واکنش فریدجان به پاسخ حقیر

ادامه نوشته

پاسخ به سوال مشورتی یکی از دوستان دانش آموز

با سلام خدمت حاج آقا وافي و با اميد قبولي طاعات و عبادات.

حاجاقا من چندتا سوال تو ذهنم بود كه مي خواستم در موردشون باهاتون صحبت كنم.البته من امسال سال سوم نظري رشته رياضي هستم و تو يك مدرسه نمونه درس ميخونم.  

من از قبل اينكه به حج برم به توصيه يكي از آشنايان(يك روحاني) در مورد اينكه به حوزه علميه برم نسبت به اون(يعني حوزه) علاقه پيدا كردم و قبلاً هم نسبت به حوزه علاقه داشتم اما اين بار كمي قضيه جدي شد و مي خواستم اطلاعاتي رو در مورد اون از شما كه يك روحاني هستين بپرسم تا به اصطلاح احساساتي تصميم نگيرم بلكه عاقلانه راهم و مسيرم رو انتخاب كنم.

1-    حاجاقا جو و و وضعيت حوزه چه جوري هست؟ من تا حالا وارد حوزه اي نشدم تا بدونم و بفهم چه خبر هست يعني چه جوري درس مي خونن؟ اوقات فراغتي دارند ندارند؟شهريه چقدر مي گيرن؟ چقدر آزاد هستن؟

2-    براي مني كه از آذربايجان ميخوام بيام حوزه قم سختي هاش چي هست؟

3-    آينده شغلي يك طلبه بلند مدت چه جوري هست؟ من مي خواهم اگه اومدم بيشتر از 10 سال درس بخونم.

4-    آيا امكان داره كسي از حوزه به دانشگاه براي ادامه تحصيل برود؟ چه موقعي؟

5-    يكي از اساسي ترين مشكلات من والدين من هستند.من چه جوري مي تونم اونا راضي كنم؟ پدر ومادرم براي من دانشگاه  و مهندسي رو در نظر گرفتن نه طلبگي و فكر مي كنم اگه اونا با اومدن من به حوزه مخالفت كنن من اصلاً تو حوزه موفق نميشم چون اكثر بزرگان به واسطه والدين شون به جايي رسيده اند(مهمترينش خودآقا يا علامه طباطبايي) ؟(مهمترين سوال من اين بود)

6-    ارزش و منزلت اجتماعي يك دانشگاهي كه تونسته يك مدرك درست و حسابي بگيره فعلاً تو جامعه ما بيشتر از يك روحاني و طلبه هست. حرف يك دانشگاهي موفق بيشتر از حرف يك روحاني به اصطلاح برو داره. خواهش مي كنم انكار نكنين.واسه اين جوابتون چيه؟

7-    اگه من به دانشگاه برم  امكانش هست در كنار اون دروس حوزوي رو بخونم؟چون اگه من يك مهندس روحاني باشم و تبليغ دين بكنم بيشتر اثر ميكنه.

بيشتر از اين ديگه وقتتون رو نميگيرم آخرين شب قدر ماهارو فراموش نكنين. اگه حرم حضرت معصومه هم رفتين از طرف ما به خانم سلام برسونين.

 

پاسخ در ادامه مطلب

ادامه نوشته

بیست حدیث از حضرت رسول اکرم (ص)درباره حضرت مولا (ع) از  اهل سنت

 

1- قال النبي الاكرم (ص): عنوان صحيفة المؤمن: حب عليّ (ع). جاء في:المناقب لابن المغازلي 243 - تاريخ بغداد للخطيب البغدادي 4/410 - الجامع للسيوط 2/145 - ينابيع المودة.

2- وقال (ص): حامل لوائي في الدنيا والآخرة: عليّ (ع). روي في كنز العمال6/122 - الطبري 2/201 - الخوارزمي 250 - الفضائل لاحمد 253 - ابن المغازلي 42/200.

3- وقال الرسول الأعظم (ص): أمَرني ربي بسد الأبواب إلاّ باب عليّ (ع). نقله الخصائص للنسائي 13 - مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3/125 - الترمذي 13/173 - البيهقي 7/65 - ينابيع المودة 282 - مسند أحمد 4/369 - ابن المغازلي 245 - ينابيع المودة 126.

4- وقال (ص): الصديقون ثلاثة: مؤمن آل ياسين، ومؤمن فرعون، وأفضلهم: عليّ (ع). ذكر في: المناقب لاحمد 194، 239 - كنز العمال 5/31 - الجامع للسيوطي 2/83 - ابن المغازلي 245 - ينابيع المودة 126.

5- وقال (ص): مَن سرّه أن يحيا حياتي، ويموت مماتي، فليتول من بعدي عليّ (ع).جاء في: مسند أحمد 5/94 - مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3/128 - كنز العمال 6/217 - الطبراني.

6- وقال النبي (ص): لكلّ نبي وصي ووارث, ووصيّي ووارثي: عليّ (ع). جاء في: كنزل العمال 6/158 - تاريخ بغداد للخطيب البغدادي 11/173 - شواهد التنزيل 2/223 - ينابيع المودة 94.

7- وقال(ص): أعلم أمتي من بَعدي: عليّ (ع).مناقب الامام علي بن ابي طالب (ع) لابن المغزلي الشافعي.

