احکام نماز برای نوجوانان

بعضی از کاربران محترم در بخش نظرات فرموده اند که این مطلب خیلی طولانی است . من آن را نگذاشته ام که همین الآن آن را مطالعه کرده و یاد بگیرید . میتوانید کل مطلب را در رایانه تان ذخیره نموده و در صورت نیاز به مطالب آن مراجعه کنید و هر سوالی برایتان پیش آمد با من در میان بگذارید
ادامه نوشته

کمتر گناه کن

حاجب شاعر روزی این بیت را سرود :

حاجب، اگر معامله ی حشر با علیست

من ضامنم که هر چه بخواهی، گناه کن

یعنی اگر روز قیامت سر وکار ما با حضرت است،خیالت راهت باشه که مورد لطف و شفاعت ایشان قرار میگیریم و حضرت راضی نمیشه که محبّینش عذاب بشن،کسی که فرمود:برای قاتلم شیر ببرید،دلش راضی میشه شیعیانش رو از آب کوثر محروم کنه؟هرگز. پس خیالمون راحته که بهشتی هستیم

شب در خواب حضرت رو دید که بهش فرمودند:حاجب، دوجای شعرت باید اصلاح بشه:

اول اینکه گفتی:اگر معامله ی حشر با علیست

مگه شک داری که (اگر) میگی؟! یقینا حساب و کتاب دست منست؛چرا که من یدالله و خلیفة الله و قسیم الجنة و النار هستم . پس باید بگی:

حاجب،یقین معامله ی حشر با علیست

مصراع دوم شعرت هم اشکال داره:

حالا که سر و کارتون با منه،باید کمتر گناه کنید تا در قیامت شرمنده ی من نشوید ، من دوست دارم شیعیانم با افتخار و سربلند با من ملاقات کنند نه شرمسار و سرافکنده ، باید بگی:

 شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن

این قضیه و خواب صحّت داشته باشد یا نه ، مضمون آن صحیح است . ما نباید به محبت اهل بیت مغرور بشیم و گناه را کوچک بشماریم . اینکار هم باعث شرمساری آخرت میشه هم  گناه کردن زیاد قلب انسان رو تاریک میکنه و تدریجا محبت اهل بیت در وجود انسان کمرنگ میشه و از بین میره . اونوقته که فقط اسما و ظاهرا شیعه است و باطنا بی ایمان و انسان بدون ایمان هم از شفاعت محروم است . چون قیامت محل ظهور حقایق است و ظواهر و ادّعاها اونجا خریداری نداره، پس :

حاجب،یقین معامله ی حشر با علیست

شرم از رُخ علی کن و کمتر گناه کن

پاسخ به دو سوال جناب غیاثی

سوال اول :

درباره ی خلقت جسم انسان که آیا به طور ناگهانی از خاک تبدیل به یک انسان شده یا نه تدریجی یعنی خاک (عناصر) تبدیل به ماده ی آلی شده سپس آن تبدیل به تک سلولی و همین جور سیر تکاملی ادامه یافته و پس تکامل پستانداران انسان به وجود آمده توضیح بفرمایید زیرا دانشمندان اون جوری که معلم زیست ما می گفت در یافته اند که منشا ژن های ما و حیوانات یکی بوده است

جواب :

 

ادامه نوشته

شیخ علی !

 

مرحوم علامه سید محمد حسین طهرانی در کتاب ارزشمند معاد شناسی از استادشان مرحوم علامه طباطبائی نفل میکنند که:

در کربلا واعظی بود به نام سیدجواد که ساکن کربلا بود ولی در ایام محرم و عزا  برای تبلیغ به نواحی و روستاهای دوردست میرفت نماز جماعت میخواند و مسائل شرعی میگفت و سپس به کربلا برمیگشت.(او میگفت):یکبار گذرم افتاد به روستائی که همه اهالی آن سنی مذهب بودند

ادامه نوشته

انتخاب

نمیشود در محبت اهل بیت فقط به ادّعا اکتفا کرد

باید دید بر سر دوراهیها

اهل بیت را انتخاب میکنیم

یا

دنیا و مادیات و شهوات را

توجه شما را به خاطره ای در همین باره از مرحوم علامه محمدتقی جعفری جلب میکنم :

ادامه نوشته

حدیثی از امیرالمؤمنین(ع)

نَفَسُ المَرءِ خُطاهُ اِلی الاَجَل

نفس های انسان در حقیقت گامهای او به سوی مرگ است !

