پندنامه
وحید ای نوجوان خوب و باهوش
به پند یاسر وافی بده گوش
اگر خواهی حیات جاودانی
به دنیا رو مکن تا میتوانی
عبادت کن خدای مهربان را
همان که آفریده جسم و جان را
بخوان درس و بترس رب یکتا
خدائی که ندارد مثل و همتا
بگو راز و بخواه از او نیازت
خدایت را صدا کن در نمازت
عبادت کن خداوند صمد را
زجان گو : قل هو الله احد را
وحید ای نوجوان خوب و باهوش
بکن پند مرا آویزه ی گوش
اگر خواهی شود کار تو آسان
همیشه گوش کن حرف پدرجان
نمیخواهد برایت جز سعادت
کند فرزند را بابا هدایت
مده آزار مادر ای وحید خان
تو را زائید و دادت شیره ی جان
بزرگت کرده با صد رنج و سختی
نخواهد بهر تو جز نیکبختی
وحید ای نوجوان خوب و عاقل
مشو یک لحظه از الله غافل
اگر غافل شوی از یاد رحمان
شوی خواهی نخواهی یار شیطان
اگر غافل شوی از یاد معبود
ندارد زندگی از بهر تو سود
وحید ای نوجوان خوب و باهوش
مکن الطاف حق هرگز فراموش
همیشه عبد رب العالمین باش
بهوش از دام شیطان لعین باش
همیشه باش باهوش و مراقب
بپرهیز از رفیق نامناسب
رفیق بد بَرَد ایمان انسان
بدون دین شوی با خاک یکسان
غلط گفتم، بدون عشق داور
بُوَد خاک و گل و شن از تو بهتر
نگاه خود به نامحرم مینداز
مکن گوشَت اسیر ساز و آواز
مواظب باش شیطان در کمین است
همه پند من از بهر همینن است
اگر شیطان شود بر عقل پیروز
شوی بدبخت و مجنون و سیه روز
وحید ای نوجوان خوب و باهوش
مکن پند مرا هرگز فراموش
اگر خواهی شوی از اهل ایمان
خدا را کن عبادت از دل و جان
عبادت روح و جان را میکند پاک
کنی پرواز تا آن سوی افلاک
بکن در رفع مشکل کوشش و کار
منه از تنبلی بر دوش کس بار
توئی فرزند حال و مرد فردا
که باید گویمت : ای شیر مردا
به ایمان و به قدرت کن حفاظت
ز دین و هم ز کشور با رشادت
اگر خواهی شوی سرباز قائم(ع)
بکن روح و روانت پاک و سالم
دگر کافی بُوَد پند و نصیحت
نگفتم با تو جز حق و حقیقت
تو هم یاسر، به پند خود بده گوش
و گرنه اینهمه جانم مزن جوش!
