گاهی که یک نفر توی کماست و کمای او طول می کشه، یکی از علت¬های طول کشیدنِ دوره ی کمای او اینه که بین دو راهی قرار گرفته. مخصوصاً اگه آدم خوبی باشه.
بستگان و دوستان و آشنایان و علاقمندانِ به او در دنیا همش دعا می کنند که: خدایا برگرده.
ولی بستگان و دوستان و آشنایان و علاقمندانِ بهشتیِ او که قبل از او به آخرت سفر کرده اند و از به کما رفتنِ او مطّلع شده اند، همش دعا می کنند که: خدایا بیاد پیش ما.
شما جای خدا!
دعای کدوم طرف را مستجاب می کنید؟!
گاهی هم اختیار به خود شخص در کما رفته داده می شه که: انتخاب با خودت.
او هم ای این طرف را می بینه که همه دارن می گن: برگرد و اونطرف را که می گن: بیا
سر دو راهی می مونه.
ولی اگه عاقل و فهمیده باشه، هیچ وقت دوست نداره به زندان و قفس دنیا برگرده و عالَم نور و سرور را بر عالَم ظلمت و غرور ترجیح می ده.

ولی گاهی در میان دعا کنندگان دنیوی اشخاصی هستند دلسوخته و مؤمن که دعای آنها باعثِ تأخیر افتادنِ انتقالِ شخص در کما رفته به برزخ کامل می شه مخصوصاً پدر و مادر.

گاهی هم دنیایی ها نذر و دعای توسل و ختم ام من یجیب می گیرند برای بازگشت شخص در کما رفته به دنیا و این امور مانع استجابت دعای شخص در کما رفته برای پرواز به سوی آخرت می گردد.

برای همین سفارش شده و در رساله ها هم آمده که:
مستحب است براى راحت شدن محتضر بر بالين او سوره مباركه يس، و الصافات و احزاب و آية الكرسى وآيه پنجاه و چهارم از سوره اعراف (ان ربكم الله...) و سه آيه آخر سوره بقره بلكه هر چه از قرآن ممكن است بخوانند.
معلوم می شه همیشه راحت شدن به این نیست که به دنیا برگرده بلکه گاهی راحتی در رفتن است.  لذا در روایت آمده که: المؤمن له في الموت راحة من فراق من يحذره وسرعة القدوم على من يرجوه و يأمله. یعنی مرگ برای مؤمن راحتی است. از دست کسانی که آنها را نمی خواهد راحت شده و به دیدار کسانی که دوستشان دارد می شتابد.
و در روایتی دیگر آمده: في الموت راحة السعداء
پس برای کسی که در کما رفته، دعا نکنیم که به دنیا برگردد مخصوصاً پدر و مادرش
بلکه دعا کنیم هر چه زودتر بهبود یابد و از این سختی رهایی پیدا کند.
حالا بهبودی و رهاییِ او در برگشتن است یا رفتن، خدا خودش بهتر می داند.
به او واگذار کنیم.
اللهم اشف کلّ مریض