یک دَهُم!

در سفر کربلای آخری، پیرمردی همراه ما بود که در انتقاد از حکومت آخوندی! تخصص داشت. هر وقت منو می دید، داغ دلش تازه می شد و شروع می کرد به در دل کردن از دست نظام و مسؤولین که البته بعضی حرفاش هم به حق بود. من هم غالبا گوش می دادم. چون اگه می خواستم، دفاع کنم، اولا بعضی مطالب قابل دفاع نبود و ثانیا اگر دفاع می کردم، من هم می شدم یکی از ظالمین در نظر آن پیرمرد!
یکبار که سر میز غذا نشسته بودیم و آن پیرمرد سفره انتقادش را گشوده بود و از چپ و راست به عملکرد نظام در سی سال گشته حمله می کرد، گفتم : 2500 سال شاهان را تحمل کردید، 250 سال هم شیخها را تحمل کنید! لبخندی زد و سکوتی کرد و یادم نمیاد تا آخر سفر دیگر جلوی من لب به انتقاد گشوده باشد!

اجلاس غیر متعهدها

رئیس جمهور هند را برای شرکت در اجلاس غیرمتعهدها در تهران دعوت کرده اند و او گفته : من تنهایی می ترسم بیام! با 249 نفر همراه میام! لطفا غذامون هم پرفلفل باشه!
بقیه سران هم همین طور. خلاصه بیش از هفت هزار نفر همراه این صد و بیست نفر هستند!
حتی بعضی هاشون هم گفتند: ماشین ضدگلوله به دردمون نمی خوره و باید خودروی زره ای واسمون آماده کنید
تازه وزیر ارشاد تصمیم گرفته بعد از پایان اجلاس، آنها رو به شهرهای مشهد و تبریز و اصفهان و . . . برای سیاحت و تفریح ببره
به تهرانی ها هم توصیه کرده اند که از این پنج روز تعطیلی استفاده کنند و به مسافرت بروند تا هوای آلوده تهران برای سران، قابل استنشاق تر گردد!

عزیزی در بخش نظرات نوشته اند :

سلام. با تمام احترامی که به شما قائلم باید بگم اصلا برداشت شما صحیح نیست. ایمان خودتون رو با این تحلیل های مزخرف به باد ندید. خیلی عجولانه قضاوت کردی اون طرف اسراییل و سران غرب از حضور 120  کشور در ایران دارن آتیش میگیرن اون وقت شما فکر غذا و ماشین اونها رو میکنید همه اینها فدای ابهت عزت واستقلال کشورم. لطفا قضاوت بیجا نکنید. نظرمنو درج کنید جوابی هم دارید بگید

عرضی ندارم

اشتغال بانوان به چه قیمتی؟!؟

در سفری که اخیرا به مشهد داشتم، با صحنه عجیبی مواجه شدم. در یکی از رستورانهای بین راه که برای نماز و شام پیاده شدیم، با کمال تعجب دیدم خانم جوانی دم توالت مردانه نشسته روی صندلی و جلویش یک میز گذاشته اند و روی میز هم یک ظرف که هر که از توالت در میاد، حق التخلیه اش را توی اون بریزه !
آخه ایجاد اشتغال برای بانوان به چه قیمتی؟!؟
یادمه چند وقت قبل که مطلبی در اعتراض به راننده شرکت واحد بودن زن ها نوشته بودم، خیلی ها تعجب کرده بودند که چه اشکالی داره یک خانم راننده اتوبوس خط واحد باشه
حالا می خوام ببینم کسی هم هست که از شغل دمِ توالت مردانه نشینی هم حمایت کنه یا نه!


کتاب مقدس زرتشتیان!

چندی قبل جزوه ای به دستم رسید با عنوان احکام خرافی اَوِستا که به خرافاتی که در این کتاب به اصطلاح آسمانی زرتشتیان وجود دارد، پرداخته بود. با مطالعه آن ناراحت شدم و با خود گفتم: چرا برخی حاضرند به هر قیمتی دیگران را بکوبند و چرا با دروغ می خواهند چهره مخالفان خود را بد جلوه دهند؟! آخه در آن جزوه مطالبی را به اوستا نسبت داده بود که اصلا باورم نشد راست باشد برای اعتراض به این کار، به مرکز ادیان حوزه علمیه قم رفتم. خیلی جالب بود در یک سالن، اتاقهای مُجزّا وجود داشت که هر اتاقی مخصوص دین یا مذهبی بود. اتاق یهودیت. اتاق مسیحیت، اتاق بهاییت و . . . وارد اتاق زرتشتیت شدم. سید بزرگواری در آنجا حضور داشت. خیلی با من گرم گرفت. ماشالله اطلاعات خیلی خوبی راجع به این دین باستانی داشت. وقتی تعجب خودم را از مطالب جزوه ابراز کردم، برخاست و یک اوستا از قفسه کتاب برایم آورد که به مناسبت سه هزارمین سال تولد زرتشت توسط انجمن زرتشتیان ایران چاپ شده بود. فورا به فصل وندیداد آن که مربوط به احکام شرعی است رفتم و با کمال تعجب دیدم، آنچه در جزوه است دقیقا واقعیت دارد و بدون یک کلمه کم یا زیاد در اوستا وجود دارد. از حاجاقای حسینی تشکر و با یک دنیا از بهت و حیرت،مرکز ادیان را ترک کردم. آیا کسانی که این همه دَم از زرتشت و اوستا می زنند، اصلا یک بار اوستا را خوانده اند و اصلا انجمن زرتشتیان ایران با چه رویی حاضر شده اوستا را تجدید چاپ و بین پیروان این دین پخش نماید؟!؟ حتما مشتاق شده اید چند تا از احکام این کتاب به اصطلاح مقدس را بدانید. باشه، فقط به شش مورد اشاره می کنم:

  1 – زنی که زایمان کرده، اگر در سه روز اول آب بنوشد، 400 ضربه شلاق می خورَد ( وندیداد، فصل هفتم، بند 72 ) 

2- اگر زنی کودک مرده به دنیا آورد، نخستین خوراک این زن، ادرار گاو آمیخته با خاکستر است که باید سه یا شش یا نه جرعه فرو بَرَد ( وندیداد، فصل هفتم، بند 65 و 66 )

3 – کشتن خارپشت، 200 تازیانه مجازات دارد ( وندیداد، فصل سیزدهم، بند 4 )