سعدی هم گفته :

هر دم از عمر میرود نفسی

چون نگه میکنی ، نمانده بسی

قربانی

در روایتی خوندم که فرستادن گوسفند از بهشت برای حضرت ابراهیم(ع) در حقیقت منّت و لطفی از جانب حقتعالی بر امّت ابراهیم بوده است و اگر ابراهیم اسماعیل را قربانی مینمود، یکی از مناسک حج تا روز قیامت، ذبح فرزند توسط حاجی بود! ولی خداوند که ضعف ما را میدانست،این حکم پرمشقّت را که امثال ما را یارای امتثال آن نیست، به ذبح شتر یا گاو یا گوسفند تبدیل فرمود . با این همه، کسی دلش نمیاد شتر یا گاو قربانی کنه و تازه سر قیمت گوسفند هم کلّی چونه میزنند تا چندهزار تومن ارزونتر دربیاد و بتونن سوغاتی بیشتر بخرند ! با اینکه در روایات توصیه شده که در خرید دو چیز چانه نزنید : حیوان قربانی و کفن

یاد خاطره ای افتادم : یکی از زائران تعریف میکرد که پسری کوچکی دارم که تا فرودگاه بدرقه ام اومده بود . وقت خداحافظی گفت : کاش الآن زمان حضرت ابراهیم بود . گفتم چطور مگه ؟ گفت : اونوقت تو برای اینکه فرزندت رو قربانی کنی، منو با خودت میبردی ! این عشق و علاقه به آن سرزمینهای آسمانی رو مقایسه کنید با عمره گذارانی که تا وارد مکه میشن،مرتّب از مدیر کاروان روز و ساعت بلیط برگشت رو سؤال میکنند !

دلنوشته های یک پسر مجرد برای همسر آینده اش

سلام مهربانم!

هنوز نیامده ای ! نمی دانم تو لیاقت در کنار من بودن را پیدا نکرده ای یا من لیاقت تو را !

 

ادامه نوشته

احکام بلوغ پسران

احکام و مسائل مربوط به جنابت

نوجوانانی که در آستانه بلوغ قرار دارند ، باید مسائل شرعی و نیز اخلاقی مربوط به بلوغ را بدانند و هر چه را نمیدانند بدون شرم و حیا از افراد مطمئن سؤال کنند . چون گاهی ندانستن یک نکته، باعث ایجاد مشکلات و دردسرهای بعدی میگردد . در این نوشتار سعی داریم به مسائل شرعی مورد نیاز یک پسر بالغ بپردازیم

ادامه نوشته

پیشنهاد

امروزه متأسفانه به هر اداره ای حتی بلیط فروشیها و آژانسها و خدمات موبایل و پست  وارد میشوی با دختران و زنان بد حجاب روبرو هستی . از یکطرف اگر بخواهی آنها را نهی از منکر کنی، ناراحت میشن و کارت را راه نمیندازن و از طرفی بی تفاوت بودن هم صحیح نیست . پیشنهاد من به نوجوانان و جوانان مذهبی اینه که سعی کنند خود را عادت بدهند که هنگام صحبت با نامحرم به صورت او مستقیما نگاه نکنند و به تعبیر قرآن ( یغضّوا من ابصارهم ) یعنی نگاههایشان را کوتاه کنند . اینطوری طرف هم اگه فهمیده باشه، حساب کار به دستش میاد و میفهمه چرا شما سر به زیر هستید و نگاهتان را از او دریغ میدارید . فوقش اگه طرف گفت : به من نگاه کن، دارم با تو حرف میزنم، مؤدبانه میگویید : متأسفم شما حجابتون کامل نیست .