8- وقال(ص): زينوا مجالسكم بذكر عليّ (ع). جاء في:مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3/109 - مسند احمد 4/368، 5/419 - الخصائص للنسائي9، 24 - ابن المغازلي 16 - المناقب لاخطب خوارزم 94 - تاريخ بغداد للخطيب البغدادي 8/290 - ينابيع المودة.

9- وقال الرسول الاكرم (ص): براءة من النار حبّ عليّ (ع). رواه: مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 2/241 - تاريخ بغداد للخطيب البغدادي 6/85 - اخطب خوارزم 86 - ابن المغازلي 90.

10- وقال: (ص): أوصي من آمن بي وصدقني بولاية عليّ (ع). جاء في: الجامع للسيوطي 1/230 - الرياض النضرة 2/168 - تاريخ بغداد للخطيب البغدادي 1/316 - ابن المغازلي 49 - ينابيع المودة 266.

11- وقال(ص): لا يجوز على الصراط أحد إلا ببراءة في ولاية عليّ (ع). ذكره:ابن المغازلي 15 - الاستيعاب 2/457.

12- قال النبي (ص): عليّ (ع) الفاروق بين الحق والباطل. نقله مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3/132 - مسند احمد 1/331 - ينابيع المودة 92.

13- وقال (ص): عليّ (ع) الصدّيق الأكبر.رواه:البيهقي 4/53 - كنز العمال 7/176 - الجامع للسيوطي 2/276 - ابن المغازلي 93.

14- وقال النبي (ص): عليّ (ع) كفه وكفي في العدل سواء.جاء في مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3/14 - الطبري 2/272 - الترمذي 2/299 - ابن المغازلي 37 - بنابيع المودة 57.

15- وقال(ص): عليّ (ع) خير البشر, فمن أبى فقد كفر.رواه ابن المغازلي 129 - ينابيع المودة 233 - تاريخ بغداد للخطيب البغدادي 5/37 - الخوارزمي 235.

16- وقال النبي (ص): عليّ (ع) امام البررة, وقاتل الفجرة, منصور من نصره، مخذول من خذله.  وفي رواية اخرى قال (ص): عليّ (ع) إمام المتقين, وأمير المؤمنين، وقائد الغرّ المحجّلين. جاء في: كنز العمال 6/153 - الدارقطني  - مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3/129 - كنز العمال 6/153.

17- وقال (ص): عليّ (ع) مع القرآن, والقرآن مع علي.رواه البخاري 5/19 - مسلم 2/360 - الترمذي 5/304 - مستدرك الصحيحين للحاكم النيسابوري 3/109 - ابن ماجة 1/28 - مسند أحمد 3/328.

18- وقال النبي (ص): عليّ (ع) حبه إيمان, وبغضه نفاق.رواه ابن المغازلي 67 - الخوارزمي 236 - فرائد السمطين - ينابيع المودة.

19- وقال (ص): عليّ (ع) من فارقه فقد فارقني، ومن فارقني فقد فارق الله.

ابن المغازلي 45 - ينابيع المودة 181.

20- وقال (ص): عليّ (ع) احب خلق الله الى الله ورسوله. نقله:كنز العمال 5/33 - الرياض النضرة 2/211 - ابن المغازلي 219.

بیل و قاشق

ادامه نوشته

اعتراضی به جا

http://www.rahva.ir/104/11932-89.html

برنده و بازنده

پیامبرگرامی اسلام (ص)فرموده اند :

للصائم فرحتان : فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربّه

برای روزه دار دو سرور و شادی است : سروری هنگام افطار و سروری هنگام ملاقات با پروردگارش

تمام عمر ما نیز شبیه یک ماه مبارک رمضان است . عید فطر را در نظر بگیرید ؛ مردم دو گروهند : عده ای سی روز از اذان صبح تا مغرب لب به آب و غذا نزدند و گرمای هوا و تشنگی و گرسنگی را به خاطر اطاعت از امر الهی تحمل نمودند . قدرت بر خوردن و آشامیدن داشتند و یخچالشان پر از میوه و آب سرد و غذاهای گوناگون بود ولی خود را کنترل کردند و حتی در شرائطی که احدی بو نمیبُرد ، دست از پا خطا نکردند و عده ای دیگر این سی روز را خوردند و آشامیدند و سیگار کشیدند ! در روز عید فطر نه گروه اول مریض و لاغر شده اند نه گروه دوم چاق و سرحالند . از وضعیت ظاهری افراد نمیتوان پی برد که روزه دار بوده اند یا روزه خوار . با این فرق که روزه داران شاد و مسرورند و روزه خواران مثل همیشه !

تمام عمر ما همینگونه است ؛ عده ای هفتاد سال که چشم به هم بگذاری ، گذشته است ، از برخی لذتها چشم میپوشند و در عوض از لذتهای حقیقی و جاودانی و ابدی آخرت بهره مند میگردند و عده ای بدون توجه به اوامر خالق دلسوزشان ، چند روزی به دنبال لذت و خوشی و شهوت رانی اند و هنگام مرگ خائف و نگران که نکند حرف انبیا راست بوده وحساب و کتابی در کار باشد !

راستی کدام عده بُرده اند و کدام گروه خاسر و زیانکارند ؟

حدیث قدسی

خلوت انس

ای فرزند آدم . . .