4- زن حائض باید در اتاقی قرار گیرد که نگاهش به آتش نیفتد و از آتش، آب و گیاه رَسَم، سی گام فاصله داشته باشد و مردی که برای او غذا می بَرَد، باید سه گام مانده به او، غذای او را که از دو قطعه نان خشک و یک مقدار آب جو است، روی زمین قرار دهد و برگردد و اگر کودکش او را لمس کرد، باید دستها و سپس تن کودک را شستشو دهند ( وندیداد، فصل شانزدهم، بند 4 تا 8 )

5 – اگر زن حائض بیش از نه شب خون ببیند، باید سه سوراخ در زمین بکَنَند و زن را در دو سوراخ اول با ادرار گاو و در سوراخ سوم با آب شستشو دهند( وندیداد، فصل شانزدهم، بند 11 و 12 )

6 – کسی که سگ آبی را بکشد،مجازات او 20 هزار ضربه شلاق است ( وندیداد، فصل چهاردهم)

تعجب کردید. نه ؟ تازه رسیدید به حالت من قبل از مراجعه به اصل اوستا ! راستی آنها که دم از زرتشت و زرتشتی گری می زنند، حاضرند به احکام این دین ( که یا اساسی ندارد یا تحریف شده است) تن دهند؟!؟  

درباره رؤیت هلال


مقام معظم رهبری امروز را به عنوان عید فطر اعلام کردند و نماز عید را هم اقامه فرمودند . ولی برای بسیاری از مراجع، مانند آیت الله سیستانی،وحید خراسانی و مکارم شیرازی هلال ماه شوال ثابت نشد و در نتیجه، امروز را روز آخر ماه مبارک رمضان اعلام نمودند و دوشنبه را عید فطر

برای خیلی از مردم عجیب است که چرا هر ساله این اختلاف روی می دهد و چرا مراجع به حرف رهبری اعتماد و اعتنایی نمی کنند؟

این شُبهه ناشی از عدم اطلاع مردم از مسائل فقهی و نجومی است

توضیح آن که: در میان فقهاء اختلاف نظر است که آیا رؤیت هلال با چشم مُسَلَّح مانند تلسکوپ، کافی است یا حتما باید با چشم غیر مسلّح و عادی دیده شود

مراجع قدیم مانند مرحوم امام و گلپایگانی و اراکی و . . . تلسکوپ را کافی نمی دانستند

گفته می شود اولین کسی که این سدّ را شکست و فتوا داد که رؤیت با هر وسیله ای در اثبات ماه کافی است، مرحوم آیت الله بهجت بود

در میان مراجع فعلی هم آیت الله سیستانی و وحید و مکارم می گویند: هلال باید با چشم عادی دیده شود و اگر با تلسکوپ دیده شود ولی وقتی با چشم عادی به همان نقطه ای که تلسکوپ، در آن نقطه ماه را نشان داده، نگاه کنیم و اثری از ماه نبینیم ، حلول ماه جدید اثبات نمی شود

در نتیجه این طور نیست که مثلا آقای مکارم به حرف آقای خامنه ای اعتماد نمی کند. آقای مکارم هم قبول دارد که هیئت استهلال رهبری راست می گویند که ماه را با تلسکوپ دیده اند ولی مشکل اینجاست که رؤیت با تلسکوپ را کافی نمی داند

البته شاید برای برخی عجیب باشد که چرا این مراجع رؤیت با تلسکوپ را کافی نمی دانند ولی آن­ها هم استدلالاتی برای خودشان دارند که در جای خود قابل بحث است

مثلا می گویند: خونی که نجس است، آن است که با چشم عادی دیده شود. لذا اگر روی دست شما خراشی ایجاد شود که هر چه نگاه می کنید، اثری از خون نمی بینید ولی اگر آن قسمت از پوست را زیر میکروسکوپ قرار دهند، ذرات خون پیدا باشد، در این صورت هیچ فقیهی نمی گوید که پوست شما نجس است و باید تطهیر کنید. چون ملاک در نجاست، رؤیت با چشم عادی است نه مُسَلَّح

حال آیا رؤیت هلال هم از همین قبیل است همانطور که این مراجع می گویند یا خیر همانطور که مرحوم بهجت می فرمودند، نیازمند بحث فقهی و کارشناسی است که از بحث های سنگین فقهی هم محسوب می شود

تازه مسأله چشم عادی و مسلّح، یکی از زوایای این مسأله است. گاهی هم اختلافات ناشی از این است که آیا در اثبات ماه، اتحاد افق شرط است یا نه و در صورت دوم، آیا اشتراک در شب لازم است یا نه و آیا رؤیت هلال در بعد از ظهر برای فردا یا در صبح برای دیروز، کفایت می کند یا نه؟

به هر حال منظورم این بود که کسانی که سررشته ای از فقه ندارند، نباید به خود اجازه دهند که به راحتی دهان خود را باز کنند و هر چه به ذهنشان می رسد، در مورد این اختلاف نظر فقهی، بگویند

چه عرض کنم؟!

چند دقیقه قبل از تلویزیون شنیدم که ورزشکاران کره شمالی که در المپیک شرک می-کنند، اگر مقام بیاورند، پس از بازگشت، به آن ها یخچال فریزر می دهند و اگر شکست بخورند، به اردوگاه های کار اجباری فرستاده می شوند!
در اینترنت سرچ کردم، دیدم درست است. این هم آدرسش:
http://www.varzesh3.com/news.do?itemid=982125&title=%0A
یاد سخنان چند روز قبل وزیر ورزش افتادم که گفته بود، به هر کدام از مدال آوران المپیک بین 100 تا 200 سکه طلا پاداش می دهیم
با خودم گفتم : حتما این پاداش را از جیب خود و مال شخصی اش می دهد نه از بیت المال مسلمین !
ولی احتیاطا زیر لب دعا کردم که هیچ کدام از شرکت کنندگان ایرانی ، مدال نیاورند!

دوازده نکته از مرحوم رجبعلی خیاط

به نقل از سایت شیعه آنلاین به آدرس:

http://www.shia-online.ir/article.asp?id=24242&cat=1

نکته۱- اگر ما به قدر ترسيدن از يک عقرب، از عِقاب خدا بترسيم، عالَم اصلاح مي شود.

