نقد جملات منسوب به دکترشریعتی
طلبه منتقد که ظاهرا یک بانو هم هستند ، جملاتی از محروم دکتر شریعتی را در وبلاگ خود گذاشته اند و از خوانندگان درخواست کرده اند که نقد خود را بر آن جملات بنویسند
آدرس وبلاگ ایشان :
talabeh5.blogfa.comاولا هر کس این جملات را بخواند و گوینده ی آن را نشناسد ، تصور می کند که یک ضد دین فمنیست آن ها را گفته است نه یک مدعی اسلام شناسی ! اما نقدهای موردی از این قرار است : خطاب به مرد گفته است :
زن دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر
در حالیکه مسأله ی دیه کاملا با قضیه حدّ زنا فرق دارد . اولی امری اقتصادی و جبران خسارت وارده به خاطر از دست دادن نان آور خانواده و دومی امری جزائی و به جهت پیشگیری از بزهکاری است . آیا ایشان انتظار دارد زن زانیه نصف مرد زانی شلاق بخورد ؟ آن هم زانیه ای که با میل و رغبت تن به زنا داده است . چون اگر مرد زن را به این عمل مجبور کند ، نه تنها بر زن حدّی نیست که مرد باید کشته شود . در مسأله ی نصف بودن دیه زن نیز سخن بسیار است و مجال اندک ولی به اندازه ای که حتی بچه ها هم قانع شوند می توانم بگویم : اگر دیه را در کفن مقتول قرار می دادند و با او دفن می کردند ، جا داشت که زن ها اعتراض کنند که چرا در کفن ما 45 ملیون و در کفن مردهای مقتول 90 ملیون قرار می دهید ؟! درحالیکه دیه به ورثه ی مقتول می رسد . مثلا اگر زن و شوهری را در نظر بگیریم بدون فرزند و پدر و مادر ، اگر زن کشته شود ، 45 ملیون به مرد و اگر مرد کشته شود ، 90 ملیون به زن می رسد . پس در حقیقت زن دو برابر بیشتر از مرد گیرش آمده است !گفته است :
زن می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ….
عجبا ! در این جمله صریحا با دین و قرآن در افتاده است ! مگر تعدد زوجات را قرآن تجویز نفرموده است ؟ البته با شرائطی که همه می دانند و نیاز به توضیح نیست . اینکه ایشان علاقه داشته همسرش هم مثل خودش در انتخاب سه شوهر دیگر مختار باشد ، ربطی به بقیه ی مردها ندارد !
گفته است :
زن برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی
اولا : اگر دختری رشیده باشد یعنی از نظر سنی و عقلی در حدی باشد که مصلحت خود را تشخیص دهد ، به نظر خیلی از فقهاء فعلی و مشهور قُدَماء نیازی به اذن ولیّ ندارد و اگر کفوی به خواستگاری دختری آمد و پدر بدون علت مخالفت کند ، به نظر همه مراجع اذن او معتبر نیست . ثانیا : تعبیر ( به لطف قانونگذار ) یعنی چه ؟! آیا جناب دکتر معتقد بوده که خداوند متعال به مرد لطف داشته و در حق زن کم لطفی کرده است ؟! این یعنی خداوند بین مرد و زن تبعیض قائل شده و به جنس زن ظلم کرده است در حالیکه خدا نه با زن پدرکشتگی دارد و نه با مرد پسرخاله است . آیا یک مسلمان می تواند چنین سخنی بر زبان بیاورد ؟ یک مسلمان نهایتا اگر حکمت برخی از دستورات خالق حکیم را نفهمید ، می گوید : من تسلیم هستم نه اینکه او را به کم لطفی متّهم کند
گفته است :
او در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو . . . !
آیا منظور ایشان اعتراض به خلقت خداست یا اشاره به این است که در عُرف ، پسران در یزهکاری آزادتر از دختران هستند ؟ اگر اولی است ، در حقیقت اعتراض به خداست که چرا دختران را باکره قرار داده و برای پسران چفت و بستی خلقت نفرموده است ؟! و اگر منظور دومی است ، آیا منظور عرف متدیّنین است یا عرف فسّاق ؟ در عرف متدین که چه دختر زنا کند و چه پسر ، هر دو به یک اندازه مورد مذمت و نکوهش قرار دارند . عرف فساق هم که برایشان فرق نمی کند که دختر مرتکب این خطا شود یا پسر . در شرع و دین هم که به اعتراف خودتان حدّ زنا برای مرد و زن یکسان است
گفته است :
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی
طبق کدام قانون مدنی یا جزایی یا قضایی اگر مرد زن را بزند ، مجرم نیست . اگر مرد یک سیلی به زن بزند و سرخ شود ، زن می تواند به دادگاه برود و حداقل یک مثقال و نیم دیه از مرد بگیرد و اگر سیاه شود ، شش مثقال و حاکم شرع نیز می تواند مرد را به هر چند ضربه شلاق که برای بازدارندگی او تشخیص می دهد ، محکوم کند
گفته است :
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی
در زمان ما که زن و مرد با مشورت و توافق یکدیگر نام کودک را انتخاب می کنند و تا جایی که خبر دارم در زمان دکتر هم نام نوزاد را یکی از بزرگان فامیل یا عالم روستا و شهر انتخاب می کرده است . مثلا آیا پدر دکتر نام او را علی گذاشته است ؟ شاید . ولی آیا مادرش ناراضی بوده ؟ نمی دانم !
گفته است :
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد
اتفاقا خود زن ها بیشتر نگرانند که فرزندشان دختر نباشد ! و خودشان بر یکدیگر به خاطر پسرزایی فخر می فروشند ! گو اینکه اگر مردی نیز از دختر بدش می آید ، در ذهن او رسوباتی از افکار جاهلیت است . در حالیکه سیاق عبارات نویسنده به گونه ای است که این را در ذهن خواننده إلقاء می کند که این فکر فکری دینی و مذهبی است
گفته است :
او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی
من به عنوان یک مرد که همسرم چهار فرزند به دنیا آورده است ، حتی یک بار هم خواب حوریان بهشتی را ندیده ام . حالا جناب دکتر چرا خواب های خود را به حساب همه ی مردان می گذارند ، الله أعلم !
گفته است :
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر
نمی دانم نویسنده چه علاقه ای داشته که همه جا نام مادر خود را بگوید ؟!؟ و گذشته از شوخی ، مادر و خواهر و دختر انسان ، ناموس انسان محسوب می شوند و یک انسان با غیرت از بردن نام کوچک آن ها إکراه دارد مگر آنکه جناب دکتر برای غیرت نیز تفسیری متفاوت داشته باشند !
گفته است :
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد
گویا مرد این پنج مرحله را طیّ نمی کند ! البته به جای مادر ، پدر می شود !
و در پایان گفته است :
و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند ؛ چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد
بیچاره همسر نویسنده چه زجری از دست او کشیده بوده و ما خبر نداشتیم !
و چه زیباست سخن مرحوم استاد مطهری که درباره او گفته است :
اغلب آثار شریعتی از نظری هنری ، اعلی، از نظر علمی ، متوسط، از نظر فلسفی ، کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی ، صفر است
بخش نظرات را باز می گذارم ولی نمایش نظرات به معنای تأیید محتوای آن نیست چون گاهی چند روز یک بار به وب سر می زنم و نظرات را حذف یا پاسخ می دهم