صاف و صادق
يكي از طلبه ها مي گفت : يه بار در حرم امام رضا (ع) آيت الله بهجت را ديدم كه در حال خارج شدن از حرم بودند . رفتم جلو و بعد از سلام عرض كردم : چي كار كنيم كه معرفتمون نسبت به ائمه (ع) زياد بشه ؟ ايشون دستشون را بالا آوردند و كف آن را به من نشان دادند و گفتند : با ائمه اينطوري باش . گفتم : يعني چي ؟ فرمودند : با آنها صاف و صادق باش
خبري از فرانسه (مهد آزادي ) !
قانون ممنوعیت پوشیدن شلوار برای خانم ها در پاریس پس از 210 سال لغو شد
در حالی که در 7 نوامبر سال 1800 میلادی فرمانده شهربانی پاریس قانون ممنوعیت پوشیدن شلوار توسط خانم ها را به مورد اجرا گذاشته بود ، امروز شماری از نمایندگان انجمن شهر پاریس این قانون را لغو کردند.
بر پایه این قانون؛ تنها خانم هایی که گواهی پزشکی داشتند با ارائه آن به ماموران پلیس می توانستند با شلوار در خیابان های پاریس حاضر شوند. این قانون در دهه های اخیر اجرا نمی شد اما هنوز یک "قانون ثبت شده" بود
لطيفه آمريكايي
خدمت يا خيانت ؟!؟
من با سربازي بردن جوانها مخالفم . شايد بپرسيد دليلم چيه ؟
فرق ربا و مضاربه
گاهي ميشود كه انسان مقداري پول مثلا يك مليون دارد كه نميخواهد آن را راكد بگذارد بلكه دوست دارد آن را به جريان بيندازد تا افزايش پيدا كند . براي رسيدن به اين هدف يك راه حرام وجود دارد و چندين راه حلال
ميلاد حضرت معصومه ( دختر خواهر و عمه ي امام ) مباركباد
|
اى دختر و خواهر ولايت |
آيينه ي مادر ولايت |
خاطرات سفر كربلا
دست يا قاشق ؟
يكي از مستحابات و آداب غذا خوردن در اسلام ، غذا خوردن با دست است . ولي متاسفانه استفاده از قاشق و چنگال ، بين ما رواج پيدا كرده است بطوريكه حتي شما از خواندن اين مطلب متعجب شده ايد و با خود ميگوييد : مگر غذا خوردن با قاشق چه اشكالي دارد ؟ با قاشق غذا خوردن كه بهداشتي تر است
اولا : كه اگر دستها را قبل از غذا خوردن ، طبق سفارش اسلام خوب بشوييم ، هيچ وسيله اي پاكيزه تر و مطمئن تر از اين دستها نيست . حتي مستحب است بعد از خوردن غذاي چرب ، انسان ته ظرف غذا و انگشتان خود را بليسد
ثانيا : چه اطمينان و اعتباري به قاشقهاي فلزي است ؟ گذشته از اينكه در جايي خواندم كه برخورد فلز قاشق به دندانها براي آنها مضر است ، از كجا معلوم اين قاشقهايي كه شما در بازار ميخريد ، از مواد كهنه و بازيافت شده درست شده اند يا از مواد نو و سالم ؟ يا اصلا دست چندم هستند !؟ در همين قم ما در كنار پياده روها افرادي را ديده ام كه موادي دارند كه با آن قاشق و چنگال زنگ زده و رنگ و رفته را ، براق و بهتر از اولش ميكند ! از همان وقت اين فكر به ذهنم رسيد كه از كجا معلوم خارجيها بعد از سالها استفاده از قاشقها ، آن را با مواد تميز كننده براق نكنند و به ما قالب ننمايند !
پس من دستم را ميشويم و با دست غذا ميخورم . چون به آن مطمئن هستم . حتي از مايع دستشويي هم استفاده نميكنم چون اين مايعها پر است از مواد شميايي و الكل و براي پوست مُضرّ است و تازه معلوم نيست بعد از شستن ،آثار آن از بين برود و با غذا وارد معده ي ما نگردد
مي ماند طريقه خوردن با دست كه ممكن است در ابتدا مخصوصا در خوردن غذاهايي مثل پلو و آبگوشت ، دشوار باشد . اما با يادگيري و تمرين ، حتي آسانتر از استفاده با قاشق خواهد شد و خواهيد ديد كه با دست غذا خوردن بسيار دلچسبتر و طبيعي تر است همانگونه كه اهل بيت (ع) غذا ميخوردند با آنكه در زمان آنها هم قاشق وجود داشته است
شيعه ي تنوري
يك جو غيرت
هر چند وقت يكبار تب مبارزه با بدحجابي بالا ميگيرد و البته به اندازه ي همان تب ، ادامه دارد ! يعني بعد از مدتي انگار نه انگار . در توجيه آن هم ميگويند : مشكل فرهنگي كه با بگير و ببند حل نميشود . بايد تدريجا فرهنگ سازي گردد ! البته لابد 32 سال واسه كار تدريجي كافي نبوده است !