آیا شنیده ای چقدر تنها خواهی ماند ؟

ساعتی؟

   روزی؟

   ماهی؟

   سالی؟

  چندین سال ؟ چند ملیون سال ؟

با خودت فکر کن و بیندیش ؛ هر قدر که قرار است پس از مرگ با من باشی ، در دنیا با من انس بگیر

اگر لحظه ای ، لحظه ای

و اگر همیشه ، همیشه

قابل توجه دانشجویان رشته پزشکی

ابتلا به‌ بيماري‌هايي‌ كه‌ به‌ دست‌ خود پزشكان‌ به‌ وجود مي‌آيد، امروزه‌ در دنياي‌ غرب‌ گسترش‌ يافته‌ است‌. البته‌ ترديدي‌ نيست‌ كه‌ پزشكان‌ يكي‌ از بزرگ‌ترين‌ (اگر نگوييم‌ بزرگ‌ترين‌) عوامل‌ بيماري‌ در اكثر كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ هستند. بيش‌ از يك‌ ميليون‌ بيمار در هر سال‌ در بيمارستان‌هاي‌ انگليس‌، به‌ دليل‌ امراض‌ ناشي‌ از تجويز پزشكان‌، پذيرش‌ مي‌شوند.
ادامه نوشته

نماز شب

نافله ی شب که به نماز شب معروف است ، یازده رکعت میباشد که هشت رکعت آن نماز شب ، دورکعت نماز شفع و یک رکعت آخر نماز وتر نام دارد

هشت رکعت اول به صورت چهاردورکعتی خوانده میشود

در نماز شب خواندن سوره ی خاصی واجب نیست و هرسوره ای میتوان خواند و حتّی میتوان بعد از حمد به رکوع رفت

در هر رکعت دوم نماز شب و نیز در رکعت اول نماز وتر ، خواندن قنوت مُستحبّ است

مستحب است در نماز وتر بعد از حمد ، سه بار سوره ی توحید و سپس یکبار سوره و فلق و ناس خوانده شود

در قنوت نماز وتر ، گفتن یکبار ( اللهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات ) کافی است ولی مستحب است برای چهل شیعه ( چه زنده و چه مُرده ) طلب مغفرت نماید  و هفتاد بار استغفار کند  و سیصدبار ( العفو ) بگوید و هفت بار بگوید : ( هذا مقام العائذ بک من النار ) و اگر ایستادن برایش سخت است ، میتواند نشسته بخواند

وقت نماز شب از نیمه شب تا اذان صبح است و اگر چهاررکعت را خوانده بود که اذان شد ، میتواند بقیه را به نیّت ادا بخواند و اگر کمتر از چهارکعت خوانده ، بقیه را باید به نیّت قضا بجا بیاورد

کسی که بیدار شدن در سحر برایش مشقّت دارد یا میترسد خواب بماند ،میتواند نماز شب را قبل از نیمه شب بجا بیاورد

خاطرات نصف کاره ی عمره دانش آموزی پارسال

به نام معبود کعبه / به یاد مولود کعبه / در انتظار موعود کعبه

لبیک اللهم لبیک ، لبیک لا شریک لک لبیک ، ان الحمد و النعمة لک و المُلک ، لا شریک لک لبیک

ادامه نوشته

جبر و اختیار

تابستان امسال توفیق داشتم که چند روزی در اردوی آموزشی دانش آموزان عمره گزار حضور داشته باشم . شبها تا صبح با بچه ها می نشستیم و به صحبتهای آنها گوش و به سؤالات آنها پاسخ میدادم .
ادامه نوشته

آیا سهم ارث زن نصف مرد است ؟

چه کسی گفته ارث زن نصف مرد است ؟ این یک دروغ و تهمت به اسلام است . دین هیچ گاه به طور مطلق نگفته که ارث زن نصف مرد است

ادامه نوشته

ادامه بحث شلوار لی

در پست قبلی جوابی درباره ی اعتراضات وارده بر مثال شلوار لی نوشتم که خلاصه آن این بود که : گاهی انسان ناخودآگاه مُرَوّج فرهنگی میشود یا ابزاری برای رسیدن سازندگان وسیله ای به اهدافشان میگردد درحالیکه خودش اصلا خبر ندارد . امروز مثالی دیگر به ذهنم آمد : سابقا بیشتر رسم بود و حالا هم گاهی مشاهده میشود که برخی از زنان کفشهایی میپوشند که در کف پاشنه های قطعه ای فلز کارگذاشته شده است که هنگام راه رفتن خانم ، طق طق میکند و به کفش طق طقی معروف است !

