود قدرت الهی را ببینید
همین عموحسین خودمون که 19 تا فرزند داره، امکان نداره کسی ازش درخواست قرض کنه و جواب رد بشنوه. اگر هم نداشته باشه، از آبروش مایه می ذاره و واسطه می شه تا شخص ثالثی به طرف قرض بده و می گه : در قرض، طرف حساب ما خداست نه شخص قرض گیرنده. او هم پس نده، خدا سر جاش جبران می کنه. جالب اینه که تا حالا خودش از کسی قرض نگرفته و حتی آلوده به وام های بانکی هم نشده. حتی پولی را که پدرش برای خریدن خانه به او داده بود، در اسرع وقت به ایشان پس داده بود
او به این سخن معصوم اعتقاد دارد که ( الرزق مع العیال ) یا ( تنزل المعونة علی قدر المؤونة ) یا بالاتر از همه این ها، آیه قرآن که فرموده : ( و ما من دابة الا علی الله رزقها )
پدرش هم که خدا به او چهارده فرزند داده بود، نیز همین گونه بود
و خدا رحمت کند سعدی شیرازی را که نیکو سروده است:
یکی طفل دندان برآورده بود پدر سر به فکرت فرو برده بود
که من نان و برگ از کجا آرمش؟ مروت نباشد که بگذارمش
چو بیچاره گفت این سخن، پیش جفت نگر تا زن او را چه مردانه گفت:
مخور هول ابلیس تا جان دهد همان کس که دندان دهد نان دهد
تواناست آخر خداوند روز که روزی رسانَد، تو چندین مسوز
نگارنده ی کودک اندر شکم نویسنده ی عمر و روزی است هم
خداوندگاری که عبدی خرید بدارد، فکیف آن که عبد آفرید
تو را نیست این تکیه بر کردگار که مملوک را بر خداوندگار
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۵/۰۷ ساعت 11 توسط احمدیاسر وافی
|