نگارنده هم قبول دارد كه با زور و بسيج نيروي انتظامي نميتوان زنان را با حجاب كرد . لذا در تفكرات عميق خود به دنبال راه حلي كه هم زود جواب دهد و هم اساسي مشكل را حل كند ، بودم كه در يكي از لحظات تفكر ! جرقه ي طرحي ضربتي و كارآمد به ذهنم رسيد كه بهتر است قبل از رساندن آن به هيئت دولت ، با شما درميان بگذارم تا از نظرات شما نيزه بهره مند گردم :
به نظر من به جاي استفاده از نيروي انتظامي و برخورد خشن با يك بدحجاب ، بايد خانواده اش را براي اصلاح يا بازداشتن او ، مورد توجه قرار داد . بالاخره هر بدحجابي ، پدر ، برادر يا شوهري دارد . آنها بايد نگذارند دختر ، خواهر يا همسرشان با موي پريشان و مانتوي چسبان و آرايش كرده از خانه بيرون بيايد . مثلا اين دختر يا زن ناموس آنهاست و مسلمان و حتي اگر مسلمان نباشند هر انسان آزاده اي نسبت به ناموس خود بايد حساس باشد . ممكن است بگوييد : برخي از مردان حساسيت زدايي شده و بي غيرت يا به تعبير خودماني سيب زميني تشريف دارند و ناموس خود را از منابع ملي ! ميدانند كه همگان بايد از آن بهره مند گردند ! نهايتا از ناف تا كمي مانده به زانو را اختصاصي ميدانند ! براي اينگونه افراد چه فكري بايد كرد ؟ نگارنده براي اينها هم طرح دارد : به موسسه رويان پيشنهاد ميشود كه با استفاده از سلّولهاي بنيادين و با تلاش و همتي مضاعف ، واكسن غيرت توليد كنند و سپس دولت اعلام كند در روزي معين همه مردان در خانه باشند كه مانند واكسن فلج اطفال ، در آن روز مامورين بهداشت به در خانه ها مراجعه كرده و نه زياد بلكه به اندازه ي يك جو واكسن غيرت به مردان تزريق نمايند . به نظرم همين يك جو غيرت براي ايجاد حساسيت و در آمدن از حالت سيب زميني كافي باشد
منتظر نظرات شما هستم
مشتي از خروار مظلوميت
منصور به حاكم خود در مكه و مدينه به نام «حسن بن زيد» پيام داد كه خانه امام صادق(عليه السلام) را بسوزان حاكم، اين دستور را اجرا كرد، و مأمورانش به خانه امام صادق(عليه السلام) آتش افكندند به طورى كه شعله هاى آن به در خانه و راهرو آن رسيد امام صادق(عليه السلام) بيرون آمد و به درون آتش رفت و در حالى كه در ميان آتش قدم مى زد، مى فرمود: انا بن ابراهيم خليل الله / يعنى همان گونه كه جدم ابراهيم خليل الله(عليه السلام) در آتش نمرودى نسوخت، من هم به اذن خدا نمى سوزم
يكى از شيعيان مى گويد: يك روز بعد از آتش زدن خانه امام صادق(عليه السلام) در مدينه به محضرش رفتم، ديدم بسيار غمگين است، و اشك از ديدگانش بر صورتش مى ريخت، پنداشتم از حادثه ي ديروز غمگين هستند و به خيال خود خواستم به حضرت دلداري دهم . عرض كردم :«چرا ناراحت و گريان هستيد؟» فرمود: «ديروز وقتى كه آتش در دالان خانه ام زبانه كشيد، با اينكه من كه مرد خانه بودم ، حضور داشتم ، ديدم بانوان خانه ، شيون كنان براى حفظ جان خود از آتش، از اين سو به آن سو مى دوند، به ياد ترس و هراس اهل بيت جدم امام حسين (عليه السلام) افتادم كه در روز عاشورا، دشمن به خيمه هاى آنها هجوم كرد، در حالى كه نه اباعبدلله زنده بودند نه عباس و علي اكبر . . .