من یکبار فکر میکردم که فلسفه ی این کفش و هدف سازندگان و پوشندگان آن چه میتواند باشد ؟ احتمالی به ذهنم آمد که آن را به قضاوت شما میسپارم : زنانی که علاقه زیادی به خودنمایی و جلب توجه دیگران مخصوصا جنس مخالف دارند ، وقتی میخواهند از خانه بیرون بروند ، آرایش میکنند ، عطرمیزنند و . . . تا چشمها را به سمت خود جلب کنند . خب این زنها با یک مشکل هم مواجهند و آن اینست که : گاهی که از کنار مردی رد میشوند ، آن مرد از حضور این زن غافل است و سرش به کار خودش مشغول است یا حواسش جایی دیگر است یا رویش آنطرف است . اینجا این زن چه کند !؟ چگونه حضور خود را به این مرد اعلام کند؟ چگونه به او بفهماند که : به من نگاه کن و از زیبایی من بهره ببر . نمیتواند که داد بزند : آهای مرد ، حواست کجاست ؟ به من نگاه کن . الآنه که رد بشم و تو از جمالم بی بهره بمانی ! پس باید چه کار کند ؟ به نظر من برای رسیدن به همین هدف بود که زنان ساخت کفش طق طقی را به سازندگان کفش سفارش دادند . اینجوری دیگه زن از دهها متر دورتر با صدای کفش خود ، آمدنش را به مردها اعلام میکند تا حتّی اگر مردی در اتاق خانه اش هم نشسته ، سر از پنجره بیرون کند و به این گدای نگاه ، پاسخ مثبت بدهد ! وبه قول یکی از دوستان : ( کفش صدا کن : به من نیگا کن ! ) البته میتوانیم برای رفع این تهمت از زنان ، انگشت این اتهام را به سمت مردان چشم چران بچرخانیم و اینگونه قضیه را تحلیل کنیم که : مردان چون میدیدند گاهی که غافلند یا رویشان آنطرف است یا در اتاق خانه نشسته اند ، از چند تا مورد قابل چشم چرانی ، محروم میشوند ، این نوع کفش را اختراع کردند که حتی یک زن هم از دید آنها قسر در نرود ! به هرحال این اختراع چه ابتکار زنان گدای نگاه باشد یا مردان هرزه و چشم چران ، منظور من از این مثل این است که زنان و دخترانی که اکنون از این نوع کفش استفاده میکنند ، قطعا اکثرشان اصلا چنین مطلبی هم به ذهنشان خطور نمیکند و فقط به خاطر رسم و رسومات یا کلاس گذاشتن یا به قول آقا وحید به خاطر تنوّع ! این کفش را میپوشند ولی چه بخواهند یا بدانند یا نخواهند و ندانند ، آلت دستی شده اند برای مردان چشم چران و ناخواسته آنها را به هدف شهوانی خود رسانده اند . امیدوارم ربط این مثال را با دو پست قبلی دریافت فرموده باشید !

جواب یک اشکال

چند نفر از دوستان به مثال (شلوار لی) در پست قبلی اعتراض کرده اند . یکی گفته این که لباس کفار نیست . یکی گفته من با پوشیدنش مخالفم ولی فکر نکنم از خطوات شیطانی باشه

در پاسخ این عزیزان باید عرض کنم : فرهنگ غرب برای نفوذ به باطن از ظاهر شروع میکند . اول سعی میکنند کاری کنند که مثل آنها حرف بزنیم ، مثل آنها لباس بپوشیم ، مثل آنها ریش بتراشیم ، در مدل مو از آنها تقلید کنیم ،غذاهای آنها را نوش جان کنیم و حتی آشپزخانه هایمان را مثل آنها اوپن بسازیم . آنها ملیارها دلار صرف فرهنگ سازی میکنند . حتی نوشته های انگلیسی روی لباسهای ما هم بار فرهنگی دارد ولی ما غافلیم و میگیم : حالا یه شلوار لی مگه چه اشکالی داره ؟! من هم نگفتم شرعا حرام است و انسان را فاسق میکند . مثلا به نظر شما اگر مردها مثل غربیها شلوار کوتاه بپوشند ، شرعا حرام است ؟ خیر ولی این فرهنگ به کجا منتهی میشود ؟ عزیزان، شلوار لی و کراوات و به جای سلام ، اَلو گفتن مطرح نیست . بلکه همه ی اینها با هم زنجیره ای را تشکیل میدهند برای رسیدن غرب به اهداف خود و خالی کردن ما از هویّت اصیل خویش

هشدار

دیروز مادر یکی از بچه هایی که باهاشون عمره بودیم باهام تماس گرفت و از وضعیت پسرش ابراز نگرانی میکرد . میگفت امروز ریشش رو تراشیده و شلوار لی پوشیده و رفته دانشگاه . این آقا پسر خیلی هم اهل دعا و نمازه و حتی گاهی نماز شب و نماز جعفر طیار !  مادرش فقط دو تا پسر داره و تنها امیدش به این یکیه . یک کار خیلی بد دیگه هم که این آقا پسر میکنه اینه که دائم به برادرش میگه : تارکُ الصلاة ! امروز هم یه پیام داده که متنش از این قراره :

یک سوال منطقی :
شلوار لی پوشیدن به کدام بخش از دین آسیب میزنه ؟

در جوابش باید بگم : دوست عزیز ، این نشد که یه بار بگیم : شلوار لی به کجای دین لطمه میزنه ؟ یه بار بگیم : ریش تراشی به کجای دین لطمه میزنه ؟ یه بار بگیم دوستی دختر و پسر به کجای دین لطمه میزنه ؟ یه بار بگیم : ماهواره دیدن به کجای دین لطمه میزنه ؟ و . . . اینجوری کم کم میشه مثل اون قضیه ی شیر بی یال و دُم و إشکم ! قضیشو داری که