نکته۲- تو براي خدا باش، خدا و همه ملائکه اش براي تو خواهند بود. «مَن کانَ لله، کان الله لَه»
 
نکته۳- سعي کنيد صفات خدايي در شما زنده شود؛ خداوند کريم است، شما هم کريم باشيد. رحيم است، رحيم باشيد. ستاّر است، ستار باشيد...
 
نکته۴- دل جاي خداست، صاحب اين خانه خداست. آن را اجاره ندهيد.
 
نکته۵- کار را فقط براي رضاي خدا انجام دهيد، نه براي ثواب يا ترس از جهنّم.
 
نکته۶- اگر انسان علاقه اي به غير خدا نداشته باشد، نفس و شيطان زورشان به او نمي رسد.
 
نکته۷- اگر کسي براي خدا کار کند، چشم دلش باز مي شود.
 
نکته۸ - اگر مواظب دلتان باشيد و غير خدا را در آن راه ندهيد، آنچه را ديگران نمي بينند شما مي بينيد. و آنچه ديگران نمي شنوند، شما مي شنويد.
 
نکته۹- هرکاري مي کنيد نگوييد: "من کردم"، بگوييد: «لطف خداست». همه را از خدا بدانيد.
 
نکته۱۰- نفس امّاره را مهار کنيد و با آن مخالفت کنيد.
 
نکته۱۱- به سادات احترام بگذاريد، و آنان را در هر مرتبه و منزلتي هستند گرامي بداريد.
 
نکته۱۲- انسان هرقدر به دستورات پروردگار عمل کند، به همان اندازه به خدا نزديک مي شود.

توکل بر خدا

بعضی ها که در فضای ما نیستند، تعجب می کنند وقتی می شنوند که فرزند زیاد بهتره. با خودشون فکر می کنند که ما که توی یکیش موندیم، اینا کی هستند که به چهارتا هم قانع نیستند! غالبا هم به جهت مشکلات اقتصادی از فرزند بیشتر، فراری هستند و عده هم جهات تربیتی رو مطرح می کنند
فعلا جنبه اول رو در نظر دارم و می خوام بگم :
مترس از مشکلات اقتصادی    بکن بر خالق خود، اعتمادی
خداوند متعال بارها در قرآن فرموده : ( توکّل علی الله ) یعنی بر من توکل و به من اعتماد کن . معلوم میشه یکی از شرائط یاری خدا این است که ما به او اعتماد داشته باشیم
مردم هم دو دسته هستند : بعضی ها می خوان خودشون زندگی خودشون رو بچرخونند و بچه هاشون رو اداره کنند. این ها توی همون یکیش می مونند! حتی بعد از ازدواج هم از ازدواجشون پشیمون می شن که چه غلطی کردیم! حالا چه جوری شکم اینو سیر کنم؟!
این افراد حتی اگه نمازخون باشن و هر روز در نمازشان بگویند: ایّاک نستعین، بازم خودشون رو همه کاره می دونند و در نتیجه از عهده هیچ کاری هم بر نمیان!
دسته دوم کسانی هستند که به این باور رسیده اند که : روزی به دست خداست و او هیچ وقت بندگانش رو رها نمی کنه و خزائنش هم هیچ گاه تمومی نداره و اگر هم گاهی روزیشون کم می شه یا امتحانی الهی است که باید با صبر، ازش سرفراز بیرون بیان یا جریمه گناهی است که باید با توبه و استغفار، برطرف بشه
یادتونه قدیما می گفتند : مهمون حبیب خداست؟ سؤال من اینه که مگه نوزاد متولد شده، مهمان نیست؟ تازه مهمانیه که از جانب خدا اومده و مگه ممکنه خدا مهمون بفرسته و روزیش رو همراهش نفرسته؟!
پیامبرخدا(ص) فرمودند:
( إِنَّ الضَّيْفَ إِذَا جَاءَ فَنَزَلَ بِالْقَوْمِ جَاءَ بِرِزْقِهِ مَعَهُ مِنَ السَّمَاءِ فَإِذَا أَكَلَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ بِنُزُولِهِ عَلَيْهِم‏ ) یعنی : مهمانی که وارد بر خانه ای می شود، رزق آسمانی خودش را به همراه دارد و هنگامی که غذا را خورد، خداوند میزبان را می آمرزد
می بینید؟ نه تنها چیزی از روزی میزبان کم نمی شود بلکه فایده معنوی هم به او می رسد و گناهانش بخشیده می شود
کجا رفتند کسانی که به سخنان قرآن و پیامبر و ائمه باور داشتند؟! خدا رحمتشان کند
مشکل ما این است که ظاهر بین هستیم و مسأله برکت را در نظر نمی گیریم و باور نمی کنیم که کمِ با برکت پر منفعت تر از زیادِ بی برکت است . هر کثیری کوثر نیست . کوثر یعنی خیر با برکت
شخصی به نزد یکی از علما رفت و گفت : شما چگونه می گویید : خمس مالتان را بدهید تا اموالتان زیاد شود ؟ در ریاضی ثابت شده که 5 منهای یک می شود : 4 ولی شما می گویید : می شود : 6 !
آن عالم گفت: سگ سالی چند بار می زاید؟ گفت سالی دوبار. پرسید: هر باری چندتا توله می زاید ؟ گفت : هرباری 5 ، 6 یا حتی بیشتر . پرسید : چند سال عمر می کند ؟ گفت : تا سی سال هم عمر می کند. پرسید : چه مقدار از گوشتش خوراک مردم می شود؟ گفت : هیچی . پرسید: چه مقدارشان طعمه درندگان می شوند؟ گفت : خیلی کم . پرسید: چه مقدارشان به بیماری می میرند؟ گفت: بیماری ای که سگ را بکشد، خیلی نادر است
سپس پرسید: گوسفند: سالی چند بار می زاید؟ گفت: سالی یکبار. پرسید : و هر باری چند تا ؟ گفت: یکی . پرسید: و چند سال عمر می کند؟ گفت : حدود ده سال. پرسید: چه مقدار از گوشتش را مردم می خورند؟ گفت: خیلی و اصلا گوسفند را پرورش می دهند تا گوشتش را بخورند. پرسید: چه مقدار طعمه درندگان می شود؟ گفت : خیلی. پرسید: چه مقدارشان با بیماری ها می میرند؟ گفت: خیلی، بیماری های دام فراوان است که گاهی گله ها را از بین می بَرَد
آن عالم گفت: به حساب ریاضی، الآن باید دنیا پر از سگ باشد و نسل گوسفند منقرض شده باشد؛ اما بیابان ها پر است از گله های گوسفند ولی تو یک گله سگ به من نشان بده!
آن مرد تعجب کرد و علت را جویا شد و آن عالم در جوابش گفت : خدا چهار تا حرف در گوسفند قرار داده که در سگ قرار نداده : ب، ر،ک،ت ! آری برکت
اگر توکل و باور به رزاقیت الهی هم ندارید، می توانید سری به خانواده هایی که از این دو گوهر بهره مندند بزنید و با چشم خود قدرت الهی را ببینید
همین عموحسین خودمون که 19 تا فرزند داره، امکان نداره کسی ازش درخواست قرض کنه و جواب رد بشنوه. اگر هم نداشته باشه، از آبروش مایه می ذاره و واسطه می شه تا شخص ثالثی به طرف قرض بده و می گه : در قرض، طرف حساب ما خداست نه شخص قرض گیرنده. او هم پس نده، خدا سر جاش جبران می کنه. جالب اینه که تا حالا خودش از کسی قرض نگرفته و حتی آلوده به وام های بانکی هم نشده. حتی پولی را که پدرش برای خریدن خانه به او داده بود، در اسرع وقت به ایشان پس داده بود
او به این سخن معصوم اعتقاد دارد که ( الرزق مع العیال ) یا ( تنزل المعونة علی قدر المؤونة ) یا بالاتر از همه این ها، آیه قرآن که فرموده : ( و ما من دابة الا علی الله رزقها )
پدرش هم که خدا به او چهارده فرزند داده بود، نیز همین گونه بود
و خدا رحمت کند سعدی شیرازی را که نیکو سروده است:
یکی طفل دندان برآورده بود       پدر سر به فکرت فرو برده بود
که من نان و برگ از کجا آرمش؟      مروت نباشد که بگذارمش
چو بیچاره گفت این سخن، پیش جفت     نگر تا زن او را چه مردانه گفت:
مخور هول ابلیس تا جان دهد      همان کس که دندان دهد نان دهد
تواناست آخر خداوند روز       که روزی رسانَد، تو چندین مسوز
نگارنده ی کودک اندر شکم         نویسنده ی عمر و روزی است هم
خداوندگاری که عبدی خرید         بدارد، فکیف آن که عبد آفرید
تو را نیست این تکیه بر کردگار          که مملوک را بر خداوندگار