آتش به آشيانه ي مرغي نمي زنند
گيرم كه خيمه ، خيمه ي آل عبا نبود
انكار واضحات !
مطلب اول :
آقا وحيد در بخش نظرات پست قبلي فرموده اند :
( همه مردم که به درد زنای ذهنی مبتلا نیستند که با دیدن چهار تا بازیگر زن زیبا رو تحریک بشن وضعیف نفس باشند و فوری تحریک بشند بخوان غریزه رو تخلیه کنند)
وحيدجان ، اگر بازيگران زيبا رو تأثيري در روحيه ي مردم ندارند ، پس چرا در فيلمها از آنها استفاده ميكنند !؟ و تازه مگر تأثير فقط به اين است كه بيننده به قدري تحريك شود كه خودش را از نظر غريزي تخليه كند ؟ گاهي تأثيرات منفي ، ناخودآگاه است
با ديدن ادعاي تو مبني برانكار تأثير بازيگران زيبارو بر روحيه ي بينندگان ، ياد يك لطيفه افتادم :
يكي ميگفته :
دروغ ميگن كه ترياك كشيدن آدم رو معتاد ميكنه . من ده ساله كه دارم روزي سه بار ترياك ميكشم ولي معتاد نشدم !
...........................................................................................................
مطلب دوم :
كاربر محترمي به نام سعيد در واكنش به نظرات آقاوحيد و فياضي در بخش نظرات پست قبلي فرموده اند :
باسمه تعالی
با سلام
بنا نداشتم وارد چنین بحثایی بشم ولی یه سری مسائلی هست که به نظر قاصر بنده به ضرب و زور تو کله امثال ما فرو کردن که باید قدری واکاوی بشه. واقعاً چنین افکاری که باید تو محیط گناه بریم و خودمون رو حفظ کنیم از کجا دراومده؟ حفظ دین برای یه بنده مؤمن از اهمیت فوق العادهای برخورداره و او حاضره بخاطرش هر محرومیتی و هر مشکلی رو تحمل کنه. اخوک دینک ... که فرمایش امام معصومه خط اصلی رو نشون میده و ... «... و المعاصی حمی الله فمن یرتع حولها یوشک أن یدخلها» و «... لو أن راعيا رعى إلى جانب الحمى لم يثبت غنمه أن يقع في وسطه» کار رو تموم میکنه و وقتی این حال مشتبهات باشه جایی که معرضیت نوعیه برای مفسده باشه اجتناب ازش رو هر عاقلی لازم میدونه. بحث حلال و حرام الهی کم چیزی نیست که بخواد باهاش بازی بشه، حالا به هر اسمی که میخواد باشه. ولایت و ... از این چیزا درنمیاد و منافی با عبودیت نمیتونه باشه. ولایتی که بخواد با صدای آلات و ادوات و نمایش زنان بزک کرده با اطوار مهیج نسبتی با ولایت الله نداره و بلکه در مسیر ولایت طاغوته. اینها جز اسمائی نیست که امثال بنده برا توجیه خلافها و نادونیای خودمون از جیبمون درمیاریم و اگه اندکی دقت کنیم تو قرآن یه چیزی نوشته از قول جناب یوسف - علی نبینا و آله و علیه السلام - که: لا ابرء نفسی. و مگر رحمت و تفضل الهی و بعد سترعیوبش نبود قطعاً همه امثال حقیر در منجلاب همون جاهایی که توهم کردیم نفسمون با قدرت خودش سربلند بیرون اومده فرو رفته بودیم. ما مکلف به این نیستیم که مشتی جاهل نفهم در مورد ما و دین ما چرند نبافن بخاطر عمل به تکلیفمون و بلکه مأموریم به تکلیف و تکلیف حکم میکنه که هر جا معرضیت برای فساد بود دوری کنیم و جایی هم که ناخواسته در معرض افتادیم اتکال به مبدأ اعلی داشته باشیم نه به نفس ضعیف و برای استخلاص جد بلیغ و استغاثه نماییم تا فرج حاصل آید ان شاء الله.
و من الله التوفیق
مختارنامه!