قرآن هم میفرماید : ( ولا تتّبعوا خُطُوات الشیطان) یعنی از گامهای شیطان پیروی نکنید . شیطان نمیاد یک دفعه به یه نماز شب خون بگه : برو شراب بخور یا زنا کن بلکه گام به گام و تدریجا او را منحرف میکنه . اول میگه : خودت رو واسه تنوع هم شده شبیه کفّار در بیار . لباس اونها را بپوش و مثل اونها تیپ بزن . احیانا کراوات بزن . صلیب به گردنت آویزون کن . بعدش میگه : تو جوونی این چند لاخ مویی که روی صورتته ، بی ریختت کرده . اونها را بتراش تا تمیز بشی ! بعدش میگه : برنامه های مفید ماهواره که اشکال نداره . برنامه های علمی و ورزشیش که خوبه . بعدش میگه : دوست داشتن که گناه نیست ! دوستی با دختر لازمه . آخه نمیتونی که بدون آشنایی اونو بشناسی و با یک فرد ناشناخته ازدواج کنی ! خلاصه قدم به قدم تو رو به جایی میرسونه که یکدفعه چشم باز کنی و ببینی ای وای در مردابی فرو رفتی که دست و پا زدن نتیجه ای جز بیشتر فرو رفتن نداره و اون وقت به یاد حرفهای من و نصیحتهای مادر دلسوزت می افتی ولی چه سود ؟!؟

رحلت یا شهادت؟

امروز صبح دوستی عزیز از گنبد کاووس تماس گرفت و گفت : سنیهای اینجا منکر شهادت حضرت زهرا هستند و میگویند : حضرت به مرگ طبیعی وفات نموده اند و اینکه عمر خانه ی حضرت  را  به آتش کشیده باشد یا لگد به در نیم سوخته زده باشد و در اثر آن جنینی به نام محسن سقط شده باشد ، دروغهایی است که آخوندهای شیعه درآورده اند و ابدا صحّت ندارد و شأن جناب عمر اجلّ از آن است که  چنین جسارتهایی را به خانه ی تنها یادگار پیامبر روا دارد
در جواب این شبهه عرض میکنم : در صحیح بخاری که معتبرترین کتاب بعد از قرآن نزد اهل سنت است و تمام روایات آن را صحیح  میدانند ، نقل شده که  در روزهای آخر عمر مبارک پیامبر گرامی اسلام ، وقتی حضرت فرمود : قلم و کاغذی بیاورید تا برایتان چیزی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید ، عمر فریاد زد : رسول خدا هذیان میگوید و کتاب خدا برای ما بس است ! این قضیه را تمام کتابهای معتبر اهل سنت نقل کرده اند و علمای بزرگی مانند ذهبی سنی نیز به آن اعتراف دارند
حالا سوال من این است : کسی که حاضر میشود در زمان حیات پیامبر به حضرتش چنین جسارت و اهانتی را روا دارد ، چرا شان او را اجلّ از میدانید که خانه فرزند پیامبر را  بعد از رحلتش بسوزاند ؟!

سلام به بي بي بي حرم

سلام ما سلام ما به رحمت و به جود تو
سلام ما سلام ما به چهره‏ ى كبود تو
سلام ما سلام ما به قلب داغديده ‏ات
سلام ما سلام ما به قامت خميده ات
سلام ما سلام ما به طفل نا اميد تو
سلام ما سلام ما به محسن شهيد تو
سلام ما سلام ما به چهره ى خجسته ات
سلام ما سلام ما به پهلوى شكسته ات
سلام سلام ما به گريه‏ هاى دخترت
سلام ما سلام ما به ناله ‏هاى شوهرت
سلام ما سلام ما به نغمه ى حجاز تو
سلام ما سلام ما به آخرين نماز تو
سلام ما سلام ما به صحنه ى مدينه ات
سلام سلام ما به خون زخم سينه ات
سلام ما سلام ما به قلب پر ز داغ تو
سلام ما سلام ما به قبر بى چراغ تو

جوابی از یک شبهه

یکی از دوستان از گنبد کاووس تماس گرفت و گفت : با یک سُنّی بحثم شده که در وضو باید پاها را شُست یا روی آنها مسح کشید ؟ او میگفت : از آیه ی قرآن استفاده میشود که باید پاها را شُست . پس چرا شما شیعه ها مسح میکشید ؟ این دوست عزیز از من درخواست کرد که مطلبی در این باره در وبلاگم درج کنم

باید توجه داشت که مطلب مهمی که قبل از همه ی این بحثها باید حل شود ، این است که برداشت چه کسی از آیات قرآن معتبر است ؟ اهل بیت پیامبر یا اصحاب آن حضرت ؟ آیا در حدیث ثقلین که شیعه و سُنّی نقل کرده اند ، تمسّک به اصحاب سفارش شده یا تمسک به عترت و اهل بیت ؟ آیا طریقه ی وضو را از ابوحنیفه باید آموخت یا از امام جعفر صادق (ع) ؟ تا این مسأله حل نشود ، بحث بر سر مطالب جزئی و فرعی مثل شستن یا مسح پاها ، به جائی نمیرسد . البته برای آنکه دست دوست ما در مفابل آن سنی زیاد هم خالی نباشد ، این نکته را در پایان می آورم که : بسیاری از تفاسیر اهل سُنّت از جمله دُرّالمنثور سیوطی و کتب حدیثی آنها از جمله کنزالعمّال متقی هندی از ابن عباس نقل کرده اند که ( الوضوء غَسلتان و مسحتان ) یعنی : وضو عبارت است از : دو شستن و دو مسح کشیدن  و نیز از همو نقل کرده اند که : ( أبی الناس إلا الغسل و لا أجد فی کتاب الله إلا المسح ) یعنی : مردم زمانه جز به شستن پاها تن نمیدهند ولی من در قرآن جز مسح چیزی نیافته ام