قبول دارم کار سختیه ولی با تمرین عادت میشه . هم خودتون با نگاه به نامحرم در گناه نمی افتید و هم غیر مستقیم نهی از منکر میکنید

من گاهی هم در چند دقیقه ای که طرف مشغول راه انداختن کار من روی ورقه ای شعری یا تذکری مینویسم و وقتی میخوام برم ، آن را روی همون پیشخوان میذارم تا بعدا طرف بخونه و شاید درش اثر کنه

مثلا این شعر چطوره :

ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است

قلب و دلم از وضع حجاب تو کباب است !

سخنرانی شب قدر ( پنج صفت نجات بخش)

بسم الله الرحمن الرحیم

امشب که هم شب جمعه است و هم شب قدر می خواهم سوالی را مطرح کنم و پیرامون آن کمی صحبت نمایم

چرا بسیاری از ما توبه می کنیم ولی هنوز جوهر توبه مان خشک نشده آن را می شکنیم ؟!

 چرا توبه های ما توبه های موقتی و آبکی و آسیب پذیر است؟

ادامه نوشته

سرما خوردگی

سرما خوردگیهای معمولی غلط انداز هستند ، زیرا ارتباطی با هوای سرد ندارند . ویروسهای اصلی که سرما خوردگی را به وجود می آورند ، در زمستان و فصل مدرسه فعالترند ؛ به همین دلیل
ادامه نوشته

خاطره

زمستان سال 85 در مشهد مقدس سوار اتوبوس واحد بودم ؛ از قضا پیرمردی کنارم نشست و از نجس بودن سنّیها پرسید . گفتم :  اگر با اهل بیت عداوت نداشته باشند ، پاکند . گفت : امام زمان را قبول دارند؟ گفتم : اصل امام زمان را قبول دارند ولی میگویند : هنوز متولد نشده و در آخرالزمان به دنیا می آید . ناراحت شد و گفت : پس چرا به آنها برادر میگوییم ؟

ادامه نوشته

حدیث قدسی

 

حدیث قدسی :

بنده ی من ، تو هنگامی که به نماز می ایستی

من آنچنان گوش فرا میدهم

که گوئی همین یک بنده را دارم

ولی تو چنان غافلی

که گویا

صدها خدا داری

آیینه

خواهی که شود قلب تو چون آئینه

ده عیب برون کن از درون سینه

حرص و حسد و کبر و غرور و غیبت

عُجب و طمع و بُخل و ریا و کینه

غریزه جنسی

آیا وجود غریزه ی جنسی در انسان مفید است یا مضرّ؟ آیا ممکن است خداوند حکیم چیزی را که به ضرر انسان است، در وجود او قرار دهد؟ هرگز. هر آنچه  خداوند در وجود انسان به ودیعت نهاده ، از روی حکمت و مصلحت است . این انسان است که گاهی از غرائز خود در غیر مسیر صحیح بهره برداری میکند وهمین کار موجبات سقوط او را فراهم می آورد . غریزه ی جنسی یکی از قویترین غرائز حیوانی است که انسانها همواره در کنترل و مهار آن به افراط و تفریط کشیده شده اند و کم اند افرادی که در پرتو تعالیم دینی آن را در مسیر اعتدال انداخته باشند . میتوانیم غریزه جنسی را که نیروئی است در وجود انسان به نیروهای موجود در طبیعت تشبیه نمائیم . مانند گاز طبیعی که در دست قدرت الهی آن را در اعماق خاک برای انسان ذخیره کرده است . آیا میتوان گفت این نیرو مضر است ؟ هرگز، ولی به شرط آنکه کنترل شده و به صورت استاندارد استخراج ، هدایت و استفاده شود . هم لوله هایی که گاز را به شهرها و سپس منازل ما میرسانند و هم لوله ها و شلنگهایی که نهایتا گاز را به بخاری یا اجاق گاز یا آبگرمکن میرسانند باید حساب شده باشد . آنوقت است بهره وری خوب و مناسب از این نیروی طبیعی میشود . اما همین گاز مفید اگر کنترل شده هدایت نشود حتی اگر شلنگ باریکی که گاز را از لوله به بخاری میرساند ، استاندارد نباشد، چه بسا موجب انفجار و از بین رفتن یک خانواده گردد . غریزه ی جنسی نیز اگر افسار گسیخته باشد، موجب نابودی فرد و جامعه میگردد که توضیح آن در مقاله ی (از نگاه تا گناه) گذشت . اما فایده ی این غریزه چیست ؟ مهمترین فایده ی آن حفظ و بقاء نوع بشر میباشد . میدانیم که همه ی حیوانات از جمله انسان از راه آمیزش نر با ماده تکثیر میشوند . ذات این عمل یک عمل پست و کثیف و مشمئز کننده است . اگر برای یک کودک 5 ساله یک فیلم پورنو را نمایش دهید ، حالش به هم خواهد خورد ! انسانهای بالغ نیز بعد از اتمام عمل و فرو نشستن آتش شهوت، احساس اشمئزازی توأم با ندامت دارند .   