ایوان نجف

آیا کعبه افضل است یا نجف ؟
به عبارت دیگر آیا محل ولادت امیرالمؤمنین(ع) برتر است یا محلّ دفن حضرت؟
در مورد کربلا، مرحوم سیّد بحرالعلوم در قصیده معروفش فرموده :
و من حدیث کربلا و الکعبة      بان لکربلا عُلُوُّ الرُتبُة
و معلوم است که مرقد امیرالمؤمنین (ع) از جهاتی برتر از مرقد سیّدالشهدا(ع) است
در رساله ها هم نوشته اند : نماز در مسجدالحرام صدهزار برابر ثواب دارد در حالی که نماز در حرم امیرالمؤمنین(ع) معادل 200 هزار نماز شمرده شده است
و جایی که ( حُرمة المؤمن اعظم من الکعبة ) باشد، آیا بدن مطهّر مولی الموحدین را می توان به کعبه قیاس نمود؟!
دو شاعر با ذوق هم این مطلب را به شعر درآورده اند که البته اولی کمی تند رفته است :
ایوان نجف عجب صفایی دارد
حیدر بِنِگر چه بارگاهی دارد
ای کعبه، به خود مناز از روی شرف
جایت بِنِشین که هر که جایی دارد!

ولی شاعر دوم نرم تر گفته است:
هر دل که شکست، ره به جایی دارد
هر اهل دلی، قبله نمایی دارد
با آن که بُوَد قبله ی ما کعبه، ولی
ایوان نجف عجب صفایی دارد

حداکثر مجاز مدّت قهر

روایات زیادی داریم که قهر بیش از سه روز دو مسلمان را حرام دانسته است . به عنوان نمونه :
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ لَا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يَهْجُرَ أَخَاهُ فَوْقَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ وَ السَّابِقُ يَسْبِقُ إِلَى الْجَنَّة ( بحار ج 72 ص 189 ) : قهر بیش سه روز با مسلمان حلال نیست و هر کدام برای آشتی پیش قدم شود، زودتر وارد بهشت می گردد
و قهر بیش از سه روز به عنوان مانعی برای قبولی اعمال ذکر شده است :
قال رسول الله (ص) : يَا أَبَا ذَرٍّ إِيَّاكَ وَ هِجْرَانَ أَخِيكَ‏ فَإِنَّ الْعَمَلَ لَا يُتَقَبَّلُ مَعَ الْهِجْرَانِ يَا أَبَا ذَرٍّ أَنْهَاكَ عَنِ الْهِجْرَانِ فَإِنْ كُنْتَ لَا بُدَّ فَاعِلًا فَلَا تَهْجُرْهُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ كَمَلًا ( وسائل ج 12 ص 264 ) : از قهر با برادرت بپرهیز . زیرا اعمال با قهر پذیرفته نمی گردد و اگر چاره ای جز قهر نداری، بیش از سه روز قهرت را ادامه نده
شاید این سه روز فُرجه هم به خاطر این باشد که گاهی لازم می شود برای تنبیه شخصی از حربه قهر استفاده کرد چنان که حضرت کاظم (ع) در پاسخ به شخصی که از دست فرزندش به ایشان شکایت کرده بود، فرمودند :  لَا تَضْرِبْهُ وَ اهْجُرْهُ‏ وَ لَا تُطِل‏ : او را کتک نزن بلکه با او قهر کن ولی قهرت طولانی نباشد



دعای سفره

دعای خاصى براى سفره از معصومين (ع) وارد نشده است. مستحب است انسان بعد از خوردن غذا حمد و شكر خداوند را به جاى آورد ولی خواندن اين شعر و دعا مرسوم است :
الهی که این سفره، معمور باد                    همیشه پر از نعمت و نور باد
زبان بداندیش و چشم حسود            از این سفره و صاحبش دور باد

اَلحمد لله ربّ العالمين

هَنيئًا لِلآكلين و بَرَكَةً لِلباذلين، صِحَّةً لِلجالسین

زادَاللهُ النِّعَم، دَفَعَ اللهُ النِّقَم، بِحَقِّ سَيِّدِ العَرَبِ وَالعَجَم

اللهم تَقَبَّل هذا الإحسانَ مِن مُحسِنِها

بِحُرمَةِ محمد و آل محمد و بحرمة سورة الفاتحة مع الصلوات


خطر شیعه برای اسلام !

