غذای روح
اما همین افراد تا مجبور نشن، از غذای رستورانِ بین راهی غذا نمی خورند!
با خودشان غذا بر می دارند یا حتی حاضرند گرسنگی بکشند و به بیستکویتی اکتفا کنند.
یکی نیست به اینا بگه: مگه این رستوران ها رستوران جمهوری اسلامی نیست؟
مگه وزارت بهداشت بر کیفیت غذاهای رستورانها نظارت نداره؟
مگه هر از چند گاهی برای ارزیابیِ رستورانها بازرس نمی فرسته؟
مگه پزشک و متخصّص تغذیه توی شورای نظارت بر کیفیت رستورانها نیست؟
پس چرا در مورد این گونه غذاها احتیاط می کنید و تا مجبور نشید لب بهش نمی زنید؟
جوابی ندارن بدن!
ولی من می دونم جواب این سؤال ها چیه.
جوابش اینه که ما به بدن و جسم و غذای مادی بیشتر اهمیت می دیم تا روح و قلب و غذای معنوی!
برای گناه کردن دنبال بهانه می گردیم ولی در امور دنیایی مو را از ماست می کشیم!
چه زیبا گفته اون شاعر که گفته:
بهر دنیا موشکافی ای شَقی!
بهر عُقبا، کُند ذهن و احمقی!