خدای حاضر و ناظر
امروز امير الاُمرا جز تو كسی نيست
بر ناله ی دل غير تو فرياد رسی نيست
در کعبه و بتخانه و در دیر و کلیسا
جز نغمه ی ناقوس تو بانگ جرسی نیست
اي مهدی دين پرده ز رخسار بیفكن
ما گمشدگانيم و ره پيش و پسی نيست
دل گرمی ما زمره افسرده دلان را
جز آتش طور تو شهاب قبسی نيست
در باديه ی عشق تو پای فرس عقل
پی گشت و در اين باديه ديگر فرسی نيست
غير از هوس ديدن رخسار چو ماهت
اندر دل پر حسرت ياران هوسی نيست
تو يوسف گم گشته و اسلام چو يعقوب
بهر پدر پير تو ديگر نفسی نيست
بهر پدرت پيرهني يا كه پيامي
بفرست كه جز اين ز توأش مُلتمَسی نيست
قربان تو و درد دلت كزغم اسلام
جز اشک دمادم دگرت دادرسی نيست
شاید بگویید : مگر چند نفر پا به یک توپ بزنند و آن را به هم پاس دهند و در دروازه تیم مقابل وارد کنند ، چه اشکالی دارد ؟ پاسخ اینکه : اگر در همین مقدار خلاصه می شد ، حق با شما بود ولی کار به اینجا ختم نمی شود
امروزه فوتبال نه به عنوان یک بازی ساده که یک ساعت وقت را می گیرد و چون در آن دویدن وجود دارد ، برای جسم هم بی فایده نیست ، مطرح است بلکه به عنوان ابزاری ضد فرهنگی برای اتلاف وقت و مال و مشغولیت ذهنی ملیون ها نفر و به عبارتی فنی تر به مصداقی برای لهو و لعب و اتلاف مال تبدیل گشته است
چند شب پیش برنامه ی نود داشت . دو پسرم اصرار داشتند که آن را تماشا کنند . یکیشون سوم ابتدایی و دیگری دوم راهنمایی است . می گفتند از ساعت 11 و نیم شروع میشه و تا دو و سه سحرگاه ادامه دارد ! ولی وقتی مطمئن شدند من کوتاه نمی آیم ، آنقدر خسته بودند که مثل یک مُرده افتادند توی رختخواب !
ببینید تب فوتبال به حدی داغ است که بچه ای را که از صبح تا نیمه شب بیدار بوده و خستگی از سر و رویش می بارد ، به پای تلویزیون می کشاند و دو سه ساعت بیدار نگه می دارد
به پسرم گفتم : آخه موضوع برنامه نود چیه که می خوای ببینی ؟ گفت : موضوع امشبش اینه که از مردم نظر خواهی کنه که تکنیکی ترین بازی کن در سه دهه ی اخیر چه کسی بوده است ؟!؟ می بینید ؟ موضوعی فنی که اظهار نظر درباره ی آن کار متخصصین این رشته است را به دست مردم می دهند تا با ارسال سه ملیون پیامک گزینه های مورد نظرشان را انتخاب کنند ! خب اولین سود این قضیه توی جیب مخابرات می رود . چون سه ملیون پیامک حداقل سی ملیون تومان هزینه می برد ! به نظر شما ترغیب مردم به صرف سی ملیون تومان در یک شب برای یک سوال بی ربط حرام نیست ؟ به نظر شما اختصاص سه چهار ساعت از شب و نیمه شب به پخش مستقیم برنامه ی نود از تلویزیون که می گویند : ثانیه صدهاهزار تومان هزینه ی پخش آن است ، اتلاف بیت المال و حرام نیست ؟
در گوگل سرچ کردم . دیدم موضوعات برخی دیگر ازبرنامه های نود عبارت بوده از : ( با توجه به سمت جدید علی پروین به عنوان مدیر فوتبال آیا او می تواند پرسپولیس را از بحران خارج کند ؟ ) و مسخره تر از این ، اینکه در یکی از برنامه هایش از مخاطبان خود خواسته است كه ( بين 5 تيم سپاهان، ذوب آهن، استقلال، تراكتورسازي و پرسپوليس يكي را به عنوان قهرمان ليگ معرفي كنند ) ! مگر مردم پیشگو و غیب دان هستند ؟
من که برنامه ی نود را ندیده ام ولی گاهی که بیدار بوده ام و نظری افکنده ام ، فهمیده ام که موضوع برنامه هایش دعوا انداختن بین چند نفر و سپس داوری بین آن هاست !
