روایتی دیدم که شخصی خدمت حضرت رسول (ص) آمد و پرسید : ( مَن أبَرّ ؟ ) یعنی به چه کسی نیکی کنم ؟ حضرت فرمودند : ( اُمَّک ) یعنی مادرت . آن مرد پرسید : ( ثُمَّ مَن ؟ ) سپس چه کسی ؟ حضرت دوباره فرمود : ( اُمَّک ) . دوباره پرسید : سپس چه کسی ؟ و حضرت برای بار سوم  فرمودند : أمَّک . آن مرد برای چهارم پرسید : بعد از مادر به چه کسی نیکی کنم و حضرت فرمود : ( اَباک ) یعنی پدرت
معلوم می شود مادر را سه برابر پدر باید احترام کرد چرا که بیش از پدر برای انسان زحمت کشیده و در نتیجه حق بیشتری به گردن انسان دارد
در روایت دیگری دیدم . مردی که مادر پیر خود را به دوش گرفته بود و طواف می داد ، پیغمبر را دید . عرض کرد : یا رسول الله ، من مادر پیرم را به دوش گرفته ام و به حج آورده ام . آیا حق او را ادا کرده ام . حضرت فرمودند : حتی حق یکی از ناله های هنگام زایمانش را ادا نکرده ای !
چه کسی جز مادر حاضر است نه ماه کودک را در شکمش حمل کند ؟
چه کسی جز مادر حاضر است درد زایمان را تحمل کند
چه کسی جز مادر حاضر است شب تا صبح بی خوابی بکشد و اگر هم لحظه ای خوابش بُرد تا بچه گریه کرد بیدار شود تا به او شیر دهد
یک بار که عیال بنده بیمار بود ، به من گفت : یاسر ، امشب نمی توانم حرکت کنم . هر وقت پتو از روی بچه ها کنار رفت ، آن را رویشان بکش تا سرما نخورند . من گرفتم خوابیدم ولی شاید نیم ساعت به نیم ساعت صدای او بیدارم کرد که یاسر ، پتو از روی محمدحسین کنار رفته ، درستش کن . دوباره نیم ساعت بعد : یاسر ، بتو از روی محسن کنار رفته ، درستش کن و دوباره نیم ساعت بعد . . . ! خلاصه آن شب فکر کنم ده بیست بار مرا بیدار کرد که بتوی بچه ها را درست کنم و من تازه آن شب فهمیدم که وقتی شب ها در خواب خوش فرو رفته ام ، او دائما مراقب کنار نرفتن پتو از روی بچه هاست ! از آن به بعد دیگه وقتی صبح ها بعد از نماز صبح می خوابه ، به او اعتراض نمی کنم که نخواب ، خواب بین الطلوعین کراهت داره . چون فهمیدم خواب بین الطلوعین واسه من که شب تا صبح با خیال راحت خوابیدم و به قول عیال هر وقت سرمام میشه ، پتو را از روی بچه ها می کشم روی خودم ! کراهت داره نه برای او !