مصاحبه با هفته نامه ی پرتو سخن ( 17 اسفند 1390 )

اشاره: در سال 1360 در شهر مقدس قم ديده به جهان گشود. پس از اتمام دوره راهنمايي، در حوزه علميه به تحصيل علوم ديني مشغول گرديد. در سن 15 سالگي مسؤوليت ازدواج را به‌عهده گرفت و از ديار سربه‌داران «سبزوار» همسري برگزيد. اکنون در سن 30 سالگي داراي 8 فرزند مي‌باشد! وي يکي از مخالفين شعار «فرزند کم‌تر زندگي بهتر» است. به همين مناسبت گفت و شنودي با او ترتيب داده و پاي صحبت‌هاي دلنشينش مي‌نشينيم و نظر شما خوانندگان عزيز پرتو را به اين گفت‌وگو جلب مي‌کنيم.

1 - ضمن معرفي، شمه‌اي از زندگي خود و خانواده‌تان بگوييد
محمدمسلم وافي هستم متولد 1360 در شهر مقدس قم. زندگي من در شهرهاي بافت کرمان، سبزوار، تهران و قم بوده است. پدرم قبل از انقلاب از مبارزين سياسي و بعد از انقلاب به‌دستور شهيد رجايي به فرمانداري بافت کرمان و بعد از آن به فرمانداري سبزوار و در آخرين پست دولتي خود به سمت معاون کميته امداد امام خميني(ره) مشغول بود. در سال 1368 در سن 38 سالگي از تمامي مناصب دولتي کناره‌گيري کرد و وارد حوزه علميه قم شد، علي‌رغم اين‌که سيستم آموزشي حوزه، شرط سني براي تحصيل داشت، اما با پشتکار و تلاش زياد و اعتقاد به مسير، توانست به يکي از اساتيد مبرز سطح 1 و 2 حوزه تبديل شود. پدرم داراي 18 فرزند است 9 پسر و 9 دختر که در مجموع 8 نفر از فرزندان مشغول تحصيل در حوزه علميه مي‌باشند. بنده فرزند سوم ايشان هستم.
2-ا ز چند سالگي وارد حوزه شديد و الان در چه سطحي از تحصيلات هستيد؟
در سن 13 سالگي وارد حوزه علميه شدم هم‌اکنون در سطح 4 (دروس خارج) و مرکز تخصصي تبليغ مشغول تحصيل هستم.
3-  غير از تحصيل در حوزه به تدريس يا شغل ديگر هم اشتغال داريد؟
شغل ديگر که نه، ولي مسؤول گروه جهادي فرهنگي روايتگران نور هستم. اين گروه، طلابي را که براي سخنراني‌هاي چندرسانه‌اي توانايي دارند به استان‌هاي مختلف اعزام مي‌کند. ضمناً مشغول تدريس روش کلاس‌داري ديني در مرکز تخصصي تبليغ هستم، اما هيچ‌کدام از اين دو مورد منبع درآمدي براي حقير نيست. تبليغ دين هم که جزء وظيفه همه طلاب مي‌باشد، بنده هم از آن مستثني نيستم و در ايام خاص مانند ماه مبارک رمضان و محرم و صفر به مناطق مورد نياز که اغلب، مراکز دانشگاه‌ها است اعزام مي‌شوم.
4- چند فرزند داريد: از خانواده و فرزندان خود بگوييد
خداوند متعال تاکنون به من 8 فرزند عطا کرده است که البته هشتمين آن‌ها انشاءا... به‌زودي به دنيا خواهد آمد. از اين تعداد، 5 تاي آن‌ها محصل هستند. دختر بزرگم که 14 سال دارد با يک طلبه ازدواج کرده است. در يک جمله به لطف خدا، فرزنداني متدين، متشرع، فهميده و درس‌خوان دارم، که عمده موفقيت آن‌ها را مرهون توجه و تربيت مادرشان مي‌دانم، بنده هم سعي مي‌کنم علاوه بر پدر بودن، رفيق و دوست خوبي براي آن‌ها باشم.