فکر و ذکر همه ی بچه ها و نوجوان ها و جوان ها و حتی بزرگسالان شده فوتبال و لیگ برتر و جام جهانی ! آیا این مورد تأیید اسلام و حتی عقل است ؟ تازه کاری ندارم به چیزهایی که شنیده ام که فوتبال در جهان امروز ابزاری است در دست سیاست مداران نیرنگ باز و کمپانی های زالو صفت تا مردم را از مسائل اصلی غافل و جیبشان را خالی و وقتشان را تلف کنند
ترویج روحیه ی پرخاش گری و تعصبات مسخره از نتائج اولیه ی این تب فوتبال است . در یک خانواده دو برادر به خاطر این که یکی قرمز و دیگری آبی است ، با هم جر و بحث و فحش کاری و احیانا کتک کاری می کنند ! اتاقهای کودکان و نوجوانان ما مملوّ است از عکس های بازیکنان فوتبال ایران و جهان . بازی کنانی که هیچ نقشی در ترویج فرهنگ صحیح ندارند ، شده اند الگو برای کودک و نوجوان و جوان ما که برای آن ها سینه چاک می کند . برای پیروزی آن ها شاد و از شکست آن ها به گریه می افتد . یادم نمی ره یک بار مشهد بودیم و قرار بود تیم استقلال به آن جا بیاید و با تیم نمی دونم چی بازی کند . عموی همسرم که فردی مذهبی و قرمز ! است ، با حالی خاص دست هایش را به سوی آسمان برده بود و می گفت : خدایا ! هواپیماشون سقوط کنه و همشون بمیرند ! بهش گفتم : جدی می گی ؟ گفت : آره ، پس چی ؟ می خوام سر به تن این آبی ها نباشه ! می بینید فوتبال ، این جادوگر قرن ما ، کاری کرده که جوان ما آروزوی مرگ هم وطن و هم کیش خود را می کند ؛ فقط به جرم اینکه عضو تیم رقیب تیم مورد علاقه ی او هستند ! آری سادگی است که بگوییم : ( مگر چند نفر پا به یک توپ بزنند و آن را به هم پاس دهند و در دروازه تیم مقابل وارد کنند ، چه اشکالی دارد ؟ ) ! فوتبال الآن یک جنگ و ستیز است نه یک بازی . فوتبال الآن یک قمار است نه یک بازی . فوتبال الآن یک ابزار ضد فرهنگی است نه یک بازی . یقین دارم وقتی را که جوانان این مرز و بوم برای فوتبال می گذارند ، اگر روی علم و دانش و پژوهش می گذاشتند ، ظرف یک دهه از ژاپن و آمریکا جلو می زدیم . یقین دارم حتی یک ریال از بیت المال را صرف این بازی کردن ، جرمی است نابخشودنی
نمی دانم چندملیارد یا چندصد ملیارد یا چندهزار ملیارد از بیت المال مملکت ما صرف فوتبال و تبعات آن شده است ؟ خوانندگان بهتر از می دانند . می گویند : فقط هزینه پخش مستقیم بازی های جام جهانی خداددلار هزینه بر می داره . درحالیکه یک ساعت بعد از بازی می توانند ضبط شده ی آن را بدون آن هزینه پخش کنند و وقتی می پرسیم : چرا ؟ می گویند : هیجانش به اینه که مستقیم باشه ! شگفتا گرسنگی و فقر و بی خانگی و بی همسری مردم مهم تر است یا هیجان کاذب فوتبال ؟ بگذریم از پول هایی که به بازیکنان و مربی های خارجی می دهند و و و . . .
نمی دانم چه بگویم و برایم مهم نیست که شما بعد از خواندن مقاله ام چه فکری درباره ام می کنید ؟
به نظرم می رسد یک فقیه می تواند با توجه به تبعات و لوازم ناشی از فوتبال و با عنایت به عناوین ثانویه به راحتی حکم به حرمت این بازی بدهد ولی کو گوش شنوا ؟
جا دارد در اینجا یادی از رییس جمهورمان هم بکنیم که فرموده بودند : دختران و زنان هم به ورزشگاهها بروند تا فوتبال را بدون مانع شدن شیشه تلویزیون تماشا کنند و لذت ببرند و وقتی به ایشان اعتراض شده بود که حضور دختران در جمع پسران تبعات منفی ی زیادی دارد ، گفته بود : اتفاقا حضور بانوان در جمع آقایان باعث اخلاق سازی می گردد . چون به تجربه ثابت شده در جمعی که خانمی حضور دارد ، آقایان سخنان خلاف عفت و رکیک بر زبان نمی آورند !