امروز عصر فريدجان بهم پيامك زد كه :
امشب مختارنامه رو نشون ميده . از دستش ندين حتما
من در جوابش نوشتم :
نميبينم . چون فيلمهاي تاريخي ايراني پُر است از موسيقي و عشق و عاشقي با زنهاي زيبا و بزك كرده . مگه همين فيلم امام علي يادمون رفته كه قُطام شده بود نقش اولش و از قسمت اول تا آخر سريال بازي ميكرد !؟ اينجور سريالها مثل پارچ شربتي است كه توش سوسك افتاده باشه . شما ميخوريدش ؟! تازه مطالب مفيد تمام مثلا بيست سي قسمت آن رو ميتوان با مطالعه ي يك كتاب مثل كتاب ( قيام مختار نوشته ي سيد ابوفاضل رضوي اردكاني ) به دست آورد كه در اين صورت نه سي ساعت وقت تلف شده و نه چشممون ضرر ديده و نه گوشمون موسيقي شنيده و نه نگاهمون بازيگرهاي مونث رو ديده ! و نه در هزينه هاي ملياردي كه از بيت المال واسه ي ساخت سريال هزينه شده ، شريكيم !
تازه دانستن قضاياي مختار چندان هم مهم و لازم نيست چرا كه قيام او به دستور امام معصوم نبوده گرچه كساني رو كه كشته ، حقشون بوده
براي آشنايي با شخصيت او و جزئيات قيامش ميتونيد اين دو صفحه رو مطالعه كنيد . مطمئنم بعد از اتمام سريال اطلاعاتي بيش از اين دو صفحه پيدا نخواهيد كرد . ميگيد نه ، صبر ميكنيم !
نظرات فريدجان
مطالب وبلاگتون رو خوندم.مطلبتون جالب و جديد و خوب بودند.حالا گفته بودين كه چرا نظر نميدي واسه همين اين ايميل رو براتون فرستادم.
1-در مورد"ملا فريدالدين آذربايجاني"خيلي ازتون تشكر ميكنم.وقعا هم شرمندم كردين هم ذوق زده.
2-در مورد مدرسه نفرستاده شاهزاده هاتون به مدرسه بنظرم يه كار خوبي و بجايي كردين مشروط بر اينكه بتونيد از اين وقت آقازاده هاتون توي منزل به نحو احسن استفاده كنيد و علاوه برخوندن چهارتا كتاب درسي كار هاي ديگه اي هم بكنيد.البته شما خودتون استاديد و اينا رو بهتر از من ميدونيد من فقط يه نظر دادم. مزيت ديگه اينكار اينكه اون شاهزاده ي دوم راهنمايي تون اگه توي اين سن به مدرسه بره به احتمال زياد ندونسته هاش رو ياد ميگيره اشكال مربوط به فضاي مدرسه است نه پسر شما.
در مورد جمع كردن بساط تلويزيون بهترين كار ممكن رو ميكنيد چون واقعا تعدادي از برنامه هاي اين قوطي جادويي چرت و بي مفهومه و فقط وقت انسن رو ميگيره اي كاش والدين ما هم اين كارهارو در مورد ما ميكردن.
3-در مورد پست سنتور من با شما در مورد اينكه موسيقي حرام است مخالفم .ما همه جور موسيقي داريم .موسيقي هاي مبتذل كه بله حرام است و موسيقي هاي محتوادار مثل همون موسيقي كه واسه شهادت شهيد مطهري خونده بودن يا آهنگ هاي عرفاني استاد سراج يا شجريان كه منبع شون اشعار عرفاني سعدي و حافظ و...هستند كه اينجور موسيقي ها نه اينكه حرام نيستن بلكه مفيد هم هستند و ما نبايستي افراط و تفريط كنيم.وقتي دين گفته فلان چيز حلاله چرا ما بگيم نه ، حرامه.اگه افراط و تفريط كنيم مردم از دين زده ميشن و وظيفه قشر روحاني جذب مردمه نه دفع مردم اون هم با راهش( خواهشا بحث حجاب رو وسط نكشين).
4-حاجاقا براتون پيامك زده بودم كه اون بحثتون با بيگدلي و اون دانشجو را در مورد حوزه و دانشگاه تو وبلاگون بذارين چي شد؟بنظرم ميتونه مفيد باشه.
