فردوسی در شاهنامه اش درباره ی برخی ! از زنان چنین سروده است :
زن و اژدها هر دو در خاک ، به { مخفّف بهتر }
جهان پاک از این هر دو ناپاک ، به
می گویند { به طنز } : این بیت فردوسی که در میان مردم پخش میشه و یک روز که فردوسی میاد خونش ، می بینه اخم زنش درهمه . به زنش که سلام می کنه ، زنش بدون اینکه جواب سلامش رو بده ، با عصبانیت می گه : این شعر زن و اژدها چیه که سرودی ؟! { گویا زنش فقط از زن های همسایه شنیده بوده که شوهرت یه شعر گفته و زن رو کنار اژدها قرار داده } . فردوسی که مردی زیرک و حاضر جواب بود ، فورا می گه : من که چیز بدی نگفتم . من گفتم :
زن و اژدها هر دو پیغمبرند
فرستاده ی حضرت داورند !
و زنش قانع و خوشحال می شه و به فردوسی می گه : سلام عزیزم ، به خونه خوش اومدی !
آخه زن های قدیم که مثل بانوگالشی اهل سواد و مطالعه نبودند که فریب شوهرهاشون رو نخورند !