نمی دونم چه عرض کنم ؟!؟ شاید اگه اصلا این مقاله رو در وبلاگ نمی زدم ، بهتر بود ولی چه کنم که وبلاگ من محلی است برای وا شدن عقده های درونی و خالی شدن و سبک شدنم
امروز حدیثی جالب دیدم که در بسیاری از کتب روایی از جمله ( من لا یحضره الفقیه ) شیخ صدوق نقل شده است . ترجمه ی آن را در اینجا و متن عربی آن را در ادامه مطلب می توانید مشاهده فرمایید :
مردی نزد رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلّم ) آمد و عرضه داشت : من همسری دارم که هر گاه وارد خانه می شوم ، به استقبالم می آید و هر زمانی که از منزل خارج می گردم ، مرا بدرقه می کند و هر گاه مرا غمگین و گرفته می بیند ، می گوید : غم تو از چیست ؟ اگر به خاطر آخرتت نگرانی ، خدا نگرانی و اندوهت را زیاد کند ولی اگر نگران دنیا و مادیات هستی ، بدان که رزق و روزی ما را خداوند به عهده گرفته است
حضرت فرمود : خداوند کارگزارانی { در روی زمین }دارد و این زن یکی از آنهاست . برای او نصف پاداش یک شهید است
کمی روی حدیث تأمل کنیم . زنی که هر بار به استقبال و بدرقه ی شوهر می رود ، قطعا محبت زایدالوصفی را از خود در قلب شوهر به وجود می آورد و اساس زندگی زناشویی نیز بر مودت و رحمت است . این را مقایسه کنید با زنی که تا ساعت 9 صبح می خوابد در حالیکه شوهرش باید 7 صبح سر کار برود . حاضر نیست برخیزد و صبحانه ی شوهر را آماده کند و با او صبحانه بخورد و اگر شوهر هم صدایش بزند ، می گوید : من حال ندارم خودت از توی یخچال یه چیزی بردار بخور
وقتی هم که شوهر زنگ می زند ، به زور با اف اف ، در را باز می کند و تازه وقتی شوهرش وارد خانه می شود ، می گوید : چند بار گفتم کلید خونه رو بردار تا من مجبور نشم این همه راه را تا اف اف بیام ؟!
زنی که وقتی شوهرش را خوشحال می بیند ، از او درخواست سرویس طلای فلان و لباس بهمان را می کند و اگر شوهر بگوید : دست و بالم خالی است ، می گوید : خب برو وام بگیر و دستی دستی شوهر را به خاطر امور غیر ضروری به وام و قسط و بدبختی و غم و غصه و احیانا چک برگشتی و زندان می اندازد
بیهوده نیست که حضرت از زن مزبور به کارگزار خداوند یاد کرده اند و برای او پاداش شهید را وعده داده اند
امروز رفته بودم مدرسه ، یکی از طلبه ها گفت : پیامک از بانک مسکن واسم اومده که شما 83 هزار تومن به عنوان دیرکرد بدهکارید ! رفتم بانک و گفتند این دیر کرد به خاطر 5 قسط معوّقه است . گفتم : من که تا برج 9 قسط های خونمو داده ام . گفتند : نه شما از همون اول باید 5 قسط را پیش می داده اید که پرداخت نکرده اید . گفتم : کسی چنین چیزی نگفت . گفتند : توی کارت وامتون نوشته بود . گفتم : چرا توی دفترچه ی اقساط تذکر ندادید ؟ گفتند : باید کارت وام رو مطالعه می کردی . بعدش رفتم و مقداری بررسی کردم . دیدم آقای بهمنی رییس بانک مرکزی گفته : هر که اقساطش را تا 22 بهمن تصفیه کنه ، شامل جریمه دیر کرد نمیشه . دوباره رفتم بانک به رییس بانک گفتم : با این حساب من اگه الآن 5 قسطمو بدم ، 83 هزار تومن رو نباید بدم . گفت : درسته ولی باید 6 درصد سود دیرکرد رو بپردازی ! گفتم : خود دیرکرد سوده . اونوقت سود دیرکرد یعنی چه ؟ اینکه نه قانونیه نه شرعی . رییس بانک گفت : کجای کارهای ما شرعیه که این شرعی باشه !