5-در مورد بحث "يك پندار اشتباه":اولا ورزش سبك(مثل نرمش صبحگاهي) روزانه و ورزش سنگينهفتگيمستمر(مثل فوتبال) در مورد كاهش اين غرايز ميتونه نقش مهمي داشته باشه.ثانيا نخوردن بعضي چيز ها مثل پيازدر كاهش اين غرايز مفيده.ثالثا مشغوليت به تحصيل و مطالعه روزانه مستمر ميتونه اين غرايز رو سر به نيست كنه.رابعا استفاده كمتر از اينترنت و يا استفاده از سايت هاي سالم خيلي مهمه چون در فضاي انترنت خود انسان هست و خدايش.
ديگه وقتتون رو بيشتر از اين نميگيرم.اگه جوابي هم براي بند3 يا ساير بند ها دارين منتظرم.
حاجاقا تو دعاهاتون ما رو فراموش نكنيد.
والسلام
فكر گناه
چند سال پيش در ترجمه ي فارسي انجيل متي خوندم : حضرت عيسي (ع) به حواريون فرمود : برادرم موسي ميگفت : زنا نكنيد ولي من به شما ميگويم : حتي فكر زنا نكنيد . زيرا فكر گناه مثل اين است كه در اتاقي آتش روشن كنند كه اگر خانه را هم به آتش نكشد ، ديوارها را سياه ميكند . فكر گناه هم اگر به گناه مُنجر نشود ، باعث كدورت و تاريكي قلب انسان ميگردد و قلب غبارآلود مثل آينه ي زنگار گرفته است كه ديگر خدا را نشان نميدهد
يك پندار اشتباه
يكي از اشتباهاتي كه خيلي از جوونها مرتكب ميشن ، اينه كه ميگن : بذار تا جوونيم عشق و حالمون رو بكنيم . وقتي ازدواج كرديم ، سر به راه ميشيم . غافل از آنكه انسان تا نوجوان و جوان هست بايد كنترل نفس خود را به دست بگيرد . چون هر چه به اين نفس اماره رو بدي ، پر رو تر و چموش تر ميشه و حتي بعد از ازدواج هم دست از سرت برنمي داره . اينطور نيست كه ازدواج انسان را معصوم از گناه كنه بلكه فقط زمينه اي فراهم ميكنه براي اونهايي كه قبل از ازدواج به فكر كنترل شهوات بودند تا راحت تر بتوانند بر شهوات غالب آيند و گرنه مگر كمند متأهليني كه حتي دست از چشم چراني هم برنداشته اند و بعضا اهل فساد و فحشاء هم هستند . پس اگر از الآن به فكر رعايت تقوا و كنترل شهوات نباشيم ، ازدواج براي ما معجزه نميكند
البته انكار نميكنم كه غريزه ي جنسي يكي از قويترين غرائز موجود در بشر است و كنترل آن بسي سخت و دشوار ولي رعايت چند نكته ميتواند ما را در اين مهم ياري نمايد :
1 – از هر گونه تحريك جنسي بپرهيزيم . از نگاه و صحبت غير ضروري با نامحرم گرفته تا ديدن عكس و فيلم و خواندن مطالب شهوت انگيز حتي اگر با مشاهده ي سريالهاي ايراني هم شهوتشان تحريك ميشود ، دور آنها را خط بكشند
2 – انتخاب و رفت و آمد با دوستان مذهبي و با تقوا . زيرا دوست نقش مهمي در وسوسه ي انسان براي گناه دارد
3 – روزه گرفتن بسيار مفيد است . پنجشنبه ها و اگر ممكن بود پنجشنبه ها و دوشنبه هاي هر هفته كه سفارش هم شده ، روزه بگيرند
4 – تلاوت قرآن ( اگرچه روزي يك صفحه ) و توسل به اهل بيت (ع)
5 – هر گاه هم دچار گناه شدند ، فورا توبه كنند و بعد از غسل دو ركعت نماز بخوانند و با گريه از خدا بخواهند تا آنها را در اين مبارزه با هواي نفس ياري كند
خواهش ميكنم اگر شما تجربه يا راهكار ديگري را سراغ دارين ، برايم بنويسيد تا به مقاله ام اضافه نمايم
يك تشكر ساده
هفته اي پيش نامه اي براي دوستم وحيدجان كه در گنبدكاووس زندگي ميكند، فرستادم و پشت پاكت نوشتم : با تشكر از پستچي ي محترم
ديروز وحيد واسم پيامك زد كه : پستچي اومده درب خونمون و كلّي ذوق كرده و گفته : چه دوست خوبي داري ، از من هم تشكر كرده . درطول مدّت خدمتم اولين باري است كه فرستنده از من تشكر ميكنه !