5- گويا شما مخالف شعار «فرزند کمتر زندگي بهتر» هستيد، اگر چنين است قدري بيش‌تر توضيح دهيد
مخالفت من، ريشه قرآني دارد. به نظر بنده، در جاهايي که خداوند متعال دستوري صادر فرموده است، کسي حق اظهار نظر ندارد قرآن مي‌فرمايد هرکس به غير آن‌چه خدا حکم کرده حکم کند فاسق است اما در غير آن اگر اختلاف سليقه باشد مشکلي نيست. مثلاً 2 نفر در خوردن نوع غذا با هم اختلاف سليقه دارند. خوب اشکالي ندارد. ولي اگر در جايي خداوند خوردن غذايي را حرام کرده است ديگر جاي ابراز سليقه نيست و بايد اطاعت امر خدا نمود. وقتي پيامبر خدا(ص) که حرف او حرف خداست (و ما ينطق عن الهوي) مي‌فرمايد: «تناکحوا و تکثروا» يا «اني اباهي بکم يوم القيمة و لو بالسقط» منِ پيامبر به تعداد مسلمانان در روز قيامت در مقابل امت‌هاي ديگر افتخار مي‌کنم ولو به بچه‌هاي سقط‌شده، ديگر کسي نمي‌تواند اعلام مخالفت کند و با توجيهات غيرموجه جلوي توليد نسل را بگيرد، کاري که متأسفانه بعد از پایان دفاع مقدس به شدت ترویج می شد.
6- به نظر شما اين شعار از کي، چرا، چگونه و توسط چه کساني تبليغ شد؟
ريشه تاريخي اين شعار را بايد در قرآن يافت، شما ببينيد در چند آيه قرآن کريم به اين تفکر اشاره شده است. تا جايي که خداوند مي‌فرمايد: فرزندان خود را از ترس دادن خرجي نکشيد. پس معلوم مي‌شود در آن زمان هم شيطان، وعده فقر را در مقابل کثرت اولاد و ازدياد نسل مي‌داده است.
اما به نظر من در دوره معاصر، از وقتي که دشمنان اسلام پي به قدرت نيروي انساني مسلمانان بخصوص شيعيان بردند، ترويج اين شعار را در دستور کار خود قرار دادند. اين نکته در خاطرات جاسوسان مختلف اجانب در کشورهاي مسلمان موج مي‌زند، اما کساني که اين شعارها را تبليغ مي‌کنند دو گروه هستند گروه اول افرادي هستند که خودشان فريب اين شعار را خورده‌اند و علتش دوري از مفاهيم ناب اسلام است. گروه دوم آن افرادي هستند که خطر اين شعار را مي‌دانند اما به‌خاطر ضديت پنهان يا آشکار با اسلام براي جاانداختن اين شعار دست به هر کاري مي‌زنند و حتي نوع تغذيه مردم را تغيير مي‌دهند.
7- بعضي‌ها بر اين باورند که در وضعيت فعلي داشتن فرزند زياد، دردسرزاست و در مورد تربيت و معاش‌شان با مشکل مواجه مي‌شوند، اگر اين عقيده را قبول نداريد، با دليل محکم و روشن توضيح دهيد.
بنده حاضرم با اطلاعات ناچيز و ناقصي که دارم، با تمام کساني که چنين اعتقاداتي دارند مناظره و ثابت کنم که اين اعتقادات ناشي از نوع نگاه اشتباه آنان به زندگي و مسأله تربيت مي‌باشد، در يک جمله مشکل اصلي از عدم باور حقيقي به رزاقيت خداوند متعال است، اين‌که مي‌گويند وضعيت فعلي خراب است يک نوع فرافکني است والا خداي امروز با خداي صدسال پيش هيچ تفاوتي ندارد، اين تفکر ماست که تغيير کرده است. باور کنيم اگر در مسير تبعيت از دستورات خداوند قرار بگيريم، هرگز دچار مشکل در مسائل اقتصادي و تربيتي نخواهيم شد. البته طبق آيه قرآن که مي‌فرمايد: «انا خلقنا الانسان في کبد» همين سختي‌ها و مشکلات هم با تبعيت محض، شيرين و دلپذير خواهد شد. در مورد تربيت نيز بايد عرض کنم، مربي اصلي خداست، نه من و شما، ما فقط نقش کوچکي در تربيت داريم که آن هم به قدرت الهي فراهم شده است. در بحث معاش هم بايد عرض کنم اگر خداي ناکرده کسي اعتقاد به روزي‌رسان بودن خدا هم نداشته باشد، تجربه ثابت کرده است که هرچه تعداد فرزند بيش‌تر مي‌شود، وضعيت روزي و معاش آن‌ها نيز فراوان‌تر خواهد شد، تعداد زياد فرزند هيچ تأثير سوئي در نوع معاش نخواهد داشت. هر آن کس که دندان دهد، نان دهد.