السلام علیک یا حبیب الله

به بهانه ی آغاز اعزام زائران عمره گزار به مدینه و مکّه

تشرّف به مدینه ی منوّره ، توفیقی است که نصیب عمره گزاران میگردد ولی کسانی هم که از این سفر معنوی محروم هستند باید بدانند که ما در ایران هم که هستیم ، حداقل روزی پنج بار رسول گرامی اسلام (ص) را زیارت میکنیم . آری بعد از تشهد آخر هر نمازی میگوییم : ( السلام علیک ایّها النبی و رحمة الله و برکاته ) . وقتی با عبارت ( علیک ) حضرت را مورد خطاب قرار میدهیم به این معنا است که معتقدیم حضرت زنده هستند و سلام ما را میشنوند و حتی جواب سلام ما را میدهند ؛ اگرچه امثال من از شنیدن جواب حضرت محرومند . در اذن دخول حرم امام رضا (ع) میخوانیم : ( أشهد انّکم ترون مقامی و تسمعون کلامی و تردّون سلامی ) یعنی : گواهی میدهم که شما مرا می بینید و سلام مرا میشنوید و جوابم سلامم را میدهید . اگر با این اعتقاد روزی پنج بار به حضرت سلام کنیم ، بدون شک نام ما را هم در زُمره ی زائران رسول گرامی اسلام (ص) ثبت میکنند و از ثواب و اجر زیارت حضرت بهره مند میگردیم . کسانی که از راه دور حضرت را زیارت میکنند ، از آفاتی هم که ممکن است دامنگیر حاجیان گردد مانند ریا و خودنمایی و عُجب و تکبّر و . . . در امان هستند . در پایان از خداوند مهربان میخواهم زیارت از نزدیک حرم نَبَوی را قسمت همه ی مشتاقان مخصوصا دوست عزیزم آقاوحید بهروز بفرماید . زیارتی توأم با اخلاص و معرفت / آمین

لذت عبادت

انسان موجودی است مرکّب از جسم و روح و همانطور که جسم از اموری لذت می برد، روح نیز لذتهایی دارد ، جسم انسان از خوردن و آشامیدن ، خوابیدن و اطفاء شهوت ، لذت میبرد . انسان در این لذّات با سایر حیوانات مشترک است . میمون نیز از همین امور لذّت میبرد و برای این لذتها زندگی میکند . امّا لذتهایی روحی چیست ؟ آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید ؟ یکی از آنها عبادت و مناجات با خالق هستی است . شاید برخی تعجب کنند که چگونه عبادت میتواند لذتبخش باشد ؟ حتی خیلی از مذهبیها هم عبادات را از باب ادای تکلیف و انجام وظیفه بجا می آورند و اگر واجب نبود ، هیچگاه تن به زحمت آن نمیدادند ! لذاست که اکثر آنهایی که نمازهای واجب را میخوانند ، اهل نماز شب نیستند ، چون نماز شب نخواندن چوب و عذاب ندارد ! امّا چگونه است که عده ای مُدّعی اند ما از نماز خواندن لذّت میبریم و به همین جهت اگر یک شب بیدار نشوند ، فردای آن روز غمگین و ناراحتند ، جوری که هر کس نداند خیال میکند کشتی هایش غرق شده یا چکهایش برگشت خورده ! آری ، برای ما که اهل دنیا هستیم و فکر و ذکرمان پول و خانه و ماشین است ، غصه های دنیا منحصر در از دست دادن همین چیزهاست و تعجب میکنیم اگر به ما بگویند که یک نفر داره به خاطر قضا شدن نماز شبش گریه میکنه ! امّا بوده اند کسانی که لذت یکساعت مناجات با قاضی الحاجات در دل شب را با تمام دنیا عوض نمیکرده اند ، پیامبرگرامی اسلام میفرمایند : گرسنه از غذا سیر و تشنه از آب سیراب میشود ولی من هرگز از نماز سیر نمیشوم . مرحوم آیةالله بهجت در جایی فرموده بودند : اگر پادشاهان جهان مي دانستند که انسان ممکن است در حال عبادت به چه لذتهاي برسد ، هيچ گاه دنبال مسائل مادي و دنيوي نمي رفتند .