امشب تصمیم گرفتم برای امتحان هوش خوانندگان وبلاگم یک معمای شرعی مطرح نمایم . جایزه اش هم یک شارز هزار تومانی ایرانسل است
چطور میشه پسری هم نوه ی زنی باشه هم برادر شوهر او ؟
جواب در ادامه مطلب
امروز یکی از دانشجوهایی که خونمون اومده بود قضیه ی جالب و در عین حال عبرت آموزی رو نقل کرد . گفت : با چند تا از رفیقام سوار تاکسی بودیم که راننده ی تاکسی برای اینکه ما رو نصیحت کنه که در این سنین جوانی مواظب خودتون باشید ، گفت : بیست سی سال قبل وقتی که 18 سالم بود ، توی محلمون یک زن خراب زندگی می کرد که شوهر هم داشت . یه بار وسوسه شدم که باهاش رابطه داشته باشم . خلاصه وقتی که شوهرش نبود رفتم خونش و مشغول شدیم . اواخر کار بود که در خونشو زدند . زن فوری لباساشو پوشید و رفت دم در . شوهرش اومده بود . زن هم گفت : حاجی امروز آبگوشت داریم برو چند تا نون بخر و بیا . شوهرش رفت و من هم لباسمو پوشیدم و از خونه زدم بیرون . این بود تا چند سال قبل که بین روز با تاکسی رفتم خونه . همین که در را زدم ، زنم اومد در خونه و گفت : حاجی آبگوشت داریم ، برو چند تا نون بخر وبیا ! چون جمله اش دقیقا شبیه جمله ی سی سال قبل اون زن خراب بود ، ناگهان خاطره ی اون روز در ذهنم تداعی شد و دلم آشوب شد . فوری رفتم در تاکسی نشستم و منتظر شدم . بعد از لحظاتی دیدم جوانی از خانه ام بیرون زد . صداش زدم و گفتم : سوار شو . گفت : تو کی هستی ؟ گفتم : سوار شو تا بهت بگم . وقتی سوار شد ، گفتم : من شوهر همون زنی هستم که الآن باهاش مشغول بودی ! از ترس شروع به لرزیدن کرد . گفتم : نترس ، حقم بود و خاطره ی دوران جوونیمو واسش تعریف کردم و گفتم : تو هم منتظر چنین روزی باش ! بعد از این قضیه هم زنم رو طلاق دادم . این را براتون گفتم که مراقب رفتارتون باشید و گول وسوسه های شیطون رو نخورید
امروز یکی از فامیلای یزدیمون زنگ زد و پرسید : این ماشین هایی که به مزایده می ذارن ، خریدنشون جایزه ؟ گفتم : منظورت ماشین های قاچاقه ؟ گفت : نه منظورم ماشین های قاچاقچی هاست . معلوم شد که ظاهرا وقتی یک قاچاقچی را با مواد مخدر می گیرند ، غیر از حبس خودش و توقیف موادش ، ماشینش رو هم مصادره و به مزایده میذارن . گفتم : نمی توان به خاطر اینکه مالک چیزی تخلفی کرده ، ملکیتش را سلب کرد . گفت : آخه می گن وقتی طرف اعدامیه ، ماشینش رو به نفع دولت میفروشیم . گفتم : حتی اگه شخصی اعدام هم بشه ، ما یملکش باید به ورثه اش برسه نه اینکه به نفع دولت مصادره بشه
آیا شورای نگهبان از این قضیه خبر دارد ؟ آیا اساسا ستاد مبارزه با قاچاق این کار را طبق قانون انجام می دهد یا سلیقه ی شخصی اوست ؟ حالا اگه ماشین قاچاق رو مصادره کنند ، یک حرفی که البته آن هم محلّ إشکال است ولی ماشین قاچاقچی رو هرگز نمی توان از ملکیّتش خارج نمود
و ایشان در پاسخ مرقوم داشته اند :
امام ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ در هر كجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مومن جزیره خضراء است، هر جا باشد حضرت در آن جا پا مىگذارد
قلبها از ایمان و نور معرفت خشكیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا كنید، تا براى شما امضا كنیم كه امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ آن جا هست
