کمتر گناه کن
حاجب، اگر معامله ی حشر با علیست
من ضامنم که هر چه بخواهی، گناه کن
یعنی اگر روز قیامت سر وکار ما با حضرت است،خیالت راهت باشه که مورد لطف و شفاعت ایشان قرار میگیریم و حضرت راضی نمیشه که محبّینش عذاب بشن،کسی که فرمود:برای قاتلم شیر ببرید،دلش راضی میشه شیعیانش رو از آب کوثر محروم کنه؟هرگز. پس خیالمون راحته که بهشتی هستیم
شب در خواب حضرت رو دید که بهش فرمودند:حاجب، دوجای شعرت باید اصلاح بشه:
اول اینکه گفتی:اگر معامله ی حشر با علیست
مگه شک داری که (اگر) میگی؟! یقینا حساب و کتاب دست منست؛چرا که من یدالله و خلیفة الله و قسیم الجنة و النار هستم . پس باید بگی:
حاجب،یقین معامله ی حشر با علیست
مصراع دوم شعرت هم اشکال داره:
حالا که سر و کارتون با منه،باید کمتر گناه کنید تا در قیامت شرمنده ی من نشوید ، من دوست دارم شیعیانم با افتخار و سربلند با من ملاقات کنند نه شرمسار و سرافکنده ، باید بگی:
شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن
این قضیه و خواب صحّت داشته باشد یا نه ، مضمون آن صحیح است . ما نباید به محبت اهل بیت مغرور بشیم و گناه را کوچک بشماریم . اینکار هم باعث شرمساری آخرت میشه هم گناه کردن زیاد قلب انسان رو تاریک میکنه و تدریجا محبت اهل بیت در وجود انسان کمرنگ میشه و از بین میره . اونوقته که فقط اسما و ظاهرا شیعه است و باطنا بی ایمان و انسان بدون ایمان هم از شفاعت محروم است . چون قیامت محل ظهور حقایق است و ظواهر و ادّعاها اونجا خریداری نداره، پس :
حاجب،یقین معامله ی حشر با علیست
شرم از رُخ علی کن و کمتر گناه کنپاسخ به دو سوال جناب غیاثی
درباره ی خلقت جسم انسان که آیا به طور ناگهانی از خاک تبدیل به یک انسان شده یا نه تدریجی یعنی خاک (عناصر) تبدیل به ماده ی آلی شده سپس آن تبدیل به تک سلولی و همین جور سیر تکاملی ادامه یافته و پس تکامل پستانداران انسان به وجود آمده توضیح بفرمایید زیرا دانشمندان اون جوری که معلم زیست ما می گفت در یافته اند که منشا ژن های ما و حیوانات یکی بوده است
جواب :
شیخ علی !
مرحوم علامه سید محمد حسین طهرانی در کتاب ارزشمند معاد شناسی از استادشان مرحوم علامه طباطبائی نفل میکنند که:
در کربلا واعظی بود به نام سیدجواد که ساکن کربلا بود ولی در ایام محرم و عزا برای تبلیغ به نواحی و روستاهای دوردست میرفت نماز جماعت میخواند و مسائل شرعی میگفت و سپس به کربلا برمیگشت.(او میگفت):یکبار گذرم افتاد به روستائی که همه اهالی آن سنی مذهب بودند
انتخاب
باید دید بر سر دوراهیها
اهل بیت را انتخاب میکنیم
یا
دنیا و مادیات و شهوات را
توجه شما را به خاطره ای در همین باره از مرحوم علامه محمدتقی جعفری جلب میکنم :
حدیثی از امیرالمؤمنین(ع)
نفس های انسان در حقیقت گامهای او به سوی مرگ است !
سعدی هم گفته :
هر دم از عمر میرود نفسی
چون نگه میکنی ، نمانده بسی
قربانی
یاد خاطره ای افتادم : یکی از زائران تعریف میکرد که پسری کوچکی دارم که تا فرودگاه بدرقه ام اومده بود . وقت خداحافظی گفت : کاش الآن زمان حضرت ابراهیم بود . گفتم چطور مگه ؟ گفت : اونوقت تو برای اینکه فرزندت رو قربانی کنی، منو با خودت میبردی ! این عشق و علاقه به آن سرزمینهای آسمانی رو مقایسه کنید با عمره گذارانی که تا وارد مکه میشن،مرتّب از مدیر کاروان روز و ساعت بلیط برگشت رو سؤال میکنند !
دلنوشته های یک پسر مجرد برای همسر آینده اش
سلام مهربانم!
هنوز نیامده ای ! نمی دانم تو لیاقت در کنار من بودن را پیدا نکرده ای یا من لیاقت تو را !