واقعا گاهي يك تشكر خشك و خالي و بي هزينه چقدر ميتونه در روحيه ي افراد موثر باشه
پاسخ به اعتراض يك كاربر
ديروز يكي از دوستان كه نميخوام نامش رو ببرم به نام وحيد بهروز ! پيامكي برام فرستاده با اين متن : ( شما خيلي افراطي و قديمي فكر ميكنيد )
به نظرم از اينكه من گفتم نميخوام بچه هامو مدرسه بفرستم ، اين نتيجه گيري را فرموده است
آيا نفرستادن بچه ها به مدرسه افراط و تحجُّر است ؟
تازه اگر ميگفتم : اصلا درس نخوانند ، يه حرفي ولي من كه جلوي درس خواندنشان را نگرفتم . فقط مدرسه را به خانه آورده ام
چطور اگر كسي واسه بچش معلم خصوصي بگيره ، خيلي با كلاسه ولي من كه با سي دي آموزشي با بچه هام كار ميكنم ، قديمي هستم !؟
مگر به مدرسه فرستادن موضوعيت داره ؟ مهم آموختن علم است از هر طريقي كه سالم تر باشد
وقتي من به محيط مدرسه و طرز فكر معلم اطمينان ندارم ، آيا درست بچه هام را در اين فضا رها كنم ؟
آيا اگر كسي بچه هايش را از غذا خوردن در ساندويچي ها و رستورانها منع كند و در عوض غذاي سالمتري در خانه به آنها بدهد ، قديمي است !؟
تازه تصميم گرفتم به تدريج بساط تلويزيون رو هم از خانه جمع كنم . چون برنامه كودك تبديل شده به يك كلاس آموزش ساز و آواز و رقص / برنامه ي فيتيله رو كه همه زيارت كرده ايد !؟
كي شد كه در اين برنامه كودك به فرزند من علم ، اخلاق يا دين بياموزند ؟!
اصحاب كهف هم از جامعه گريختند و به غار پناه بردند
خدايا ما را از فتنه هاي آخرالزمان حفظ فرما و صاحب اصلي ما را هر چه زودتر به فريادمان برسان
مدرسه در خانه 2
ديروز رفتم سي دي هاي آموزشي رياضي و انگليسي و علوم سوم راهنمايي رو خريدم واسه دخترم . قرار شد هر روز يكيشو گوش بده . هر كدومش حدود 6 ساعت فيلم بود . امروز سي دي اول انگليسي رو با هم تماشا كرديم . معلمش خيلي وارد بود و به گفته ي خودش بيست سال سابقه ي تدريس در مقاطع مختلف رو داشت . همه ي درس را خيلي خوب گفت و تمارين رو هم حل كرد . قرار شد درسهاي ديگه غير از رياضي و انگليسي رو هم خودش بخونه و اگه اشكالي داشت ، از خودم بپرسه . آخه تاريخ و جغرافي و فارسي هم مدرسه رفتن ميخواد ؟ تازه اينجوري من هم رياضي و انگليسي و . . . ياد ميگيرم . آخه خودم تا دوم راهنمايي بيشتر مدرسه نرفتم كه طاقت نياوردم و در سن سيزده سالگي وارد حوزه شدم . سرباز خوبي براي امام زمان (ع) نبودم ولي اميدوارم حضرت از كاستي هايم چشم پوشي فرموده و مرا در جبران آنها مدد نمايند
تعمير روح
چندروز قبل پيامكي از يه ناشناس برام اومد كه :
حاجاقا ، فردا امتحان كنكور دارم . واسم دعا كنيد
پرسيدم : دخترخانم هستي يا آقا پسر و به چه رشته اي علاقه داري ؟
جواب اومد كه : پسر هستم و به رشته ي ميكانيك علاقه مندم
پرسيدم : به نظر تو اصلاح و تنظيم و تعمير روح انسانها مهمتر است يا ماشين آلات آنها ؟
جواب اومد كه : روح انسانها
نوشتم : پس به دنبال رشته اي برو كه عهده دار ساخت و نگهداري و تعمير روح انسانها باشد
و او ديگر پيامكي نفرستاد . شايد هنوز مشغول فكر است . . .
راستي به نظر شما كدام رشته عهده دار رفع اين نياز بزرگ است ؟