  این غریزه ی جنسی است که زن و مرد را نسبت به انجام این عمل بر می انگیزاند و نسل بشر را استمرار میبخشد . اسلام اطفاء این غریزه را تنها در چارچوب ازدواج ( دائم یا موقت ) پذیرفته است و راههای دیگر حتی استمناء را ممنوع کرده است . برای زنا و لواط نیز جریمه های سنگینی از صد تازیانه گرفته تا اعدام مقرّر داشته است . علاوه بر اینکه اطفاء غریزه در خارج از چارچوب خانواده ، آثار طبیعی همچون ابتلا به بیماریهای خطرناک را برای بشر به ارمغان می آورد . ادامه دارد

از نگاه تا گناه

ممکنه برای خیلی از نوجوونا  و جوونا این سوال مطرح باشه که چرا در اسلام نگاه به نامحرم  حرامه ؟ مگه یه نگاه ناقابل چه خطری میتونه داشته باشه ؟  مگه یه پسر به یه دختر نگاه کنه ، آسمون به زمین میاد یا نظم کهکشانها به هم میخوره ؟! در این مقاله میخوام به جواب این سوال بپردازم
ادامه نوشته

میشها مواظب گرگها باشن

میخوام واسه دخترخانمهایی که گول ظاهر حرفای بعضی پسرهای دروغگو رو میخورند ، قضیه ی اون پسری رو تعریف کنم که رفت مغازه لوازم تحریری و گفت : آقا ، کارپستالی دارین که روش نوشته باشه :

 
فقط تو در قلب منی


و وقتی آقاهه گفت : بله

پسره گفت :
پس لطفا
ده عدد لطف کنید !!!

زبانحال خداوند

تقدیم به دانشجوی شیرازی : داداش علی

دلت را خانه ی ما کن ، مصفّا کردنش با من

به ما درد دل افشا کن ، مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را

بیا یک لحظه با ما باش ، پیدا کردنش با من

بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش

بیاور قطره ای اخلاص ، دریا کردنش با من

به من گو حاجت خود را اجابت میکنم آری

طلب کن آنچه میخواهی ،  مهیّا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را

بیاور نیک و بد را ، جمع و منها کردنش با من

چو خوردی روزی امروز ما را ، شکر نعمت کن

غم فردا مخور ، تامین فردا کردنش با من

به قرآن آیه ی رحمت فراوان است ای انسان

بخوان این آیه را ،  تفسیر و معنا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت

تو نام توبه  را بنویس، امضا کردنش با من

دو شعر به فکر انداز

روزی که تو آمدی به دنیا عریان

مردم همه خندان و تو بودی گریان

ای دوست چنان کن که به وقت رفتن

مردم همه گریان و تو باشی خندان

......................................................

چنان بایدت زیست اندر جهان

که بعد از تو گویند : حیف از فلان

نه چون مدت عمرت آید به سر

بگویند : ای کاش ازین زودتر !

