اهل سُنّت یا اهل کتاب یا هیچ کدام ؟!؟

دوستداران ابوبكر و عمر ، خود را اهل سُنّت مينامند و حتي حديث متواتري كه در آن پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمودند : من در ميان شما دو چيز گران بها باقي ميگذارم : (كتاب الله و عترتي) را به (كتاب الله و سُنّتي) ، تحريف كرده اند !

ولي خود عمربن خطاب ، وقتي از پيغمبر شنيد كه : (برايم كاغذي بياوريد تا برايتان چيزي بنويسم که بعد از من گمراه نشويد)  گفت : درد بر پيغمبر غلبه كرده ! و كتاب خدا براي ما كافي است !

عجبا ! اهل سنت خود را پيرو شخصی مي دانند كه معتقد است قرآن كفايت مي كند و به سنت پيامبر ( صلی الله علیه و آله )  نيازي نيست ! حرفی که  نه با ( كتاب الله و عترتي ) سازگاراست نه با ( كتاب الله و سُنتي )

پس كسي كه پيرو عمر است ، بايد خود را اهل كتاب بداند نه اهل سنت !

ولي نه ، اهل كتاب هم نمي شود به آنها گفت ! چون در همين كتاب قرآن آمده كه : ( ما آتاكم الرسول فخذوه ) يعني هرآنچه رسول ميگويد ، بگيريد و عمل کنید نه اينكه در واكنش به دستور او بگوييد : درد بر او غلبه كرده است !

اينكه عمر به جاي آوردن كاغذ براي حضرت ، حال حضرت را غير عادي دانست و گفت : كتاب خدا ما را كافي است ، در شش جاي كتاب صحيح بخاري كه معتبرترين كتاب بعد از قرآن در نزد آنهاست ، آمده است كه به دو نمونه ی آن اشاره  مي كنيم : محمد بن اسماعیل بخاري در باب ( مرض النبي و وفاته ) آورده است :‌ حَدَّثَنَا عَلِىُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ عَنِ الزُّهْرِىِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ( رضى الله عنهما ) قَالَ لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - وَفِى الْبَيْتِ رِجَالٌ ، فَقَالَ النَّبِىُّ - صلى الله عليه وسلم - « هَلُمُّوا أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ » . فَقَالَ بَعْضُهُمْ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - قَدْ غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ ، حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ

مي بينيد كه در اين نقل ، خجالت كشيده اسم عمر را بياورد و گفته : فقال بعضهم ! ولي همين بخاري در باب ( قول المريض :‌ قوموا عني ) گفته : حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى حَدَّثَنَا هِشَامٌ عَنْ مَعْمَرٍ وَحَدَّثَنِى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ عَنِ الزُّهْرِىِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ( رضى الله عنهما ) قَالَ : لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ  ( صلى الله عليه وسلم ) وَفِى الْبَيْتِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ قَالَ النَّبِىُّ : ( صلى الله عليه وسلم ) « هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ » . فَقَالَ عُمَرُ : إِنَّ النَّبِىَّ ( صلى الله عليه وسلم ) قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ ، حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ

و در اينجا تصريح كرده كه گوينده آن سخن اهانت آميز ، عمربن خطاب بوده است