از آقای محمد مرسی رییس جمهور جدید مصر نقل شده که گفته است :

شیعیان از یهودیان برای اسلام خطرناک تر هستند !

این هم آدرس خبرش :

http://www.shia-news.com/fa/news/37044

فاعتبروا یا اولی الالباب !

دو آیه از قرآن کریم درباره حتمی بودن ظهور حضرت مهدی و تشکیل حکومت جهانی اسلامی

وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ  سوره انبیاء : 105             
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون سوره توبه : 33
در آیه اول به صراحت می فرماید : ما در کتاب زبور حضرت داود به طور قطعی بیان کردیم که زمین عاقبت به دست صالحان خواهد افتاد
در آیه دوم نیز خداوند وعده داده است که : دین اسلام علی رغم میل مشرکان بر تمام ادیان دنیا غلبه خواهد کرد
هنوز مضمون هیچ کدام از دو آیه محقق نشده است . نه اداره زمین به دست صالحان افتاده و نه دین اسلام بر سایر ادیان غلبه کرده است و چون وعده الهی قطعی و تخلف ناپذیر است ، یقینا در آینده ای روشن این دو امر به تحقق خواهد پیوست و و صالحان در سراسر زمین یک حکومت اسلامی تشکیل خواهند داد

حسرت دیدار ؟!؟

شاعری فرموده :

غير از هوسِ ديدنِ رخسار چو ماهت       اندر دلِ پُر حسرت ياران، هوسی نيست

آیا ما واقعا این گونه هستیم ؟ آیا آرزویی جز دیدار رخسار آن یار غائب از نظر در دل نداریم ؟ یا اینکه هر آرزویی داریم جز این ! آیا اگر بین دو راهی ای واقع شویم که یک راهش رسیدن به صد ملیون تومان باشد و راه دیگرش نائل شدن به یک لحظه زیارت جمال نورانی حضرت، کدام را انتخاب می کنیم ؟! آیا وقتی در دعای ندبه می گوییم : ( عزیز علیّ أن أری الخلق و لا تُری ) ، واقعا ندیدن روی حضرت برای ما سخت و دشوار است ؟! آیا تا به حال از فراق حضرت اشک ریخته ایم ؟! آیا جمعه هایمان با بقیه ایام هفته تفاوت دارد ؟ منظورم از لحاظ تعطیلی و تفریح و رفتن به پارک و سینما نیست ! منظورم آن است که آیا صبح جمعه در اشتیاق ظهورش و عصر جمعه از اندوه نیامدنش می سوزیم یا نه ؟ وقتی می گوییم : ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد، وقت است که بازآیی آیا واقعا بی او ، احساس تنهایی می کنیم و جانمان به لب رسیده یا اینکه همه این ها لقلقه زبانی بیش نیست ؟! وقتی می گوییم : بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمی شود بی سر و جان به سر شود، بی تو به سر نمی شود آیا واقعا همین گونه است ؟! تا کی قرار است دروغ بگوییم ؟ و تا کی تصمیم داریم این حقائق را در وجودمان حقیقت نبخشیم ؟ آیا تا به حال دلمان برای حضرت تنگ شده است یا برای غربت حضرت سوخته است ؟!

چند جمله از مرحوم حاجاقای بهجت درباره حضرت امام زمان علیه السلام

سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم !
به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد
ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد
برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد
دعای تعجیل فَرَج دوای دردهای ماست
با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظرة است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!
چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت مؤثر است اما نه لقلقه زبان بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه
هر کس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت (ع) و فَرَج شخصی خود پیدا کند، خواه ظهور آن حضرت دور باشد یا نزدیک
اگر به قطعیات و یقینیات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که حضرت از کدام یک از کارهایی که کرده ایم قطعا راضی و از چه کارهایمان قطعا ناراضی هستند
حضرت فرموده اند : شما خود را اصلاح کنید ما خودمان به سراغ شما می آییم . لازم نیست شما به دنبال ما باشید
تا رابطه ما با ولیّ امر امام زمان (ع) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد و قوّت رابطه ما با حضرت نیز در اصلاح نفس است
مخصوصا دعای شریف ( الهی عظم البلاء . . . ) را بخوانید و از خدا بخواهیم صاحب کار را برساند

نائبان عامّ حضرت حجت (ع) در زمان غیبت

در روایتی مشهور به نقل از توقعی که از ناحیه مقدسه صادر شده، آمده است که :

أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة أحاديثنا؛ فإنّهم حجّتى عليكم

در حوادثی که برایتان رخ می دهد به کسانی که احادیث ما را نقل می کنند و با کلام و سیره و مذاق ما آشنایی کامل دارند ، مراجعه و از آن ها کسب تکلیف نمایید، زیرا آن ها حجّت من بر شما هستند

در روایتی معروف از امام صادق (ع) شرائطی برای مرجع تقلید بیان شده است

مَنْ كانَ مِنَ الفُقَهاءِ صائِناً لِنَفسِهِ حافِظاً لِدِينِهِ مُخالِفاً لِهَواهُ مُطيعاً لأمرِ مَوْلاهُ، فَللْعَوامِّ أنْ يُقَلِّدُوهُ

یعنی کسی که در فقه متخصص نیست باید از فقیهی تقلید نماید که : با تقوا و خویشتن دار ، دین دار ، مخالف هوای نفس و مطیع اوامر مولای خود باشد

این چنین مجتهدی صلاحیت دارد که مرجع تقلید مردم باشد و مردم باید به فتواهای او عمل کنند و وجوه شرعیه را با اجازه او به مصارف مشخص شده برسانند و اگر در اختلافی قضاوتی کرد ، تابع حکم او باشند