نگارنده ی این مقاله به هیچ وجه ادعا ندارد که لذت عبادت را چشیده است ولی اینقدر میداند که اگر همّ و غمّ و فکر و ذکر ما فقط لذات مادی و حیوانی باشد ، نه تنها در آخرت بهره ای نداریم بلکه در همین دنیا هم وقتی پا به سن گذاشتیم و دوران جوانی را سپری کردیم ، مریضیها به سراغمان آمد و قوای جوانی به تحلیل رفت ، دیگر نه از خوردن لذت میبریم نه از خوابیدن و اطفاء شهوت چون نه دندان و معده ای برای جویدن و هضم غذا برایمان باقی مانده نه اعصاب آرامی برای یک خواب سنگین و آسوده و نه رغبت و توانی برای لذات جنسی . پزشکان ما را از غذاهای لذیذ منع میکنند ؛ نه شیرینی میتوانیم بخوریم چون قند داریم نه چربی چون چربی خون داریم نه نمک چون فشار خون داریم و نه ... ولی اگر لذت عبادت را در جوانی چشیده باشیم در میانسالی و پیری میتوانیم با عبادت انس داشته باشیم و از آن بالاترین لذتها را ببریم . مرحوم آیةالله بهجت در جایی فرموده بودند : پیرمردی به من گفت : من اصلا از غذا خوردن لذت نمیبرم . غذا خوردن برای من مثل آن است که چند کیلو برنج را از گونی به قابلمه بریزم . ظرف غذا برایم مثل گونی و معده مثل قابلمه ! ولی در عین حال از نماز لذت میبرم

خداوندا لذت مناجات و انس با خودت را به ما بچشان ...

انواع سجده

یکی از اتهاماتی که وهابیها به شیعه میزنند این است که : شیعیان بت پرستند ! زیرا بر مُهر سجده میکنند پس آن را میپرستند !

در جواب این شُبهه باید گفت :

ادامه نوشته

قبله حاجات

سلام بر ساقی تشنه لبان

ای حَرَمَت قبله ی حاجات ما

یاد تو، تسبیح و مناجات ما

ادامه نوشته

حدود آزادی

خیانت در امانت در هر دین و آیینی حتی در میان بی دینان امری ناپسند و مذموم است . حتی در دهاتهای آمریکا نیز اگر شخصی در الاغی که به رسم امانت از صاحبش گرفته ، خیانت کند یعنی به او آب و علف ندهد تا از شدت ضعف بمیرد یا از او بار زیادتر از توانش بکشد ، چنین شخصی نزد همه ، خائن محسوب شده و مورد مذمّت قرار میگیرد . هر چیزی که مال دیگری است و با اجازه و رضایت او برای مدتّی محدود در اختیار ما قرار گرفته ، امانت به حساب میاید و حدود استفاده از آن را رضایت مالک اصلی مشخص میکند . مثلا اگر کسی موتور خود را به ما امانت میدهد و میگوید : حق نداری غیر از خودت را سوار کنی یا اتوموبیل خود را در اختیار ما قرار میدهد و شرط میکند که بالاتر از 80 با آن نرانیم یا در جاده ی خاکی با آن رانندگی نکنیم ، در همه ی این موارد اگر برخلاف شرط صاحب موتور یا اتوموبیل رفتار کنیم ، در امانت ، خیانت کرده ایم و شرعا هم ضامن هستیم .

حال از شما خواننده ی عزیز سؤال میکنم : آیا اعضا و قوایی که در اختیار ماست ، مال خودمان است یا به صورت امانت در اختیار ما قرار گرفته است ؟ چشم و گوش و دست و پا را خریده ایم یا ساخته ایم یا از طرف مالک اصلی در اختیار ما قرار گرفته ؟ مخاطب من منکرین خالق نیستند . با آنها باید جداگانه بحث نمود . مخاطب من کسانی هستند که معترفند قبلا نبوده اند و به طور تصادفی هم به وجود نیامده اند . خالقی دارند که تمام امکانات مورد نیاز یک عمر زندگی را وقتی در شکم مادر بودند ، در وجود شان تعبیه فرموده است . راستی اگر کودکی کور یا کر یا بدون دست و پا متولد گردد ، پدر و مادر و پزشکان چه کاری از دستشان برمی آید ؟! آری ، تمام اعضای ظاهری و باطنی و استعدادها و قابلیتهای ما و در رأس آنها نعمت حیات ، امانتی است از جانب ربّ العالمین ؛ لذا در استفاده ی از آنها آزادی مطلق نداریم و محدوده ی آزادی ما ، رضایت مالک حقیقی میباشد . هر انسانی باید ببیند خالقش به چه استفاده هایی راضی و از چه بهره برداریهایی ناراضی است و در آن چارچوب حرکت کند . کسی نمیتواند بگوید : چشم خودمه و به هر چیزی دلم میخواد ، نگاه میکنم  یا گوش خودمه و به هر صدایی دلم خواست ، گوش میدهم . حتی اختیار جان خود را نداریم که هر وقت از زندگی سیر شدیم ، خودکشی کنیم ! همه ی این ابزار امانتی است که ما در چندروز دنیا باید امانتدار خوبی برای آنها باشیم :

در حقیقت مالک اصلی خداست///این امانت چند روزی دست ماست

نتیجه آنکه هر گناهی در حقیقت خیانت در امانت و هر گناهکاری خائن محسوب میگردد و خداوند در قرآن میفرماید : ( إنّ الله لا یحبّ الخائنین )

معمولا وبلاگ نویسها در پایان هر مطلبی از خوانندگان خود التماس نظر میکنند ولی من از شما میخواهم به جای هر گونه نظر دادن ، اگر در منزل قرآن دارید ، کامپیوتر را خاموش کرده و به سراغ آن بروید . قرآن را باز کنید و سوره ی إسراء آیه ی 36 را با دقت مطالعه کنید :

إنّ السمع و البصر والفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسؤولا

ادامه نوشته

ايرادات به مقاله قمه زني

ادامه نوشته

پاسخ به جناب بی وفا !

