جرم گیری !
امروز
صبح نوبت دندان پزشکی داشتم ، قرار بود دندانم رو پر کنم و حدس می زدم 50
تا 60 تومن هزینش بشه . دکتر در حال پر کردن دندانم گفت : دندان هات نیاز
به جرم گیری داره . گفتم : آخه من درباره ی جرم گیری چیزهای خوبی نشنیده
ام . میگن دندان را نازک یا مینای آن را ضعیف میکنه . گفت : اینها همش
الکیه . دندان تو باید جرم گیری بشه و گرنه به لثه هات آسیب می رسه . چون
به دکتر مطمئن بودم و یکی از اقوام خیلی ازش تعریف کرده بود ، گفتم : هر
چه شما صلاح بدونید . گفت : همین حالا جرم گیری کنم ؟ گفتم : ساعت 11 کلاس دارم ، گفت : خیلی طول نمیکشه . گفتم : اختیار با شماست . خلاصه شروع به جرم گیری کرد و
فکر کنم ده دقیقه ای یا کمتر طول کشید . وقتی خواستم حساب کنم ، پر کردن
رو نوشت 75 تومان و جرم گیری رو هم 75 تومان ! یعنی 140 تومان ! من فکر می
کردم جرم گیری 10 بیست تومن بیشتر نشه . جا خوردم ولی چاره ای جز پرداخت
هم نداشتم . شاید هم نرخ رسمی بود ولی هر چی بود زیاد بود . چون چند دقیقه
بیشتر وقت صرف آن نکرد . بازم پر کردن نیاز به مواد و آمپول بی حسی داره
که ممکنه بگه موادش خارجی و گران است ولی برای جرم گیری فقط یه چیزی مثل
پیچ گوشتی کوچیک به دستش گرفته بود که سرش مثل اره برقی جرم ها رو می گرفت
و به هیچ ماده ی دیگری نیاز نبود . یه اتفاق جالب هم وسط کار افتاد . منشی
اومد و گفت : آخه ی دکتر ، آفای فلانی زنگ زده و میگه یک و نیم ملیون
قسطتون عقب افتاده ! بعدش گفت : فلانی گفته : اگه دفترچه ی قسط رو بیارید ،
میتونم یه کاریش کنم که کمتر بشه ! عجب ، مگه دکترها هم بدهکارند ؟! مگه
اونها هم قسطاشون عقب میُفته ؟! اونها که نیم ساعته 140 هزار کاسبند ،
دیگه چرا ؟!
فهمیدم هر کس هر چه قدر هم پولدار باشه ، خرجهای مخصوص به خودش رو داره
همسر من اگه دلش بگیره ، با رفتن به بوستان علوی دلش باز میشه ؛ فوقش یه بستنی هم هزینشه ولی همسر یک دکتر وقتی دلش بگیره ، میگه : یه سر بریم کیش که هم دلمون باز بشه هم یه خریدی بکنیم ! یه خرید اون هم سر از چند ملیون در میاره ! یا اگه همسر فوق تخصص باشه ، میگه : رامین ! بیا یه سر بریم فرانسه ! میگن کنار برج ایفیل یه بستنی فروشه که توی بستنی هاش پودر طلا می ریزه ! بله دیگه ، هر که بامش بیش ، برفش بیشتر . . .
فهمیدم هر کس هر چه قدر هم پولدار باشه ، خرجهای مخصوص به خودش رو داره
همسر من اگه دلش بگیره ، با رفتن به بوستان علوی دلش باز میشه ؛ فوقش یه بستنی هم هزینشه ولی همسر یک دکتر وقتی دلش بگیره ، میگه : یه سر بریم کیش که هم دلمون باز بشه هم یه خریدی بکنیم ! یه خرید اون هم سر از چند ملیون در میاره ! یا اگه همسر فوق تخصص باشه ، میگه : رامین ! بیا یه سر بریم فرانسه ! میگن کنار برج ایفیل یه بستنی فروشه که توی بستنی هاش پودر طلا می ریزه ! بله دیگه ، هر که بامش بیش ، برفش بیشتر . . .
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۶/۱۹ ساعت 17 توسط احمدیاسر وافی
|