بانوان اینگونه هم میتوانند باشند

صورت یکی از جذابترین قسمتهای بدن است و با پوشاندن آن میتوان از بسیاری از مفاسد جلوگیری کرد و در عین حال به فعالیت زنان نیز لطمه ای نمیزند

با آل علی هر که درافتاد ورافتاد

ديشب به سرم باز هواي دگر افتاد

در خواب مرا سوي خراسان گذر افتاد

چشمم به ضريح شه والا گهر افتاد

اين شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد :

با آل علي هر که در افتاد، ور افتاد

اين قبر غريبُ الغُرَبا ، خسرو طوس است

اين قبر مُعین الضعفا ، شمس شموس است

خاک در او مَلجإ ارواح و نفوس است

بايد ز ره صدق بر اين خاک در افتاد

با آل علي هر که در افتاد، ور افتاد

 حوران بهشتی زده اندر حرمش صف

خیل مَلَک از نور طبقها همه بر کف

 شاهان به ادب در حرمش گشته مُشَرّف

اینجاست که تاج از سر هر تاجوَر افتاد

 با آل علی هر که درافتاد، ور افتاد

اولاد علي شافع يوم عَرَصاتند

داراي مقامات رفيعُ الدرجاتند

در روز قيامت همه اسباب نجاتند
اي واي بر آن کس که به  این آل در افتاد

با آل علي هر که در افتاد، ور افتاد

 کام و دهن از نام علي يافت حلاوت
گل در چمن از نام علي يافت طراوت

هر کس که به اين سلسله بنمود عداوت
در روز جزا جايگهش در سقر افتاد

با آل علي هر که در افتاد ور افتاد

 هر کس که به اين سلسله ي  پاک جفا کرد
بد کرد و نفهميد وغلط کرد وخطا کرد

ديدي که يزيد از ستم و کينه چه ها کرد
آخر به درک رفت و به روحش شرر افتاد

با آل علي هر که در افتاد ور افتاد

 ای قبله ی هفتم که توئی مظهر یاهو

ای حجت هشتم که توئی ضامن آهو

 ما جمله نمودیم به سوی حَرَمَت رو

از عشق تو در قلب و دل ما شَرَر افتاد

 با آل علی هر که درافتاد، ور افتاد

 

سروده ی نسیم شمال

امامت : استمرار نبوت

مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب منتهی الآمال از ابوحبیب بناجی نقل میکند که گفت : شبی در خواب دیدم که رسول خدا(ص) به بنّاج{یکی از روستاهای خراسان} آمده و در مسجدی که هر سال حاجیها فرود می آیند، فرود آمده است . من به سوی حضرت رفتم و بر او سلام کردم و در مقابل او ایستادم . دیدم در مقابل حضرت طبقی از برگ درخت خرمای مدینه بود مملو از خرمای صیحانی . حضرت مشتی از آن برداشت و به من داد؛ شمردم 18 خرما بود . بعد از خواب تعبیر کردم که 18 سال دیگر عمر خواهم کرد . بیست روز از این خواب گذشت و من مشغول زراعت در زمینم بودم که شخصی آمد و خبر داد که حضرت رضا(ع) از مدینه آمده اند و در مسجد حاجیها منزل کرده اند و مردم گروه گروه به ملاقات حضرت میروند . وقتی به مسجد رسیدم ، دیدم حضرت  در همان جائی که حضرت رسول در خواب نشسته بودند، نشسته اند روی حصیری که حضرت را در خواب روی آن دیده بودم . جلوی حضرت نیز طبقی از برگ خرما پر ازخرماهای صیحانی قرار داشت .سلام کردم و جوابم را دادند و مرا نزد خود خواندند و کفی از آن خرماها به من دادند .شمردم؛ همان مقدار بود که رسول خدا داده بود . گفتم : زیاد کن یاابن رسول الله فرمود : اگر جدم از این زیادتر میداد، ما هم میدادیم