8- تاکنون در مورد تربيت فرزندان با مشکل خاصي مواجه نشده‌ايد؟ تا چه حد خانواده (همسر شما) در اين امر با شما موافق و هم‌فکرند؟
اعتقاد بنده اين است که اگر در تربيت فرزند اول دقت شود، بقيه فرزندان به‌صورت خودکار تربيت مي‌شوند. يعني فرزندان ديگر، نگاهشان به فرزند بزرگ‌تر است و در اعمال و رفتارشان به او توجه مي‌کنند. بچه‌هاي من در صورت ديدن خلاف از همديگر به هم تذکر مي‌دهند، يکديگر را به انجام خوبي‌ها دعوت مي‌کنند، با هم بازي مي‌کنند و نيازي به همبازي خارج از خانه ندارند. کم‌تر مشغول ديدن برنامه‌هاي تلويزيون مي‌شوند، هيچ‌کدام به بازي‌هاي رايانه‌اي عادت ندارند و به بازي‌هاي سنتي بين خودشان مي‌پردازند و اين يک نکته کليدي است که بايد به آن توجه کرد. اما در مورد همسر بايد بگويم: اگر او در زندگي يار و ياور خوبي نبود، من هرگز نمي‌توانستم به فرزندان خود افتخار کنم! تمام زحمات منزل اعم از پخت و پز، شست و شو، درس و بحث و تربيت فرزندان را به تنهايي انجام مي‌دهد که در همين‌جا لازم مي‌دانم از او صميمانه تشکر کنم. ايشان علي‌رغم اين‌که مشغول تحصيل در حوزه مي‌باشد، حتي يک‌بار تاکنون لب به اعتراض نگشوده و از اداره زندگي و سر و کله‌زدن با اين‌همه بچه ابراز خستگي و احياناً گله‌مندي ننموده است.
9- در سفرهاي تبليغي به‌ويژه در ماه مبارک رمضان، محرم و صفر که به تبليغ مي‌رويد، تکليف خانواده و بچه‌ها چه مي‌شود؟ آن‌ها را با خود مي‌بريد يا به کرام الکاتبين مي‌سپاريد؟
اگر ايام تبليغي در ايام تعطيلات درسي باشد مثل تابستان، حتماً همگي آن‌ها را با خودم مي‌برم اما در غير تعطيلات سعي مي‌کنم فرزنداني که به مدرسه نمي‌روند را همراه ببرم تا کمکي به همسرم کرده باشم، البته همسر بنده با مديريتي که دارد نمي‌گذارد در نبود من مشکلي پيش بيايد. از اين بابت خيالم راحت است. هروقت مي‌خواهم به سفر تبليغي بروم خدمت بي‌بي حضرت معصومه(س) مي‌روم و جسم و روح خود و خانواده را به ايشان مي‌سپارم، اگرچه در واقع حافظ اصلي خداوند است که در همه جا يار و ياور ما خواهد بود. در خواندن چهار قل و آيت‌الکرسي نيز خيلي عقيده دارم و حتي‌الامکان آن را مي‌خوانم.