احکام بلوغ پسران
نوجوانانی که در آستانه بلوغ قرار دارند ، باید مسائل شرعی و نیز اخلاقی مربوط به بلوغ را بدانند و هر چه را نمیدانند بدون شرم و حیا از افراد مطمئن سؤال کنند . چون گاهی ندانستن یک نکته، باعث ایجاد مشکلات و دردسرهای بعدی میگردد . در این نوشتار سعی داریم به مسائل شرعی مورد نیاز یک پسر بالغ بپردازیم
پیشنهاد
قبول دارم کار سختیه ولی با تمرین عادت میشه . هم خودتون با نگاه به نامحرم در گناه نمی افتید و هم غیر مستقیم نهی از منکر میکنید
من گاهی هم در چند دقیقه ای که طرف مشغول راه انداختن کار من روی ورقه ای شعری یا تذکری مینویسم و وقتی میخوام برم ، آن را روی همون پیشخوان میذارم تا بعدا طرف بخونه و شاید درش اثر کنه
مثلا این شعر چطوره :
ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است
قلب و دلم از وضع حجاب تو کباب است !
سخنرانی شب قدر ( پنج صفت نجات بخش)
بسم الله الرحمن الرحیم
امشب که هم شب جمعه است و هم شب قدر می خواهم سوالی را مطرح کنم و پیرامون آن کمی صحبت نمایم
چرا بسیاری از ما توبه می کنیم ولی هنوز جوهر توبه مان خشک نشده آن را می شکنیم ؟!
چرا توبه های ما توبه های موقتی و آبکی و آسیب پذیر است؟
سرما خوردگی
خاطره
حدیث قدسی
حدیث قدسی :
بنده ی من ، تو هنگامی که به نماز می ایستی
من آنچنان گوش فرا میدهم
که گوئی همین یک بنده را دارم
ولی تو چنان غافلی
که گویا
صدها خدا داری
آیینه
ده عیب برون کن از درون سینه
حرص و حسد و کبر و غرور و غیبت
عُجب و طمع و بُخل و ریا و کینه
غریزه جنسی
این غریزه ی جنسی است که زن و مرد را نسبت به انجام این عمل بر می انگیزاند و نسل بشر را استمرار میبخشد . اسلام اطفاء این غریزه را تنها در چارچوب ازدواج ( دائم یا موقت ) پذیرفته است و راههای دیگر حتی استمناء را ممنوع کرده است . برای زنا و لواط نیز جریمه های سنگینی از صد تازیانه گرفته تا اعدام مقرّر داشته است . علاوه بر اینکه اطفاء غریزه در خارج از چارچوب خانواده ، آثار طبیعی همچون ابتلا به بیماریهای خطرناک را برای بشر به ارمغان می آورد . ادامه دارد
از نگاه تا گناه
میشها مواظب گرگها باشن
فقط تو در قلب منی
و وقتی آقاهه گفت : بله
پسره گفت :
پس لطفا
ده عدد لطف کنید !!!
زبانحال خداوند
دلت را خانه ی ما کن ، مصفّا کردنش با من
به ما درد دل افشا کن ، مداوا کردنش با من
اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش ، پیدا کردنش با من
بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش
بیاور قطره ای اخلاص ، دریا کردنش با من
به من گو حاجت خود را اجابت میکنم آری
طلب کن آنچه میخواهی ، مهیّا کردنش با من
بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را
بیاور نیک و بد را ، جمع و منها کردنش با من
چو خوردی روزی امروز ما را ، شکر نعمت کن
غم فردا مخور ، تامین فردا کردنش با من
به قرآن آیه ی رحمت فراوان است ای انسان
بخوان این آیه را ، تفسیر و معنا کردنش با من
اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت
تو نام توبه را بنویس، امضا کردنش با من
دو شعر به فکر انداز
مردم همه خندان و تو بودی گریان
ای دوست چنان کن که به وقت رفتن
مردم همه گریان و تو باشی خندان
......................................................
چنان بایدت زیست اندر جهان
که بعد از تو گویند : حیف از فلان
نه چون مدت عمرت آید به سر
بگویند : ای کاش ازین زودتر !
بانوان اینگونه هم میتوانند باشند
با آل علی هر که درافتاد ورافتاد
ديشب به سرم باز هواي دگر افتاد
در خواب مرا سوي خراسان گذر افتاد
چشمم به ضريح شه والا گهر افتاد
اين شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد :
با آل علي هر که در افتاد، ور افتاد
اين قبر غريبُ الغُرَبا ، خسرو طوس است
اين قبر مُعین الضعفا ، شمس شموس است
خاک در او مَلجإ ارواح و نفوس است
بايد ز ره صدق بر اين خاک در افتاد
با آل علي هر که در افتاد، ور افتاد
حوران بهشتی زده اندر حرمش صف
خیل مَلَک از نور طبقها همه بر کف
شاهان به ادب در حرمش گشته مُشَرّف
اینجاست که تاج از سر هر تاجوَر افتاد
با آل علی هر که درافتاد، ور افتاد
اولاد علي شافع يوم عَرَصاتند
داراي مقامات رفيعُ الدرجاتند
در روز قيامت همه اسباب نجاتند
اي واي بر آن کس که به این آل در افتاد
با آل علي هر که در افتاد، ور افتاد
کام و دهن از نام علي يافت حلاوت
گل در چمن از نام علي يافت طراوت
هر کس که به اين سلسله بنمود عداوت
در روز جزا جايگهش در سقر افتاد
با آل علي هر که در افتاد ور افتاد
هر کس که به اين سلسله ي پاک جفا کرد
بد کرد و نفهميد وغلط کرد وخطا کرد
ديدي که يزيد از ستم و کينه چه ها کرد
آخر به درک رفت و به روحش شرر افتاد
با آل علي هر که در افتاد ور افتاد
ای قبله ی هفتم که توئی مظهر یاهو
ای حجت هشتم که توئی ضامن آهو
ما جمله نمودیم به سوی حَرَمَت رو
از عشق تو در قلب و دل ما شَرَر افتاد
با آل علی هر که درافتاد، ور افتاد
سروده ی نسیم شمال
امامت : استمرار نبوت
دین و لذت
اسلام سرائی !