دین و لذت

تصور خیلی ها این است که دین آمده تا ما را از لذت ها محروم کند و از آنجایی که انسان اصولا موجودی لذت طلب است ، دین را مانع رسیدن به خواسته های خود میپندارد . درحالیکه درست برعکس است ؛ انبیاء نیامده اند تا ما را از لذات محروم کنند بلکه آمده اند تا دست ما را بگیرند و با لذات بلاتر و والاتر آشنا کنند . آمده اند تا به ما بفهمانند که غیر از عالَم خاک ، عوالم دیگری هم وجود دارد . آمده اند تا به ما حالی کنند که دست از بازی با خاک برداریم و سری هم به افلاک بلند کنیم . درست مانند طفلی که در روستایی مشغول خوردن خاک است و دلسوزی دست او را میگیرد و از زمین بلند میکند تا هم او را از خوردن خاک باز دارد هم با غذاهای سالم آشنا سازد و در همانحال آن طفل او را به صورت دشمنی می پندارد که آمده تا او را از لذت خاک خوردن محروم کند ! دین مخالف لذت بردن نیست، بلکه آمده بگوید لذت منحصر در لذت مادی نیست . لذات معنوی هم وجود دارد . لذاتی که اگر طعم آن را بچشیم، یک لحظه ی آن را با دنیا عوض نخواهیم کرد . دین نیامده تا انسان را از خوردن و خوابیدن وشهوت منع کند و مگر نه این است که این غرائز را خود خدای حکیم در وجود انسان نهاده است ؟ دین آمده بگوید : تمام هدف و فکر و ذکرتان لذت بردن از مادیات نباشد ، لذات دیگری هم وجود دارد. انسان یک موجود دو جنبه ای است : آمیزه ای از جسم و روح؛ جسم او به آب و غذا نیاز دارد و روح او نیز به آرامش ؛ تا به حال فکر کرده اید راه رسیدن به آرامش روحی چیست؟ بشر همواره از اضطراب و استرس رنج میبرد و شاید بیشترین داروی مصرفی در جهان کنونی داروها و قرصهای آرام بخش باشد . حتی علت پناه بردن به شراب و مواد مخدر و موسیقی همین رسیدن به آرامش روحی است ولی آیا راه را درست می رود؟ ؟ آیا در غرب که مهد مشروبات الکلی و انواع موسیقی است ، خودکشی بیداد نمیکند؟ و آیا خودکشی ناشی از یاس و ناامیدی نیست؟ پس چه باید بکنیم تا به آرامش با ثبات برسیم . چرا گفتم با ثبات ؟ زیرا مواد مخدر و شراب و موسیقی نیز به انسان آرامش میدهد ولی آرامشی کاذب و موقت و زودگذر. و بعد از اینکه اثرشان از بین رفت انسان دچار افسردگی ای بدتر از قبل میگردد. پس باید راه رسیدن به آرامش روحی و رهائی از اضطرای و افسردگی را از چه کسی سراغ گرفت ؟ روی مطلب من فکر کنید . بعدا باز هم دراین باره با شما سخن خواهم گفت . از نظرات شما هم در استفاده میکنم

اسلام سرائی !

یکی از خوانندگان عزیز در بخش نظرات دو پست قبلی نظر مرا درباره ی کتابهای دکتر شریعتی جویا شده بودند  .  من در اینجا نظر مرحوم استاد مطهری را که از نزدیک با دکتر آشنائی داشته درباره ی کتاب اسلام شناسی شخص مزبور می آورم :

 

نظر استاد مرحوم مطهری درباره ی کتاب اسلام شناسی دکتر شریعتی :

این کتاب مانند غالب نوشته های نویسنده ، از نظر ادبی و هنری اعلی، از نظر علمی متوسط، از نظر فلسفی کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است

 

کلامی از مرحوم بهجت درباره ی نماز

نماز به منزله ی کعبه، و تکبیرالاحرام پشت سر انداختن همه چیز غیر خدا و داخل شدن درحرم الهی است، وقیام به منزله ی صحبت دو دوست، و رکوع خم شدن عبد در مقابل آقاست، و سجده نهایت خضوع و خاک شدن و عدم شدن در مقابل اوست. وقتی که که عبد در آخر نماز از پیشگاه مقدس الهی باز میگردد،اولین چیزی که سوغات می آورد، سلام از ناحیه ی اوست

تصویر بقیع قبل از تخریب

دزد لباس

معروف است که در زمان مرحوم آیه الله بروجردی به ایشان گفتند : طلبه ای دزدی کرده ! ایشان فرموده بود : نگویید طلبه دزدی نکرده بلکه یک دزد لباس طلبه ها را پوشیده است !