10- چگونه مي‌شود درس و بحث و تبليغ را با اداره زندگي، به شکلي که شما داريد جمع کرد؟
فکر مي‌کنيد اين کار از محالات است، خير، الآن بنده هم اهل درس و بحث هستم و هم مرتب به تبليغ مي‌روم و هم به کمک همسرم يک زندگي 10 نفره را به خوبي اداره مي‌کنيم. اين‌ها که چيزي نيست، ما بايد خودمان را آماده مجموعه‌هاي بزرگ‌تر براي زمينه‌سازي ظهور امام زمان(عج) کنيم، البته قطعاً اداره يک زندگي، نيازمند يک برنامه‌ريزي دقيق و تبعيت از دستورات الهي است که در اين صورت مي‌توان به هر دو مورد از سؤال شما پاسخ مثبت داد و اداره يک زندگي نسبتاً شلوغ همراه با درس و بحث و تبليغ را با هم جمع کرد.
11- چگونه مي‌توان اين تفکر را به نسل جوان امروز بخصوص قشر طلبه و دانشجو، منتقل نمود؟
اولاً بايد مفاهيم و دستورات اسلامي را همان‌طور که گفته شده براي آن‌ها بيان کنيم و از بيان مطالب سلیقه‌اي به‌نام دين بپرهيزيم. ثانياً، امثال بنده که صاحب اولاد کثير هستند بايد سعي کنند الگوهاي خوبي براي نسل جوان باشند، من هر کس را که مخالف فرزند زياد است يک شب به خانه خودمان دعوت مي‌کنم، وقتي وضع زندگي ساده و فرزندان بنده را مي‌بيند، نظرش عوض مي‌شود. «کونوا دعاة الناس بغير السنتکم».
12-براي اين‌که شعار «فرزند بيش‌تر زندگي بهتر» را نهادينه کنيم چه توصيه‌اي مي‌کنيد؟ توضيح دهيد.
بگذاريد با مقدماتي که قبلاً عرض کردم به يک نکته اشاره کنم. بنده با وجود اين‌که چهارتن از فرزندانم به‌خاطر قوانين موجود داراي هيچ بيمه‌اي نيستند و پس از 15 سال ازدواج هنوز هم مستأجر هستم و با اين‌که بارها و بارها از خودي و غير خودي مورد گوشه و کنايه‌ها قرار گرفته‌ام، تاکنون به‌اندازه سر سوزني به درستي و حقانيت مسيري که انتخاب کرده‌ام شک نکرده‌ام. چرا که خداوند وعده جبران داده است. در پرونده درسي حقير 7 سال پي‌درپي، ممتازي حوزه را مشاهده مي‌کنيد، فرزندانم بحمدا... همه از نظر جسمي و روحي سالم هستند، هيچ‌گاه در امور مالي محتاج کسي نشده‌ام، هيچ‌وقت دنبال وام‌گرفتن نبوده‌ام، همه اين‌ها را گفتم که هم يادآوري نعمت‌هاي خداوند براي خودم باشد و هم توصيه‌اي به خوانندگان محترم. به‌جاي معامله با غير خدا که گاهي سود و گاهي هم ضرر دارد، در زندگي با خدايي معامله کنيم که فقط و فقط سود بندگانش را مي‌خواهد و لاغير. از خداوند فرزندان زياد و صالح بخواهيد که از داشتن خانه، ماشين و ميلياردها تومان پول ارزشش بيش‌تر است. از پيامبر اکرم روايت داريم که فرزند صالح هر عمل خوبي که انجام مي‌دهد باعث آمرزش گناهان والدينش مي‌شود و به‌عنوان ثواب در پرونده آن‌ها ثبت مي‌گردد بر شما باد به داشتن فرزند زياد و آن‌هم از نوع صالحش، که فرزند صالح گلي است از گل‌هاي بهشت.
با تشکر از شما که در اين مصاحبه شرکت کرديد.
بنده هم از اين‌که براي اولين بار موضوع به اين مهمي را که رهبر معظم انقلاب هم به آن عنايت خاصي دارند در دستور چاپ نشريه وزين پرتو قرار داده‌ايد قدرداني و تشکر مي‌کنيم. موفق باشيد.