بسم الله الرّحمن الرّحيم

در بحث با اهل سنت، مكرر برخورد كردم كه عقائد شيعه را مطرح ميكنند و با كنار هم گذاشتن عناصر اعتقادي شيعه، سعي ميكنند نشان دهند كه اعتقادات شيعه پر از تناقض است، و من با مراجعه به ذهنيت خود، وجدانا ميديدم با اينكه من معتقد به اين عناصر هستم اما تناقضي هم بين آنها نميبينم، و در ادامه بحث، بر من واضح ميشد كه حقيقتا اعتقادات شيعه داراي يك نظام است، و كسي كه مبادي اين نظام را نداند، و صرفا عناصر منفرد اعتقادي را در كنار هم بگذارد، ناچار به سوي يك پارادكس يا تناقض‌نما رهنمون ميشود، مثل اينكه كسي رمز نظم جدول ضرب را نداند و بگويد: اين جدول نامنظم و گتره است!! آيا نميبينيد در رديف دوم مثلا بعد از ده گذاشته است دوازده؟؟!! اما وقتي بداند كه اين ده، حاصل ضرب دو و پنج است، و آن دوازده، حاصل ضرب دو و شش است، نه تنها ديگر بي‌نظمي نميبيند بلكه ميفهمد اگر غير از اين بود بي‌نظمي بود!!

 

در اين مقاله در صدد هستم به اندازه ذهن ناتوان خودم، يك نظام و مدل اعتقادي، ارائه دهم كه نه تنها يك شيعه بلكه هر عاقل كه مبادي اين نظام فكري را مفروض بگيرد، تناقضي در اين سيستم فكري نبيند.

 

نكته مهمي كه در ارائه يك نظام فكري بايد در نظر گرفت اين است كه مواجهه با عناصر و مؤلفه‌هاي يك نظام، نبايد به صورت منفرد و با يك عنوان مستقل صورت گيرد، بلكه لازم است به نقش مؤلفه بودن آن، توجه تام شود، مثلا كسي كه تنها به ريخت منفرد يك مهره پازل، نگاه ميكند هرگز نميتواند ايفاي نقش آن را در تكميل پاذل ببيند، به تعبير ديگر، مؤلفه‌هاي يك نظام، به منزله توابع مرتبط است كه خروجي يكي در مقدار دهي و خروجي ديگري، دخيل است.

 

اگر توفيق بود، به مقتضاي حال ذهني‌ام ، مطالبي را به تدريج مينوسم، و اكنون شروع بحثم را يك بخش كوتاه از حديث تحف العقول قرار ميدهم:

 

تحف العقول ص 325

... قال الرجل: وما تلك العلامات؟ قال عليه السلام: تلك خلال أولها أنهم عرفوا التوحيد حق معرفته وأحكموا علم توحيده.

 

امام صادق عليه السلام محبين خودشان را سه گروه دانستند، و فرمودند: برترين گروه، علاماتي دارند، و چون سؤال شد كه آن علامات چيست؟ فرمودند: اولين علامت شيعه ما اين است كه توحيد را شناخته است به حق شناسائي آن!