آری دزد انواع و اقسام دارد : دزد ماشین ، دزد بانک ، کیف قاب ، جیب بُر و . . . و یکی از انواع دزد، دزد لباس مقدس روحانیت است . اگه یک عمامه به سر، دنیا طلب بود ، او روحانی نیست ؛ او دزدی است که لباس روحانیت را پوشیده است . روحانی یعنی کسی که جنبه ی روحی او بر جنبه ی جسمی او غلبه دارد . پس کسی که فکر و ذکرش مادیات و انباشتن ثروت باشد جسمانی است نه روحانی حتی اگر چند متر عمامه بر سر و عبائی بر دوش انداخته باشد . جوانان نیز باید مراقب باشند که حساب این جسمانیها را از اسلام و روحانیهای اصیل جدا کنند . مبادا عملکرد برخی روحانی نما ها ما را نسبت به اصل اسلام و تشیع و سایر روحانیون زاهد بدبین کند . نباید کارهای اینها را به حساب همه بنویسیم . قدری هم در زندگی افرادی مثل آیه الله بهجت مطالعه کنیم و ببینیم چگونه نزدیک به یک قرن در این دنیای فانی زاهدانه زیستند و حتی قدمی برای رسیدن به ثروت ، قدرت و شهرت برنداشتند و البته خداوند محبت این افراد را در قلوب مؤمنین می اندازد

البته اینن تذکّر هم لازم است که نباید به هر شایعه ای گوش داد . معلوم است که دشمن بیکار ننشسته و درصدد جدا کردن مردم و مخصوصا جوانان از روحانیت است و سعی میکند با شایعات آنها را نسبت به قشر روحانی بدبین نماید . همانطور که معاویه امیر المؤمنین را در بین اهل شام بی نماز معرفی کرده بود !

تذکری درباره ی لطیفه های رایج

غالبا در لطیفه های خود از عناوین ( تُرکه) ، (قزوینیه) ، ( رشتیه) و . . .  استفاده میکنیم . این کار علاوه بر اینکه به احتمال قوی منشأی استعماری دارد ؛ زیرا استعمار همواره به دنبال تفرقه انداختن بین قومیّتها و طوائف بوده و هست ؛ و چه راهی برای رسیدن به هدف بهتر از مطرح کردن هر قومی به صفتی زشت و آن را در دهان سایر اقوام انداختن ؟!

علاوه بر این خود این کار از نظر اخلاقی و شرعی غیر قابل قبول است . چگونه حاضر میشوید به اهالی رشت و لو به شوخی تهمت دیّوثی یا به قزوینیها تهمت لواط بزنید یا ترکها را انسانهائی نفهم و بیشعور جلوه دهید؟! آیا نمیدانید رشت و قزوین و تبریز چه علما و دانشمندانی داشته؟ میرزا کوچک خان و آیه الله بهجت رشتی ، شهریار و علامه ی طباطبائی ترک و شهیدرجائی قزوینی بوده است . اصولا آیا میدانید اگر کسی تهمت عمل نامشروع به کسی بزند،شرعا هشتاد تازیانه باید بخورد؟! گذشته از همه ی اینها وجدان ما نباید راضی شود که درباره ی یک اهالی یک شهر که همه شیعه و مسلمان هستند چنین شوخیهای شنیعی را بر زبان آوریم و گفتن ( یه ترک کافر) هم مشکلی را حل نمیکند . تازه خیلی وقتها هم هویّت طرف دخالتی در محتوای لطیفه ندارد و صرفا از روی عادت او را عنوان میکنیم . به عنوان مثال به این لطیفه دقت کنید :

به یه نفر میگن : کجا میری؟ میگه : دارم برمیگردم!

حالا چه نیازی است که بگوییم : به ترکه میگن : کجا میری . . .

بیایید شوخیهایمان را از تهمت و نسبت زشت و شبهه ی شرعی پاکسازی کنیم

برای داداش میثم که در نوجوانی داماد شد سرودم

منم از شاعران قرن حاضر

گر از اسمم بپرسی، هست یاسر

بُوَد امشب شب زیبای پیوند

شبی در زندگی شیرینتر از قند

ادامه نوشته