بدیهی است که اگر از فقیه و مجتهد ، کاری سر بزند که با شرائط فوق منافات داشته باشد ، خودبخود از صلاحیت برای مرجعیت و نیابت ساقط می گردد

به عنوان مثال مجتهد نسبت به وجوه شرعیه ای که در اختیار او قرار می گیرد، امانت دار است و باید به طور دقیق آن را در اموری که یقین دارد مورد رضایت حضرت بقیة الله است، مصرف نماید و اگر

ریالی از آن را برای مصارف شخصی غیرضروری هزینه نماید، خائن محسوب می گردد

حکایتی معروف از مرحوم شیخ مرتضی انصاری که ادامه مطلب می آید، ما را در فهم این مطلب یاری می نماید :
ادامه نوشته

وظایف ما در زمان غیبت

مهمترین وظیفه ما در زمان غیبت، انتظار فرج و دعا برای ظهور حضرت و حفظ دین است . در روایتی مشهور امام صادق (ع) فرمودند : در زمان غیبت که زمان فتنه و شبهه است و شما در امواج مصائب در حال غرق شدن هستید ، دعای غریق را بخوانید :
يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِك‏
خدایا مرا بر دینت ثابت قدم قرار بده
هر کجا وظیفه مشخص و واضح بود ، بدون هیچ گونه واهمه و ترسی و با توکل بر خدا به انجام آن اقدام کنیم و کجا امر مشتبه و فضا غبارآلود بود ، توقف کنیم و بی گدار به آب نزنیم و وارد هر فتنه ای نشویم تا از تبعات اقدام بی پشتوانه ی علم و یقین مصون بمانیم
نسبت به امر معروف و نهی از منکر حسّاس باشیم و نخست معروف ها را در وجود خود و خانواده خود پیاده نموده و منکرات را از وجود و زندگی خود دور سازیم
از قلّت و تعداد کم دوستان حضرت و کثرت دشمنان شیعه نهراسیم ، چرا که همواره اهل حق در قلّت و اهل باطل اکثریت بوده اند ( اللهم انا نشکو الیک فقد نبیّنا و غیبة ولیّنا و کثرة عدوّنا و قلّة عددنا )

انار بحرین

آیا در زمان غیبت کبری، رؤیت امام (ع) ممکن است؟

اگر کسی ادعا کند که می تواند امام را مشاهده کند به صورتی که هر وقت بخواهد بتواند به محضر حضرت برسد و واسطه ای بین مردم و حضرت می باشد ، باید او را تکذیب کرد . زیرا او ادعای نیابت خاصه می کند در حالی که نیابت خاصه مخصوص زمان غیبت صغری و منحصر در چهار نائب خاص آن بزرگوار ( عثمان بن سعید ، محمد بن عثمان ، حسین بن روح و علی بن محمد سمُری ) می باشد
اما اینکه کسی حضرت را صورت غیر منتظره مشاهده کند یا جمال حضرت بدون اینکه بفهمد ایشان امام هستند، زیارت نماید و بعد از اینکه حضرت غائب شدند، تازه به خود بیاید و بفهمد چه سعادتی نصیبش شده بوده است، نه تنها محال نیست بلکه برای افراد زیادی در طول غیبت کبری به وقوع پیوسته است
البته باید توجه داشت که حساب مدعیان دروغگو و دکان داران شیّاد از حساب راستگویان صادق جداست و مؤمن کیِّس باید گول هر ادعایی را نخورد و فریفته ی هر مدعی ای نگردد و نیز باید بداند که مهم تر از رؤیت جسم حضرت، اتصال روحی و ارتباط معنوی و کوشش در به دست آوردن رضایت حضرت است و باید ورد زبانش و خواسته ی قلبش این باشد که :
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي‏ حُجَّتَكَ‏ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي‏
مرحوم حاجی نوری در کتاب شریف ( النجم الثاقب ) صد قضیه از کسانی که در زمان غیبت کبری به محضر حضرت تشرّف یافته اند، نقل کرده که شاگرد ایشان مرحوم حاج شیخ عباس قمی 23 تای آن ها را در کتاب ارزشمند منتهی الآمال ذکر فرموده است که ما یکی از آن ها را در ادامه مطلب نقل می نماییم :

ادامه نوشته

نور وجود امام ( علیه السلام )

ابوبصیر می گوید : در خدمت امام باقر (ع) وارد مسجد شدیم . جمعیت در رفت و آمد بود . حضرت به من فرمود : ( سل الناس هل یروننی ؟ ) : از مردم بپرس آیا مرا می بینند ؟ از هر کس پرسیدم : آیا اباجعفر را ندیدی ؟ می گفت : نه . با اینکه حضرت کنار من ایستاده بودند . تا اینکه ابوهارون مکفوف ( نابینا ) آمد . حضرت فرمودند : از او بپرس . پرسیدم : آیا امام باقر را ندیدی ؟ گفت : ایشان که کنارت ایستاده اند ! گفتم : از کجا فهمیدی ؟! گفت : ( و کیف لا اعلم و هو نور ساطع ؟ ) : چگونه ندانم در حالی که حضرت نوری است درخشنده         ( بحار ج 46 ص 243 )
آری ، ما یا حضرت را نمی بینیم یا اگر هم ببینیم جسم ظاهری حضرت را مشاهده می کنیم نه حقیقت نورانی ایشان را . همچنان که ابولهب و ابوجهل پیامبر(ص) را دیدند ولی به حقیقت نورانی حضرت پی نبُردند و همچنان که اویس قرنی حضرت را در ظاهر ندید ولی از بینندگان حضرت بالاتر رفت
هم اکنون هم می شود حضرت را دید نه با چشم سر که با چشم دل . جایی که خدا را بتوان با چشم قلب مشاهده کرد ، رؤیت قلبی و باور ایمانی به حضرت امر بعیدی نیست
حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمودند :  ( لَمْ‏ تَرَهُ‏ الْعُيُونُ‏ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ، وَ لكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَان‏ ) : چشم ها با مشاهده خدا را نمی بینند بلکه قلب ها با حقیقت ایمان وجود او را درک می کنند                                                                             ( کافی ج 1 ص 138 )
و در نهج البلاغه فرمودند :  ( هُوَ اللَّهُ‏ الْحَقُّ الْمُبِينُ‏ أَحَقُّ وَ أَبْيَنُ‏ مِمَّا تَرَى الْعُيُون‏ )
امام زمان و حجت خدا نیز مظهر صفات الهی از جمله ظهور در عین خِفاء و قُرب در حال بُعد است