کابر عزیزی با عنوان بی وفا در بخش نظرات پست قبلی فرموده اند :

این که می گیم با آمدن نوروز یک سال بزرگ تر شده ایم یعنی یک سال به تجربیات ما افزوده شده که اگه از این تجربیات در راه درست استفاده کرده باشیم مایه ی خوشحالی است و اگه نکرده باشیم مایه ی سوگواری
این که بگیم با آمدن هر نوروز به مرگ نزدیک تر می شویم و به این خاطر باید به سوگ بشینیم به نظر من حرف درستی نیست خب این معلومه که هر انسانی در این دنیا یه پایانی داره که با آمدن هر نوروز به آن نزذیک تر میشه اصل ، استفاده ی درست از عمر در این دنیاست همان آیه ی سوم سوره ی عصر

 

و اما پاسخ بنده :

برادر باوفا ، سخن شما کاملا صحیح است ولی منظور من اکثر مردم هستند که از آمدن نوروز فقط به خاطر آمدن نوروز خوشحال میشن و تنها چیزی که بهش فکر نمیکنند اینه که از سرمایه ی عمرشان در سال گذشته درست استفاده کرده اند یا نه ! قبول ندارین ، ازشان بپرسید که چرا خوشحالی ؟ خواهند گفت : خب مگه نمیبینی سال داره نو میشه ؟! در حالیکه در  سفارش دین ما این است که : ( إذا رأیتم الربیع ، فأکثروا ذکر المعاد ) یعنی هرگاه بهار را دیدید ، به یاد معاد بیفتید . چرا که بهار در حقیقت نمونه ای از حشر مُردگان در قیامت است

اما اکثر مردم نوروز را به خاطر جشن و شادی و شیرینی خوردن و تعطیلی و هفت سین و سیزده بدرش دوست دارند و این یعنی غفلت از اصل مطلب و مطلب اصلی . . .

نگاهی متفاوت به نوروز

نوروز نزدیک است و مردم خوشحال

ولی راستی چرا ؟

چرا مردم از آمدن نوروز خوشحالند ؟

نکنه شما هم خوشحالید ؟!

چرا ؟!

مگه چه اتّفاقی قراره بیُفته ؟

چی؟

سال ، نو میشه

عجب !

حواستون به نو شدن سال هست ولی چرا

از کهنه شدن سال قبلی غافلید ؟!

مردم همه خوشحالند که سال جدید فرا میرسد

غافل از آنکه

این یک روی سکه است

آن روی سکه این است که با آمدن هر نوروزی ، یک سال از عمر ما کم میشود

در اشتباهند کسانی که خیال میکنند با آمدن نوروز یکسال بزرگتر میشوند

اشتباه میکنند

اشتباه میکنند کسانی که خیال میکنند پارسال بیست سال داشتند و امسال بیست و یک سال دارند

و

یکسال بزرگتر شده اند

چه اشتباه بزرگی !

با آمدن هر نوروز بلکه با گذشتن هر ماه و روز و ساعت و لحظه

از سرمایه ی عُمر ما کم میشود

یعنی روز به روز و لحظه به لحظه کوچکتر میشویم نه بزرگتر

مثل قالب یخی که  گذر لحظه ها آن را آب میکند

و به فرموده ی امیر مؤمنان (ع) :

هر نفسی که میکشید ، گامی است که به سوی مرگ برمیدارید

با این حساب در نوروز باید به سوگ نشست نه سُرور

إنّ الإنسان لَفی خُسر ...

همه ی انسانها در زیانند

مگر آنانکه ایمان و عمل صالح دارند و در پیمودن راه حق اهل صبر و استقامتند ...

صدق الله العلی العظیم

کرامتی از حضرت زهرا (س)

آقای ملایی پرینت بفرمایید

ادامه نوشته

نماز جعفر طیار

 نماز جعفر طیار                   

این نمازی است که حضرت رسول اکرم(ص) در روز فتح خبیر به جناب جعفر بن ابی طالب برادر بزرگوار امیر المؤمنین (ع) به عنوان هدیه، تعلیم فرمودند

ادامه نوشته

عدالت از ادعا تا عمل

همه میگویند : عدالت را دوست داریم و طرفدار تحقّق آن هستیم ؛ امّا آیا در این ادّعا صادق هستند ؟ اگر واقعا کسی از ظلم بیزار باشد ، خودش نباید حاضر به ظلم شود . آیا ما اینگونه ایم ؟ از ظلم بیزاریم ؟ یا فقط در مرحله ی شعار و گفتار دَم از تنفّر و مبارزه با ظلم و حمایت از عدالت میزنیم ؟ ولی وقتی به مرحله ی عمل میرسد ، عدالت را اگر به نفعمان نباشد ، زیر پا میگذاریم و ظلم را اگر به سودمان باشد ، با آغوش باز میپذیریم !

ادامه نوشته

ای آنکه اگر خدایی هست ...

علامه طبا طبایی:یکی از دوستان چنین نقل میکرد که در سفری که از ایران به سوی کربلا میرفتم در نزدیکی صندلی من جوانی ریش تراشیده و فرنگی مآب نشسته بود،از این رو بین ما حرفی رد و بدل نشد.ناگهان صدای این جوان به گریه و زاری بلند شد.بسیار تعجب کردم و پرسیدم چرا گریه می کنی؟

 

ادامه نوشته