نظر استاد مرحوم مطهری درباره ی کتاب اسلام شناسی دکتر شریعتی :
این کتاب مانند غالب نوشته های نویسنده ، از نظر ادبی و هنری اعلی، از نظر علمی متوسط، از نظر فلسفی کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است
کلامی از مرحوم بهجت درباره ی نماز
دزد لباس
آری دزد انواع و اقسام دارد : دزد ماشین ، دزد بانک ، کیف قاب ، جیب بُر و . . . و یکی از انواع دزد، دزد لباس مقدس روحانیت است . اگه یک عمامه به سر، دنیا طلب بود ، او روحانی نیست ؛ او دزدی است که لباس روحانیت را پوشیده است . روحانی یعنی کسی که جنبه ی روحی او بر جنبه ی جسمی او غلبه دارد . پس کسی که فکر و ذکرش مادیات و انباشتن ثروت باشد جسمانی است نه روحانی حتی اگر چند متر عمامه بر سر و عبائی بر دوش انداخته باشد . جوانان نیز باید مراقب باشند که حساب این جسمانیها را از اسلام و روحانیهای اصیل جدا کنند . مبادا عملکرد برخی روحانی نما ها ما را نسبت به اصل اسلام و تشیع و سایر روحانیون زاهد بدبین کند . نباید کارهای اینها را به حساب همه بنویسیم . قدری هم در زندگی افرادی مثل آیه الله بهجت مطالعه کنیم و ببینیم چگونه نزدیک به یک قرن در این دنیای فانی زاهدانه زیستند و حتی قدمی برای رسیدن به ثروت ، قدرت و شهرت برنداشتند و البته خداوند محبت این افراد را در قلوب مؤمنین می اندازد
البته اینن تذکّر هم لازم است که نباید به هر شایعه ای گوش داد . معلوم است که دشمن بیکار ننشسته و درصدد جدا کردن مردم و مخصوصا جوانان از روحانیت است و سعی میکند با شایعات آنها را نسبت به قشر روحانی بدبین نماید . همانطور که معاویه امیر المؤمنین را در بین اهل شام بی نماز معرفی کرده بود !تذکری درباره ی لطیفه های رایج
علاوه بر این خود این کار از نظر اخلاقی و شرعی غیر قابل قبول است . چگونه حاضر میشوید به اهالی رشت و لو به شوخی تهمت دیّوثی یا به قزوینیها تهمت لواط بزنید یا ترکها را انسانهائی نفهم و بیشعور جلوه دهید؟! آیا نمیدانید رشت و قزوین و تبریز چه علما و دانشمندانی داشته؟ میرزا کوچک خان و آیه الله بهجت رشتی ، شهریار و علامه ی طباطبائی ترک و شهیدرجائی قزوینی بوده است . اصولا آیا میدانید اگر کسی تهمت عمل نامشروع به کسی بزند،شرعا هشتاد تازیانه باید بخورد؟! گذشته از همه ی اینها وجدان ما نباید راضی شود که درباره ی یک اهالی یک شهر که همه شیعه و مسلمان هستند چنین شوخیهای شنیعی را بر زبان آوریم و گفتن ( یه ترک کافر) هم مشکلی را حل نمیکند . تازه خیلی وقتها هم هویّت طرف دخالتی در محتوای لطیفه ندارد و صرفا از روی عادت او را عنوان میکنیم . به عنوان مثال به این لطیفه دقت کنید :
به یه نفر میگن : کجا میری؟ میگه : دارم برمیگردم!
حالا چه نیازی است که بگوییم : به ترکه میگن : کجا میری . . .
بیایید شوخیهایمان را از تهمت و نسبت زشت و شبهه ی شرعی پاکسازی کنیم
برای داداش میثم که در نوجوانی داماد شد سرودم
گر از اسمم بپرسی، هست یاسر
بُوَد امشب شب زیبای پیوند
شبی در زندگی شیرینتر از قند