اهمیّت یادگیری صحیح نماز

بابا ، خدا که عرب نیست . او هر زبانی رو می فهمه . سخت نگیر ، نماز رو هر جور بخونی ، قبوله . خدا ارحم الراحمینه . مهم نیّت پاک و اخلاص انسانه . خیلی وسواسی نباش . ما درون را بنگریم و حال را و . . .
این ها حرف هایی است که مردم می زنند تا از زیر سختی ی یادگیری صحیح و دقیق نماز شانه خالی کنند !
این حرف ها درست مثل آن است که بگوییم : خدا که مکان نداره ، به هر طرف رو کنی، خدا آنجاست . پس لزومی ندارد که در نماز رو به قبله بایستیم !
درست است که خدا هر زبانی را می فهمد و مکان و جهت ندارد ولی به خاطر مصالحی از جمله اینکه وحدت رویّه در عبادت مهمی همچون نماز رعایت شود ، دستور داریم که به هر زبانی سخن می گوییم و در هر کجای کره زمین که هستیم، نماز را به عربی و به سمت کعبه بخوانیم
هر کسی باید با تمرین و در حدّ وُسع و توانش کلمات و حروف نماز را به عربی صحیح یاد بگیرد . البته معلوم است که از یک پیرزن بی سواد بی دندان به اندازه یک جوان سالم تحصیل کرده، توقع و انتظار نیست
بنابراین یک شخص بی سواد یا کسی که مشکلی در تلفظ حرفی دارد، اگر نتواند حرفی را به درستی ادا کند ، هر طور می تواند باید بگوید و نمازش هم صحیح است . همان گونه که بلال حبشی نمی توانست شین را ادا کند و هنگام اذان می گفت : أسهد أن لا إله إلا الله و پیامبر(ص) فرمود : سینُ بلال عندالله شین ! یعنی سین بلال نزد خدا شین حساب می شود
در تلفظ کلمات و حروف نماز هم باید حروف را درست تلفظ کرد و هم حرکات را . یعنی مثلا به
جای ( الحمدُلِله ) نباید گفت : ( الحمدُرِلله ) یا به جای ( لم یلد ) نباید گفت : ( یَم یلد ) و نیز در تلفظ حرکت ها هم باید دقت کرد . مثلا به جای ( عبدُه ) نباید گفت : ( عبدَه )
همان گونه که مثلا کلمه ( لنگ ) در فارسی را اگر به کسره یا فتحه یا ضمه بخوانیم، سه معنای متفاوت پیدا می کند

مرحله بعدی این است که تلفظ حروف ( ح ، ذ ، ص ، ض ، ط ، ظ  ، ع ، غ ) در عربی با فارسی تفاوت دارد و باید آنها را در نماز به عربی صحیح تلفظ نمود . چون اگر آن ها را مثل فارسی تلفظ کنیم، کلمه بی معنا و گاهی دارای معنای دیگری می گردد . مثلا ( طین ) به معنای گِل است در حالی که ( تین ) به معنای انجیر می باشد . یا ( علیم ) به معنای دانا است در حالی که ( الیم ) به معنای دردناک می باشد . حرف ( ظ ) فقط در سبحان ربّی العظیم هست که یادگیری آن ضرورت ندارد چون می توان به جای آن سه بار سبحان الله گفت


حرف ( ح ) : اَلرَّحْمانِ ، اَلرَّحيم ، اَلْحَمْدُ ، أَحَد ، سُبْحانَ ، وَحْدَهُ ، مُحَمَّد، رَحمَةُ
حرف ( ع ) : الْعالَمِين ، نَعْبُدُ ، نَسْتَعين ، عَلَيْهِمْ ، عَبْدُهُ ، عَلى ، عَلَيْكُمْ
حرف ( ذ ) : الَّذينَ
حرف ( ص ) : الصّراطَ و صِراطَ ، الصَّمَد ، صَلّ
حرف ( ض ) : الْمَغْضُوبِ ، الضّالّين
حرف ( ط ) : الصّراطَ ، صِراطَ
حرف ( غ ) : غَيْرِ ، الْمَغْضُوبِ

کمی باور . . .

دیروز یکی از وستان تعریف می کرد که دادگاه سر یه قضیه ای احضارش کرده و وقتی وارد اتاق بازجویی شده ، با کمال تعجب دیده پرینت تمام مکالمات و حتی پیامک های گوشی موبایلش در یک سال گذشته ، روی میز بازجو است !
واقعا اگر ما هم باور داشتیم که تمام پیامک ها ، چت ها ، ایمیل هایمان و حتی محتوای سایت هایی که بازدید کرده ایم  در بایگانی الهی ثبت و ضبط می گردد حتی اگر آن ها را دلیت کنیم ، وضعمان فرق نمی کرد ؟!
اگر باور داشتیم ( ما یلفظ من قول إلا لدیه عتید رقیب ) ، باز هم لب به هر سخنی می گشودیم ؟!

صفات یک طلبه شیعه از نظر یک سنی

امروز واسم جالب بود که سر قضیه ای با یک سُنّی که به نظرم هم طلبه بود ، در فضای مجازی بحث مان شد و او برگشت به من گفت : آخوند مشرک خمس بگیر متعه بکن !

بانک ها صدای آیت الله مکارم را هم درآوردند !

استاد حوزه علمیه قم از عملکرد بانک‌ها به ویژه در اخذ دیرکرد و جریمه دیرکرد شدیدا انتقاد کرد و گفت: جریمه دیرکرد و جریمه روی جریمه خلاف شرع است، این اقدامات با بانکداری اسلامی مغایر است.

وی با بیان اینکه صنایع ضربه شدیدی از بانک‌ها می‌خورند خواستار توجه به حل این مشکل در خصوص بانک‌ها شد و تاکید کرد: ربای مضاعف هیچ توجیه شرعی ندارد و قرآن صریحا آن را منع می‌کند.

پس وام های بانکی ربا بود و ما خبر نداشتیم ؟!