اما وظیفه ی ما چیست ؟ وجود چه اوصاف و شرائطی را باید در کاندیداها تحقیق و إحراز کنیم ؟ آیا به هر کسی که مورد تأیید صلاحیت مراکز رسمی قرار گرفت ، می توان اعتماد نمود و رأی داد ؟
همین سوال را در آستانه ی یکی از انتخابات های مجلس از آیت الله بهجت (ره) پرسیده بودند و ایشان در پاسخ مرقوم نموده بودند که :
کسانی که بنا دارند در رأی دادن و یا انتخاب شدن شرکت نمایند، باید متوجه باشند که کسانی حق انتخاب شدن و امین مردم با ایمان در مورد دین و دنیا بودن را دارند که از رجال با عقل کامل کافی و ایمان کامل از شیعه اثنا عشریه و با علم به مسائل شرعیه در شخصیات و اجتماعیات و با شجاعت باشند
و از آنهایی باشند که در اظهارات و سکوت ها ( لا یخافون فی الله لومة الائم. سوره مائده/54 ) باشند { یعنی در راه خدا از هیچ سرزنشی نترسند }
و از رشوه ها و تهدیدات و مانند این ها دور باشند { یعنی نه با رشوه تطمیع شوند و نه با تهدید جا خالی کنند }
باید پرهیزکار و خداترس باشند و اراده ی خدای تعالی را بر همه چیز ترجیح بدهند
{ حال اگر کسی ، بعضی از شرائط بالا را داشته باشد و برخی را نداشته باشد ، چه باید کرد ؟ آیا قابل اعتماد است ؟ ایشان فرموده اند } :
اگر شخصی فاقد بعضی از صفات فوق باشد، قبال اعتماد نیست، و رأی دادن به او بی اثر است، بلکه جایز هم نیست
{ حال اگر در شخصی شک داشته باشیم که آیا همه ی شرائط فوق را دارد یا نه ؟ چه باید کرد ؟ ایشان فرموده اند } :
به مشکوک هم نباید رأی داد و تحقیق و تفحص هم، باید کامل و بدون دخالت دادن دوستی و دشمنی شخصی باشد
{ و سوال آخر اینکه : در چه صورتی رأی دادن به واجد جمیع شرائط واجب است ؟ ایشان فرموده اند } :
در صورتی رأی دادن به کسانی که واجد خصوصیات مذکوره باشند ، واجب می شود که انسان بداند یا احتمال بدهد که اگر به آن ها رأی ندهد ، فاقد شرائط رأی خواهد آورد
زنی که در چنین جامعه و شرائطی زندگی می کند هیچ گاه از ازدواج مجدّد همسرش ناراحت نمی گردد . چون همسر دوم را نه به عنوان رقیب و کم کننده ی محبت شوهر به خودش بلکه به عنوان همکاری می بیند که باری را از دوش او بر می دارد و برای شوهر و جامعه ی خود بچه می آوَرَد
نشون به اون نشون که دوست بابام هردوشون رو گرفت و همین !
حالا این همه مسائل درباره امام زمان وجود دارد . از معرفت امام گرفته تا وظایف ما در زمان غیبت حضرت . اونوقت مجرد یا متاهل بودن حضرت ذهن ما رو مشغول کرده ! به ما چه ربطی داره که حضرت ازدواج کردند یا نه یا همسر و فرزندان فرضی ی حضرت می دانند حضرت همان امام زمان است یا نه ؟ آیا دانستن جواب این سوالات برای ما کمال و ندانستنش نقص است ؟ لابد اگه بدونیم حضرت ازدواج کرده اند ، می پرسیم : مهریه ی همسرشون چقدر بوده و همسرشون اهل کدام کشور و شهر است و آیا همسرشون مثل خودشون عمر طولانی دارند یا بعد از مرگ هر همسر ، همسر دیگری اختیار فرموده اند و قبر همسران قبلیشون کجاست و آیا اصولا در یک زمان فقط یک همسر داشته اند یا تجدید فراش هم فرموده اند و آیا همسرانشان با هم زندگی می کرده اند یا جدا از هم و آیا هیچ کدام از همسرانشان را طلاق داده اند یا نه و از همسرانشان چند فرزند دارند و آیا فرزندانشان هم مثل خودشان عمر طولانی دارند و و و
این ها همه سوالاتی است که باید به جای جواب به آن ها ، سر به سجده گذاشت و شکرا لله گفت !