 آیت‌الله جوادی آملی در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر لزوم رفع مشکلات مردم و نقش مجلس در راستای رفع موانع تولید از وضعیت موجود بانک‌ها و ارائه تسهیلات با سود زیاد ابراز گلایه کرد و گفت: این بانک‌ها سودهای کلانی از مردم دریافت می‌کنند و در حال حاضر 80 درصد مردم با وام و ربا بسر می‌برند و باید برای اقتصاد ربا فکری شود.

وی پرداخت وام با سودهای کلان را به ضرر تولید ملی دانست و اظهار داشت: ما به هر کسی در مورد این وام‌ها و تولید گفتیم، گفت که این وام‌ها برای تولید صرف نمی‌کند.

وی ادامه داد: وقتی تسهیلات بانکی با سود 20 درصد ارائه می‌شود این سودها بعد از 5 سال 100 درصد می‌شود و چیزی برای کسی که وام گرفته نمی‌ماند و شخص باید تا آخر عمر بدهکار باشد و چه بسا جای او در زندان باشد.

آیت‌الله جوادی آملی تصریح کرد: ما خودمان را فریب ندهیم؛ ما مثل کسی که قلبش 80 درصد از کار افتاده و با 20 درصد کار می‌کند هستیم. تعارف هم نکنیم، با 20 درصد زنده‌ایم و 80 درصد با ربا بسر می‌برند

مبعث

در دوازده سالگی سروده ام :

چو شد بیست و هفت رجب در جهان* بشد هم دگرگون زمین و زمان

بیامد محمد (ص) به غار حرا    *    بگفتا به او جبرئیل از خدا
بخوان بسم ربّت که خِلقت بکرد  *   بنی آدمی از عَلَق زن وَ مرد
بگفتا محمد (ص) : ندارم سواد *  دوباره مَلَک آن پیامش بداد
چو بار دگر آن ندا را شُنود  * توکّل بکرد و تلاوت نمود
بخوان بسم ربّت که خِلقت بکرد  *   بنی آدمی از علق زن وَ مرد
بخوان با همان کردگار کریم  *  که کرد او ز قلبت جدا ترس و بیم
سپس او به مخلوق خود با قلم  *  بیاموخت علمی که او داشت کم
محمد (ص) چو بگرفت آن سوره را   *  روانه بشد او به سوی سرا
به همسر بگفتا : نمودم خدا  *  رسول خود و خاتم انبیا
به فوری خدیجه بشد اولین  *  زنی از زنان پذیرای دین
نخستین ز مردان مؤمن علی (ع)  * همان اِبن عَمّ و وصیّ نبی
سپس هر سه با هم بکرده قیام  *  رسانده به گوش جهان این پیام
که نَبوَد خدایی مگر یک خدا   *  همان کو بُوَد بی نیاز از شما
نزائیده و زاده از کس نشد  *  که همتای او هیچ چیزی نَبُد
رسول خدا بس مشقّت کشید  *  بسی رنج و غم را به جانش خرید
ز سعی و تلاشش کنون در جهان  *  بُوَد دین او برترین در زمان
کنون گر که خواهی سعادت ، بیا  *  بشو پیروِ دینِ پاک خدا
بخوان اهل بیتش اجابت شوی  *  که جُز هشت و چارت نباشد رهی
به همراه وافی بگو این کلام  *  بر احمد وَ آلش درود و سلام

منظور از مطلقه در اصطلاح ولایت مطلقه فقیه چیست ؟


ادامه نوشته

وقتی اجل نرسیده باشد ، کلیدها هم از کار می افتد !

دیروز عصر به منزل برادرم صادق رفتم . منزلشان در انتهای یک کوچه باریک در خیابان باجک است . ناگهان دیدیم آوار خانه همسایه شان فرو ریخته  و تقریبا تمام کوچه را پر کرده است . به منزل صادق که رفتم ، تعریف کرد که سحرگاه ساعت 4 ناگهان با شنیدن صدای مهیبی از خواپ پریدیم و متوجه شدیم که خانه همسایه بر سرشان خراب شده است . ساکنان این خانه هم یک پیرزن و یک پیرمرد بودند که از قضا آن شب پیرزن در خانه نبوده است { شاید با شوهرش دعواش شده بوده و رفته بوده خونه مامانش ! } . پیرمرد برای داداشم تعریف کرده که پنج دقیقه قبل از فرو ریختن سقف خانه ، ناگهان لامپ های اتاق روشن شد . برخاستم و هر چه کلید برق را زدم ، خاموش نشد ! به ناچار رفتم توی حیاط تا برق را از کنتور خاموش کنم که ناگهان سقف فرود آمد !
هنگام خداحافظی داداشم مرا به کنار خانه همسایه برد و محل تخت پیرمرد را که دیشب رویش خوابیده بوده ، بهم نشان داد ، درست زیر سقف فرود آمده  قرار گرفته بود !

معاویه

داستان پسر هند مگر نشيندى  كه از او و سه كَسِ او به پیمبر چه رسيد ؟
پدر او لب و دندان پيمبر بِشِكست  مادر او جگر عَمِّ  پيمبر بمكيد
او به ناحق ، حقِ داماد پيمبر بِسِتاد  پسر او سر فرزند پيمبر ببُريد
بر چنين قوم ، تو لعنت نكنى شرمت باد  لَعَنَ اللّهُ يزيداً وَ عَلى آل يزيد

برای رفع خستگی !

امروز صبح در روزنامه جمهوری اسلامی خواندم که :

طرح تشديد برخورد با بدحجابي و مانكن‌ها در اماكن فرهنگي كه از عصر دوشنبه در برج ميلاد آغاز شده بود همچنان ادامه دارد. در اين طرح كه از مجموعه فرهنگي برج ميلاد آغاز شده است مأموران پليس امنيت اخلاقي با حضور در اين مجموعه كه در آن كنسرت يكي از خوانندگان درحال برگزاري است، ضمن برخورد با افراد بدحجاب از ورود آنها به كنسرت جلوگيري مي‌كنند. پليس تهران اعلام كرده اين طرح در روزهاي آتي در ساير اماكن هنري تهران نيز اجرا خواهد شد

پیشنهاد می کنم در مرحله بعدی شرط حضور در کنسرت موسیقی ، داشتن چادر یا عمامه قرار داده شود !


تشکر

از آقا سجاد تشکر می کنم که شرح زندگانی رسول گرامی اسلام (ص) از کتاب منتهی الآمال را در وبلاگشان قرار داده اند

rasoolekhoda.blogfa.com